فوریه 3, 2010 در 5:33 ب.ظ (Uncategorized)
این واژه در ظاهر عربی هست اما در لغات نامه دهخدا هم به آن اشاره شده است. معنی آن هم همانطور که اطلاع دارید ، “مقایسه اشتباه دو چیز با هم ـ مقایسه دو چیز کاملا متفاوت و بی شباهت” میباشد. متاسفانه بسیاری از ما و حتی بارها و بارها مشاهده شده که در رسانههای مختلف دو چیز کاملا متفاوت که هیچ نوع شباهتی با هم ندارند با هم مقایسه میشوند و این مورد شدیدا با زندگی ما عجین شده است. چه افرادی که داخل کشور هستند و چه آنهایی که در خارج از کشور زندگی میکنند ، اغلب موارد دو موضوع یا مطلب یا چیزی که ظاهراً با هم مشابه هستند و در واقع مصداق قیاس مع الفارق هست را در کنار هم قرار داده و شروع به مقایسه آن میکنند و بعضا شاید ساعتها هم به تحلیل آن پرداخته شود. برای باز شدن مطلب چند مثال میزنم:
یادم هست که سالها پیش هر چند وقت یکبار بعضی رسانهها بخاطر اینکه نشان دهند که چقدر قیمتها مفت هست !!! قیمت بنزین بین ایران و ترکیه را مقایسه میکردند و میگفتند که قیمت بنزین در ترکیه به ازای هر لیتر ۱ دلار هست و در ایران فلان قدر و نتیجه گیری میشد که قیمت بنزین در ایران مفت هست !!! از اینکه قیمت بنزین در ایران نسبت به دیگر کشورها پائین هست ، شکی در آن نیست. ولی دو کشور ایران و ترکیه از لحاظ تولید و مصرف بنزین اصلا با هم قابل قیاس نیستند. نه تنها در این زمینه در دیگر زمینه ها هم قابل قیاس نیستند.
این برداشت از قیاس دو چیز الان به افرادی که در خارج از ایران هم ساکن هستند رسوخ پیدا کرده است و بارها دیده ، شنیده و یا در وبلاگهای مختلف خوانده ایم. حساب آنهایی که از روی غرض این نوع مطالب را مینویسند ، جداست و صحبتی با این افراد ندارم که با منطق زیاد میانهای ندارند !!! روی سخن با دوستانی هست که در آینده در خارج از کشور ساکن خواهند شد و اغلب با دیدن این مطالب و مقایسه قیمتها ، شاید دچار پریشانی شوند.
یکی از کارهایی که هر مهاجر تازه وارد – خود من هم این کار را اوائل میکردم – انجام میدهد و کاملا اشتباه هست ، نقش یک توریست را در ماههای اول بازی میکند !! حالا چطوری؟!! وقتی شخصی به عنوان توریست از کشوری بازدید میکند و قصد دارد که از آن کشور اجناسی را جهت مصرف شخصی و یا ره آورد ، خریداری نماید ، پس از دیدن یا اطلاع از قیمت آن جنس خاص ، بلافاصله ماشین حساب خود را در آورده و قیمت آن جنس را در نرخ برابری آن با ریال ضرب میکند ، و از عدد حاصله نتیجه میگیرد که آن جنس ارزان ، گران و یا مناسب هست.
بعضی از مهاجران در ماههای اول هم همانند یک توریست عمل میکنند و قیمت اجناس را به واحد پول ایران تبدیل می کنند که یا خوشحال میشوند و یا چشمهایشان گرد میشود و یا بعضا بعضی از دوستان قیمت اجناسی که خریداری میکنند را در وبلاگهایشان مینویسند و کار بسیار جالب و مفیدی هم میکنند که قصد دارند مهاجران آینده را از هزینهها آگاه سازند ، اما به شرطی که دوستی که در ایران هست ، آن قیمت را به ریال تبدیل نکند که مصداق ، قیاس مع الفارق هست !!!
حالا دلیل:
دلیل اینکه این دو چیز در ظاهر با هم مشابه هستند ولی در واقع هیچ سنخیتی با هم ندارند را عرض میکنم.
یک مثال بزنم ، در بریتانیا اگر شما قصد خرید مرغ داشته باشید و به فروشگاه مراجعه کنید ، با انواع و اقسام بسته بندیهای مرغ مواجه خواهید شد. مثلا دو عدد سینه بدون پوست مرغ را در یه ظرف قرار داده اند و قیمتی که بر روی آن حک شده بین ۳ تا ۴ پوند – بسته به وزن و شرکت یا کشور تولید کننده آن – میباشد. اگر من در اینجا بنویسم که دو عدد فیله سینه مرغ به وزن حدود نیم کیلو در بریتانیا ۴ پوند میباشد ممکن هست که دوستی بیاد و ۴ پوند را در قیمت هر پوند مثلا ۱۷۰۰ تومان ضرب کند و از عددی که حاصل میشود نتیجه بگیرد که چقدر گران هست !!! (البته این فقط مثال بود و ارزان بودن یا نبودن آن را در قیاس با ایران نه میدانم و نه مهم هست).
این نوع مقایسه که اغلب انجام میشه کاملا اشتباه و غلط هست. در ظاهر هر دو مرغ هست ولی قیاس این چنینی درست نیست.
حالا درستش چطور هست؟!!؟
در بریتانیا حداقل حقوق هر ساعت ۵.۸۰ پوند هست که در صورتی که کسی یک کار در حد پائین در بریتانیا داشته باشد (از نظر رده شغلی و نه اجتماعی ، چون از لحاظ اجتماعی همه در یک رده قرار دارند) میتواند با یک ساعت کار ، دو عدد فیله سینه مرغ که حدود نیم کیلو وزن دارد را خریداری نماید. آیا در ایران کسی میتواند با یکساعت حداقل حقوق این خرید را انجام دهد؟ من از قیمتها در حال حاضر اطلاعی ندارم ، ولی میدونم که تا چند سال پیش که نمیشد.
راه صحیح مقایسه قیمتها ، چه کالا و چه خدمات ، به این طریق میباشد. پس اگر زمانی در یک وبلاگ دیدید که قیمت یک کالا یا خدمات مثل ۱۰ دلار کانادا هست ، شوکه نشوید ، این قیمت معادل یک ساعت (حدودا) حداقل حقوق هست.
البته زمانی که وارد آن کشور میشوید ، چون ریال خود را به دلار یا ارز دیگری تبدیل کرده اید ، کمی شوکه خواهید شد. اما اگر خاطرتان باشه در یکی از پستهایم تاکید کردم که در حداقل زمان هر کاری که پیدا کردید را انجام دهید تا درامد داشته باشید و از این حالت شوکه زودتر خارج شوید. و شما دوستانی که مطالب وبلاگهای مختلف را مطالعه میکنید ، قیمت بسیاری از اجناس از ایران ارزان تر و کلا در قیاس با سطح درامد افراد ، کاملا مطلوب میباشد. تازه به اعتقاد من قیمتها در اروپا به مراتب از آمریکا و کانادا ، بالاتر هم هست.
پس در آخر کلام ، قیاس دو چیز با هم زمانی صحیح و منطقی هست که در شرایط کاملا مشابه مقایسه گردد.
خوش باشید
78 دیدگاه
ژانویه 30, 2010 در 12:06 ق.ظ (Uncategorized)
زمانيكه مردي در حال پوليش كردن اتومبيل جديدش بود كودك 4 ساله اش تكه سنگي را برداشت و بر روي بدنه اتومبيل خطوطي انداخت.
مرد آنچنان عصباني شد كه دست پسرش را در دست گرفت و چند بار محكم پشت دست او زد بدون آنكه به دليل خشم متوجه شده باشد كه با آچار پسرش را تنبيه نموده است.
در بيمارستان به سبب شكستگي هاي فراوان چهار انگشت دست پسر قطع شد.
وقتي كه پسر چشمان اندوهناك پدرش را ديد از او پرسيد “پدر كي انگشتهاي من در خواهند آمد” !
آن مرد آنقدر مغموم بود كه هیچی نتوانست بگويد. به سمت اتومبيل برگشت و چندين بار با لگد به آن زد.
حيران و سرگردان از عمل خويش روبروي اتومبيل نشسته بود و به خطوطي كه پسرش روي آن انداخته بود نگاه مي كرد . او نوشته بود:
” دوستت دارم پدر”
روز بعد آن مرد خودكشي كرد.
خشم و عشق حد و مرزي ندارند دومي ( عشق) را انتخاب كنيد تا زندگي دوست داشتني داشته باشيد و اين را به ياد داشته باشيد كه اشياء براي استفاد شدن و انسانها براي دوست داشتن مي باشند.
در حاليكه امروزه از انسانها استفاده مي شود و اشياء دوست داشته مي شوند.
همواره در ذهن داشته باشيد كه:
اشياء براي استفاده شدن و انسانها براي دوست داشتن مي باشند.
مراقب افكارتان باشيد كه تبديل به گفتارتان ميشود.
مراقب گفتارتان باشيد كه تبديل به رفتارتان مي شود.
مراقب رفتارتان باشيد كه تبديل به عادت مي شود.
مراقب عادات خود باشيد که شخصيت شما مي شود.
مراقب شخصيت خود باشيد كه سرنوشت شما مي شود.
اميدوارم كه روز خوبي داشته باشید. مهم نیست با چه مشكلي روبرو می شوید.
بیاد داشته باشید ! ممکن است این تنها روزی (فرصتی ) باشد که دارید، قبل از آنکه به پایان برسد …………. !
خوش باشید
73 دیدگاه
ژانویه 23, 2010 در 12:41 ق.ظ (Uncategorized)
یکی از خصوصیاتهای اخلاقی خاص ، منحصر بفرد و در عین حال شگفت انگیز که در وجود غالب ایرانیها وجود داره و من در هیچ ملیت دیگری تا به این لحظه ندیده ام ، این هست که فکر میکنند که آنچه دارند و متعلق به خودشان هست ، بهترین است !!!
این موارد شامل حال خیلی چیزها میشود ، اعم از منقول و غیر منقول !!!
مثال:
آقای محترم همچین از همسرش تعریف و تمجید میکنه که هر کی ندونه فکر میکنه آسمان سوراخ شده و همسر ایشان به زمین افتاده. همسر من فرشته است ، دومی نداره ، من چقدر خوش شانس بودم که این نصیبم شد و ……… .
بابا جان والا بالله ما هم همسر داریم و اینجوری فکر نمیکنیم. البته از دید بقیه آقایان ، به قول عوام ، این افراد زن ذلیل نامیده میشوند و احتمالا یک جایی کارشان گیر داره که اینجوری تعریف میکنند ، حالا …… .
یا خانومه ، همچین از همسرش تعریف میکنه که تو یک فرشته بودی که بر زمین نازل شدی ، من تو را تو آسمانها یافتم ، تو نمونهای و …….. . یکجوری فضایل ایشان را ذکر میکنه که انگار بقیه آقایان پشمک تشریف دارند !!!!!
یا مامانه از بچه اش ، تو نابغه هستی ، با هوش تر از تو وجود نداره ، چهره تو رو نقاشی کرده اند و ….. . بابا جان ما هم بچه داریمها !!!!
حالا این تعریف و تمجیدها به خیلی از افراد و اموال وابسته ، تسری پیدا میکنه. فقط دو نفر هستند که زیاد ازشان تعریف نمیشه ، حالا چرا را باید جستجو کرد و فهمید !!! ، مادر زن و مادر شوهر !!!
طرف از دکترش ، خونه اش ، ماشینش ، شلواری که پاش کرده ، ادوکلنی که زده ، باغبون خونه اش ، قصاب محله شون ، آپارتی ماشینش ، واکسی کفشش و ……… اینقدر تعریف میکنه و میگه این از همه بهتره و بهترینه که حد و حساب نداره.
حالا این داستان و مقدمه را برای چی گفتم ،
یکی از دوستان من میخواست برای مهاجرت به کانادا اقدام کنه. هر چی من بهش گفتم که کاری نداره و من کمکت میکنم ، به خرجش نرفت که نرفت. اعتقادش این بود که باید “کار را به کاردان سپرد”. خلاصه گشت و کاردان را پیدا کرد !!! و کار را به اون سپرد. بله ، مشاور گرفت. البته دلخور میشد من بهش میگفتم مشاور ، میگفت این “وکیل” هست. خلاصه این دوست من ، بنده خدا شده بود برده برای این مشاور محترم. هر چی میگفت اون هم میگفت چشم. ازش پرسیدم خوب این “وکیل” محترم که اقبالش بلند بوده و تونسته مخ تو را کار بگیره ، اسمش چی هست. آقا شروع کرد یک ربع تعریف کردن از این که ………. رد خور نداره ، نقص نداره ، امکان نداره ویزا نگیری و …… . در آخر هم یک اسمی برد که من تا به اون لحظه نشنیده بودم. میگفت “وکیل” من بهترین هست.
این دوست در بدر من از زمانی که با این آقای محترم قرار داد بسته بود ، با توجه به اینکه در شهرستان ساکن بود ، یک پاش تهران بود و یک پاش شهرستان. تا بتونه مدارکی که آقای “وکیل` فرموده اند را جور کنه. چیزی حدود ۶-۷ بار به تهران سفر کرده بود و به سازمانهای مختلف از جمله امور خارجه برای تائید مدارکش ، مراجعه کرده بود. هر چی هم من میگفتم که عزیز من ، نیازی نیست به این کارها ، گوش نمیداد و میگفت که “وکیل” من بهترین هست و اون خوب میدونه. نهایتا مدارک تهیه و ارسال شد.
خلاصه گذشت و گذشت تا چند روز پیش با اون تماس گرفتم تا ببنیم در چه حالی هست. گفت چند روز پیش یک نامه از سفارت دریافت کردم و نقص مدارک زدند برام ، خیلی هم ناراحت بود. گفتم چرا نقص مدرک ، چی نفرستادی؟؟ !!!
اینجا بود که فهمیدم ، عروس تعریفی ………… از آب در اومده !!!
براش نقص زدند که اصل عدم سو پیشینه را نفرستادی !!! وقتی به آقای وکیل معترض شده ، اون گفته که ما ۱۰۰% فرستادیم و چون احتمالا اونها گم کرده اند !!! گفتن نفرستادی !!!
خلاصه این دوست من رفت و دوباره درخواست سؤ پیشینه کرد تا ارسال کنه.
امروز به من زنگ زد که همینجور که داشتم مدارکم را بررسی میکردم ، دیدم اصل سو پیشینه تو مدارکم هست. یادم اومد که به من گفت این را نمیخواد بفرستی و نیازی نیست !!! خلاصه مونده بود که چکار کنه. آدمی که فکر میکرد اینقدر دقیق هست ، یک موردی که جزو بدیهیات هست را فراموش کرده بود. من هم بهش گفتم که مواظب باش دیگه از این مسائل به وجود نیاد و …………. خدا آخر و عاقبت این پرونده را به ختم به خیر کنه.
الغرض:
دوستان عزیز ، هر چیزی که دارید ، زن ، شوهر ، بچه ، خونه ، ماشین ، همسایه و …….. و مشاور ، خیلی خوب و عالی هست و هیچکس هم شک نداره و انشاالله که خیرش را ببینید ، ولی خدا وکیلی فکر نکنید که بهترینش را دارید !!!
خوش باشید
پی نوشت:
سه روز اول هفته (دوشنبه تا چهارشنبه) یک سفر کوتاه دارم ، به اینترنت و کامپیوتر هم دسترسی ندارم.
97 دیدگاه
ژانویه 18, 2010 در 10:59 ب.ظ (Uncategorized)
همانطور که میدانید و پیش بینی هم شده بود ، در دسامبر سال گذشته فعالیت کلیه سفارتخانهها خیلی کند شده بود و آنچنان خبری به گوش نرسید. چند جای مختلف من این خبر را خواندم اما هیچ کدام موثق نیست و منبع مطمئنی هم نداره اما چون منطقی بنظر میرسه ، گفتم که شما هم بدانید ، شاید بد نباشه:
اداره مهاجرت کانادا در ابتدای هر سال برنامه ای را ابلاغ میکند که به استناد آن کلیه سفارت خانههای کانادا در سراسر دنیا که امور مربوط به مهاجرت را انجام میدهند ، با توجه به جمعیت تحت پوشش آن منطقه ، سهمیه خاصی برای بررسی پرونده و صدور ویزا دارند.
سال گذشته با توجه به اینکه قانون جدید اجرایی و سرعت بررسی پروندهها خیلی زیاد شده بود ، تعداد زیادی ویزای مهاجرت صادر گردید و در ۲ ماه پایانی سال علیرغم اینکه خیلیها در نوبت صدور ویزا بودند ، کارشان به سال جدید موکول گردید.
پیش بینیها نشان از آن دارد که از نیمه دوم ژانویه مجددا بررسی پروندهها سرعت خود را بازیافته و دوستانی که به هر نحوی منتظر خبر از سفارت هستند ، در ۲ ماه ابتدائی سال ۲۰۱۰ خبردار شوند.
البته این خبر را همانطور که گفتم در چند جای مختلف خواندم ولی غیر رسمی. چقدر صحت داره ، گناهش گردن گویندگان خبر !!! ولی بنظر درست و منطقی میاد. پس دوستان منتظر ، این همه صبر کردید ، این هم ۲ ماه روش. فقط شیرینی من یادتان نرود.
خوش باشید
48 دیدگاه
ژانویه 16, 2010 در 11:39 ب.ظ (Uncategorized)
این مطلب عینا از ایرانتو نقل میشود ، و به اعتقاد من اگر عملی شود ، خیلی از مشکلات آتی خواهد کاست و در ارتباط با این موضوع دیگر استرسی نخواهید داشت:
دولت کانادا از اجرای یک پروژه جدید آنلاین خبر داد که بر اساس آن، تازه واردین را وارد بازار کار این کشور می کند.
پروژه مورد نظر به مهاجرانی که پرونده آنها در مرحله بررسی قرار دارد ، کمک می کند، تا حتی قبل از ورود به کانادا، به ابزارهای لازم به همین منظور دسترسی یابند.
دولت برای اجرای این طرح، بودجه ای معادل 1.7 میلیون دلار، به موسسه غیر انتفاعی JVS Toronto ، اختصاص داده تا با همکاری بخش های دولتی و خصوصی، به افراد متخصصی که در انتظار صدور ویزای مهاجرت هستند، در زمینه توسعه توانمندیها و اخذ آمادگی های لازم برای یافتن شغل در کانادا کمک کند.
جذب نیروهای مستعد بین المللی به عنوان یکی از اهداف اصلی طرح پذیرش مهاجر از سوی کانادا است که برای پیشبرد برنامه های دراز مدت اقتصادی مورد استفاده قرار می گیرند.
بدلیل فاصله طولانی بین ورود مهاجران به کانادا تا یافتن شغل تخصصی مورد نظر ، بسیاری از استعدادهای جدید به هدر رفته و نیازهای زندگی جدید ، تازه واردین را به سمت شغل های عادی سوق می دهد.
موسسه JVS برنامه های متعددی را برای جوامع مختلف مهاجران، از جمله ایرانیان ، ارائه کرده و طی آن برنامه های Mentoring بصورت فرد به فرد، با افراد متخصص جهت آشنایی آنها با سیستم بازار کار مرتبط با رشته تحصیلی، برگزار می کند.
همچنین گروه ایرانی IC Network نقش رابط بین JVS و جامعه ایرانیان کانادا را بمنظور ارائه برنامه های مشابه، برعهده دارد.
خوش باشید
48 دیدگاه
ژانویه 16, 2010 در 12:08 ق.ظ (Uncategorized)
این یک پست کوتاه هست در مورد هزینه مکالمات تلفنی که در خارج از کشور متحمّل خواهید شد.
یکی از موضوعاتی که دوستان در شرف مهاجرت و دوستانی که خارج از کشور حضور دارند و باید مدّ نظر داشته باشند این هست که مکالمات تلفنی در خارج از کشور با اون چیزی که در داخل ایران وجود دارد ، خیلی متفاوت هست.
عدم توجه به این موضوع ممکن هست که در اول کار یک کلاه گشادی سرتان برود !!!!
زمانی که شما در شهر خودتان در داخل ایران از تلفن ثابت با تلفن ثابت دیگری در همان شهر ، ارتباط برقرار میکنید ، هزینهای که متحمّل میشوید کاملا ثابت و یکسان هست و ارتباطی با تعداد ارقام شماره تلفن و یا محل برقراری ارتباط ندارد. اگر هم با تلفن ثابت از شهر خودتان با شماره موبایل و یا تلفن ثابت دیگری در یک شهر دیگر ارتباط برقرار کنید ، به واسطه کدی که در ابتدای شماره میگیرید ، هزینه آن ثابت و مشخص هست.
اما در خارج از کشور ، داستان متفاوت میشود. قبل از برقراری ارتباط با شماره تلفنی ، هرچند تلفن ثابت باشد ، باید از هزینهای که میبایستی متحمّل شوید ، آگاه باشید. به دلیل اینکه ارتباط با هر شماره تلفن هزینه خاص خود را دارد و به عنوان مثل در بریتانیا شماره تلفن هایی هست که رایگان میباشد و در عوض شماره هایی هم هست که به ازای هر دقیقه شما را ۱.۵ پوند شارژ میکند.
پس توصیه میکنم در این زمینه کاملا هشیار باشید.
خصوصاً شماره تلفن هایی که به عنوان کاستومر سرویس وجود دارد و متعلق به شرکتها میباشد ، اغلب پر هزینه هستند.
خوش باشید
12 دیدگاه
ژانویه 11, 2010 در 11:25 ق.ظ (Uncategorized)
CAIPS مخفف Computer Assisted Immigration Processing System میباشد و یک سیستم کامپیوتری هست که توسط اداره مهاجرت کانادا بکار برده میشود و در بر گیرنده کلیه مراحل پروسه و عملیاتی هست که توسط ویزا افیسر بر روی هر اپلیکیشن صورت میپذیرد.
زمانی که شما وضعیت پرونده خود را در سایت cic چک میکنید ، اطلاعاتی که برای شما قابل مشاهده میباشد بصورت کاملا خلاصه ذکر شده و در صورت داشتن CAIPS این موارد با جزئیات بیشتر و کاملی ارائه خواهد شد.
با اخذ CAIPS دقیقا مشخص میشود که فایل شما در چه مرحلهای هست و تاریخ هایی که بر روی پرونده شما کار شده است قید شده ، امتیازی که توسط ویزا افیسر برای شما محاسبه شده است قید شده و تاریخ بعدی که مجددا بررسی پرونده شما شروع خواهد شد نیز مشخص میباشد.
کاربرد CAIPS چیست؟
CAIPS برای دوستانی که پروسه مهاجرتشان خیلی طولانی شده است و یا از آنها برای مصاحبه دعوت شده است ، بسیار مفید هست.
من به شخصه به دوستانی که از آنها برای مصاحبه دعوت شده است ، توصیه میکنم که حتما درخواست نمایند که CAIPS را برای آنها ارسال نمایند. دلیل آن هم این هست که دقیقا آفیسر یادشت کرده که جای سوالش کجا بوده و به چه دلیل از متقاضی برای حضور در مصاحبه دعوت شده است. با دانستن این مطلب میتوان آمادگی کاملی برای حضور در مصاحبه پیدا کرد.
نحوه اخذ CAIPS چیست؟
میبایستی فرمهای مربوطه را از سایت مربوطه دانلود نموده و تکمیل کرد. پس از آن میتوان فرمها را به وسیله ایمیل ، فکس و یا پست به همراه مبلغ مربوطه ارسال نمود.
مبلغی که میبایستی برای استفاده از این سرویس پرداخت شود سه حالت ۴۰ ، ۶۰ و ۱۲۰ دلار کانادا میباشد که در حالت اول اطلاعات پرونده شما که شامل یک فایل پی دی اف میباشد توسط ایمیل برای شما ارسال میگردد.در حالت دوم علاوه بر فایل مربوطه که توسط ایمیل ارسال میگردد ، بوسیله فکس و پا پست هم شما دریافت خواهید کرد و ۲-۵ روز هم زودتر از زمان حالت اول دریافت خواهید نمود. حالت سوم هم شامل همه موارد حالتهای اول و دوم میباشد به اضافه ۱-۲ صفحه توضیحاتی که حالت ترجمه داشته و کد هایی که در CAIPS شما نوشته شده را تحلیل میکند.
شیوه پرداخت به چه صورت میباشد؟
مبلغ مربوطه صرفاً توسط کردیت کارت میبایستی پرداخت گردد و در صورتی که امکان پرداخت با کردیت کارت را ندارید ، میتوانید با آنها تماس گرفته و از آنها راهکار بخواهید.
مدت زمانی که طول خواهد کشید تا CAIPS به دست شما برسد ، چقدر هست؟
اتاوا بعد از ۳۰ روز کاری پاسخگوی درخواست شما خواهد بود اما تجربه نشان داده است که ۵ – ۶ هفته پس از دریافت فرمهای مربوطه و مبلغ مورد نظر ، فایل پی دی اف مربوطه برای شما ایمیل خواهد گردید. اگرچه در مواردی ۲ هفتهای هم پاسخ داده اند.
دوستانی که علاقه مند هستند ، میتوانند با مراجعه به سایت مربوطه اطلاعات لازم و فرمهای مربوطه را دریافت نمایند.
در زیر یک نمونه از CAIPS دریافتی را میاورم.
EDUCATION. AWARDED 13 FOR 3 YEAR DIPLOMA (AGRICULTURAl STUDIES). THERE IS A
CERTIFICATE FOR THIS COURSE.
THIS DOES NOT MEET NOC REQUIREMENTS.
PI HAS COMPLETED AN MSCE COURSE.
EXPERIENCE. PI HAS WORKED SINCE 98 IN THE FIELD OF COMPUTERS. (00-01
SELF-EMPLOYED). THERE ARE REFERENCES FOR THESE JOBS.
DUTIES ARE NOT KNOWN SO WILL NEED TO BE ASSESSED AT INTERVIEW.
RECOMMEND INTERVIEW TO ASSESS PIs ABILITY TO MEET NOC EMPLOYMENT REQs, ALSO TO
ASSESS LANGUAGE SKILLS, ALSO TO ASSESS LEVEL OF EXPERIENCE.
PINK CARD SENT
FILE SENT TO CPT INTERVIEW Q. B1 LTR.
=============================== MTS 15-OCT-2006 ===============================
خوش باشید
74 دیدگاه
ژانویه 8, 2010 در 11:56 ب.ظ (Uncategorized)
سال 1264 قمرى، نخستين برنامهى دولت ايران براى واکسن زدن به فرمان اميرکبير آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانان ايرانى را آبلهکوبى مىکردند. اما چند روز پس از آغاز آبلهکوبى به امير کبير خبردادند که مردم از روى ناآگاهى نمىخواهند واکسن بزنند. بهويژه که چند تن از فالگيرها و دعانويسها در شهر شايعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه يافتن جن به خون انسان مىشود.
هنگامى که خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيمارى آبله جان باختهاند، امير بىدرنگ فرمان داد هر کسى که حاضر نشود آبله بکوبد بايد پنج تومان به صندوق دولت جريمه بپردازد. او تصور مى کرد که با اين فرمان همه مردم آبله مىکوبند. اما نفوذ سخن دعانويسها و نادانى مردم بيش از آن بود که فرمان امير را بپذيرند. شمارى که پول کافى داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبلهکوبى سرباز زدند. شمارى ديگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مىشدند يا از شهر بيرون مىرفتند.
روز بيست و هشتم ماه ربيع الاول به امير اطلاع دادند که در همهى شهر تهران و روستاهاى پيرامون آن فقط سیصد و سى نفر آبله کوبيدهاند. در همان روز، پاره دوزى را که فرزندش از بيمارى آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امير به جسد کودک نگريست و آنگاه گفت: ما که براى نجات بچههايتان آبلهکوب فرستاديم. پيرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امير، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبيم جن زده مىشود. امير فرياد کشيد: واى از جهل و نادانى، حال، گذشته از اينکه فرزندت را از دست دادهاى بايد پنج تومان هم جريمه بدهي. پيرمرد با التماس گفت: باور کنيد که هيچ ندارم. اميرکبير دست در جيب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمىگردد، اين پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز.
چند دقيقه ديگر، بقالى را آوردند که فرزند او نيز از آبله مرده بود. اين بار اميرکبير ديگر نتوانست تحمل کند. روى صندلى نشست و با حالى زار شروع به گريستن کرد…
در آن هنگام ميرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانى اميرکبير را در حال گريستن ديده بود. علت را پرسيد و ملازمان امير گفتند که دو کودک شيرخوار پاره دوز و بقال از بيمارى آبله مردهاند. ميرزا آقاخان با شگفتى گفت: عجب، من تصور مىکردم که ميرزا احمدخان، پسر امير، مرده است که او اين چنين هاىهاى مىگريد. سپس، به امير نزديک شد و گفت: گريستن، آن هم به اين گونه، براى دو بچهى شيرخوار بقال و چقال در شأن شما نيست
امير سر برداشت و با خشم به او نگريست، آنچنان که ميرزا آقاخان از ترس بر خود لرزيد. امير اشکهايش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانى که ما سرپرستى اين ملت را بر عهده داريم، مسئول مرگشان ما هستيم. ميرزا آقاخان آهسته گفت: ولى اينان خود در اثر جهل آبله نکوبيدهاند. امير با صداى رسا گفت: و مسئول جهلشان نيز ما هستيم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خيابانى مدرسه بسازيم و کتابخانه ايجاد کنيم، دعانويسها بساطشان را جمع مىکنند. تمام ايرانىها اولاد حقيقى من هستند و من از اين مىگريم که چرا اين مردم بايد اين قدر جاهل باشند که در اثر نکوبيدن آبله بميرند.
روحش شاد
خوش باشید
28 دیدگاه
ژانویه 8, 2010 در 10:04 ق.ظ (Uncategorized)
من هیچ اطلاعی در مورد قوانین مهاجرت به کبک ندارم ، اما چون دیدم در زمینه حداقل مبلغی که میبایستی به سفارت در موعد مقرر ارائه نمائید ، تغییراتی حاصل شده ، دیدم شاید بد نباشه که تو یک پست بنویسم.
مبالغ قبلی را نمیدانم ، و این مبالغ از اول ژانویه تا ۳۱ دسامبر سال ۲۰۱۰ اعمال خواهد گردید.
۱- بدون فرزند
- یک نفر بزرگسال ۲۷۴۸ دلار کانادا
- دو نفر بزرگسال ۴۰۳۰ دلار کانادا
۲- با یک فرزند زیر ۱۸ سال
- یک نفر بزرگسال ۳۶۹۲ دلار کانادا
- دو نفر بزرگسال ۴۵۱۴ دلار کانادا
۳- با دو فرزند زیر ۱۸ سال
- یک نفر بزرگسال ۴۱۶۸ دلار کانادا
- دو نفر بزرگسال ۴۸۷۲ دلار کانادا
۴- با ۳ فرزند به بالا
- یک بزرگسال مبلغ ۴۷۶ دلار کانادا به ازای هر فرزند اضافه میشود.
- دو بزرگسال مبلغ ۳۵۸ دلار کانادا به ازای هر فرزند اضافه میشود.
۵- همرهان بالای ۱۸ سال ۱۲۸۱ دلار کانادا به ازای هر نفر اضافه میشود.
منبع اصلی آن را هم متاسفانه اصلا نمیدانم ، زحمت پیگیری آن با خودتان باشد.
فقط جنبه اطلاع رسانی داشت.
خوش باشید
2 دیدگاه
ژانویه 6, 2010 در 1:06 ق.ظ (Uncategorized)
هر چند دیگه قصد نداشتم که در مورد مهاجرت به کانادا مطلبی بنویسم ، اما دوباره وجدان درد اومد سراغم !!! به ۳ دلیل این خبر را من اینجا می آورم:
۱- افراد زیادی هستند که درحال پر کردن فرمها هستند و میبایستی قبل از ارسال فرمها این تغییر را بدانند.
۲- دوستانی هم که در زمینه مهاجرت به کانادا مطلب مینویسند تا الان هیچ اشارهای به این تغییر نکرده اند.
۳- بدتر از همه باز هم در حال مرور وبلاگ و تالارهای مختلف مهاجرت به کانادا ، چه فارسی و چه انگلیسی بودم که دیدم در ارتباط با این موضوع شخصی سوال کرده بود و پاسخ ایشان را بر اساس قانون قدیمی داده بودند !!!
حال این تغییر چیست:
مقدار حداقل مبلغی که هر فرد و یا خانواده میبایستی به سفارت ارائه دهد به عنوان تمکن مالی ، افزایش یافته است.
البته مقدار افزایش زیاد نیست و این مبالغ از اول ژانویه تا آخر دسامبر سال ۲۰۱۰ معتبر میباشد.
جهت اطلاع بیشتر جدول قدیم و جدید را در زیر میاورم.
جدول قدیم:
۱ نفر ۱۰۸۳۳ دلار کانادا
۲ نفر ۱۳۴۸۶ دلار کانادا
۳ نفر ۱۶۵۸۰ دلار کانادا
۴ نفر ۲۰۱۳۰ دلار کانادا
۵ نفر ۲۲۸۳۱ دلار کانادا
۶ نفر ۲۵۷۴۹ دلار کانادا
۷ نفر و یا بیشتر ۲۸۶۶۸ دلار کانادا
و اما تغییرات حاصله که از اول ژانویه ۲۰۱۰ اعمال شده است:
۱ نفر ۱۱۰۸۶ دلار کانادا
۲ نفر ۱۳۸۰۱ دلار کانادا
۳ نفر ۱۶۹۶۷ دلار کانادا
۴ نفر ۲۰۵۹۹ دلار کانادا
۵ نفر ۲۳۳۶۴ دلار کانادا
۶ نفر ۲۶۳۵۰ دلار کانادا
۷ نفر و یا بیشتر ۲۹۳۳۷ دلار کانادا
خوش باشید
پی نوشت:
این هم لینک مربوطه.
53 دیدگاه