دسامبر 20, 2009 در 12:09 ق.ظ (Uncategorized)
دوستان ، فرم هایی که باید پر بشود را من به عنوان نمونه پر کردم و در این پست میگذارم که امیدوارم مفید باشد. اما در جریان باشید:
۱- اطلاعات کاملا غیر واقعی هست و فقط مقصود نحوه پر کردن فرمها میباشد.
۲- چون پر کردن با اطلاعات غیر واقعی کمی سخت بود ، تلاش کردم ، ولی امکان داره که اطلاعات و تواریخ همخوانی نداشته باشد.
۳- فرض را بر این گرفتم که متقاضی اصلی پرستار میباشد و فرم را پر کردم.
۴- پنج – شش میلیون میخواستید بدید به مشاور که همین کار را برایتان بکنه ، حالا به من چیش میرسه؟؟؟!!!!
فرم درخواست اقامت دائم
فرم اطلاعات خانوادگی
فرم اسکجوال ۱
فرم اسکجوال ۳
مین دیوتی
خوش باشید
پی نوشت:
نمیدونم که چرا فرم اطلاعات خانوادگی را نتونستم بیارم اینجا !!! البته بقیه مهمتر هستند. اگر شد اون را هم خواهم آورد.
18 دیدگاه
دسامبر 17, 2009 در 1:17 ب.ظ (Uncategorized)
این پست تکراری هست و شامل چند پست از وبلاگ قبلیم میشه. من از فروردین ماه بطور کامل مراحلی که باید گذرانده بشه تا موفق به اخذ ویزای مهاجرت کانادا بر اساس قانون جدید شوید را توضیح داده بودم. ولی چون دوستان زیادی سوال داشته اند من تمام آن مطالب را در قالب یک پست جداگانه در این وبلاگ هم ثبت میکنم. ضمنا نمونه فرمهایی که باید ارسال شود را هم آماده کردم اما اگر این ورد پرس محترم !!! تونست به من تفهیم کنه که چجوری اینها را هم در پست بگذارم ، حتما انجام خواهم داد. باز هم تاکید میکنم که زمانها تقریبی هست و هیچ زمانی ، زمان طی شدن پروسه خود را با کس دیگری مقایسه نکنید.
بر اساس قانون جدید کانادا کسانی که از ۲۷ فوریه ۲۰۰۸ به بعد در اداره مهاجرت کانادا برای مهاجرت به صورت کارگر ماهر تشکیل پرونده داده باشند و شغلشان جزو یکی از ۳۸ شغل لیست پائین باشد و حداقل ۱ سال سابقه کار در یکی از این ۳۸ شغل داشته باشند ، میتوانند برای مهاجرت به کانادا اقدام کنند.
لازم به ذکر هست که کل مراحل مهاجرت بین ۶ ماه تا یکسال طول خواهد کشید.
در صورتی که شغل شما جزو این ۳۸ شغل نباشد مدارکتان برگشت خواهد خورد.
1.مدیریت امور مالی (NOC 0111)
2.مدیریت کامپیوتر و سیستمهای اطلاعات (NOC 0213)
3.مدیریت بهداشت و درمان (NOC 0311)
4.مدیریت رستوران و خدمات تغذیه (NOC 0631)
5.مدیریت خدمات تفریحی، اسکان و هتلداری (NOC 0632)
6.مدیریت خدمات ساخت و ساز (NOC 0711)
7.حسابداری و بازرسی مالی (NOC 1111)
8.زمین شناسی، ژئو شیمی و ژئو فیزیک (2113 NOC )
9.مهندسی معدن (NOC 2143)
10.مهندسی زمین شناسی (NOC 2144)
11.مهندسی نفت و رشته های مرتبط با صنعت نفت (NOC 2145)
12.پزشکان متخصص (NOC 3111)
13.پزشکان عمومی (NOC 3112)
14.شنوایی سنجی و گفتار درمانی (NOC 3141)
15.کاردرمانی (NOC 3143)
16.فیزیوتراپی (NOC 3142)
17.سرپرستاری (NOC 3151)
18.پرستاری (NOC 3152)
19. پرتو پزشکی، پرتو درمانی و رادیولوژی (NOC 3215)
20.بهیاری و کمک پرستاری (NOC 3233)
21.استادی دانشگاه (NOC 4121)
22.تدریس در کالج و موسسات آموزش فنی و حرفه ای (NOC 4131)
23.سرآشپز (NOC 6241)
24.آشپز (NOC 6242)
25.پیمانکاران و ناظران فنی (سوپروایزر) نصب لوله های صنعتی برای انتقال آب، نفت، گاز و … (NOC 7213)
26.پیمانکاران و ناظران فنی (سوپروایزر) صنایع چوب و نجاری(NOC 7215)
27.پیمانکاران و ناظران فنی (سوپروایزر) پرسنل ماشینهای سنگین ساختمانی (NOC 7217)
28.برقکار (NOC 7241)
29.برقکار صنعتی (NOC 7242)
30.لوله کش (NOC 7251)
31.نصب کننده لوله های بخار، سیستم های آتش نشان و آب پاش اضطراری (NOC 7252)
32.جوشکار و اپراتور ماشین آلات مرتبط (NOC 7265)
33.مکانیک ماشین آلات سنگین (NOC 7312)
34.اپراتور جرثقیل (NOC 7371)
35.کارگران و متخصصین حفاری، انفجار و بهره برداری معادن سطحی و زیر زمینی (NOC 7372)
36.کارکنان ارشد (سوپروایزر) معادن سطحی و زیر زمینی (NOC 8221)
37.کارکنان ارشد (سوپروایزر) حفاری چاههای نفت و گاز (NOC 8222)
38.کارکنان ارشد (سوپروایزر) صنایع نفت، گاز، پالایش فراورده های نفتی و شیمیایی (NOC 9212)
اینم اصل مشاغل به زبان انگلیسی
0111: Financial Managers
0213: Computer and Information Systems Managers
0311: Managers in Health Care
0631: Restaurant and Food Service Managers
0632: Accommodation Service Managers
0711: Construction Managers
1111: Financial Auditors and Accountants
2113: Geologists, Geochemists and Geophysicists
2143: Mining Engineers
2144: Geological Engineers
2145: Petroleum Engineers
3111: Specialist Physicians
3112: General Practitioners and Family Physicians
3141: Audiologists and Speech Language Pathologists
3143: Occupational Therapists
3142: Physiotherapists
3151: Head Nurses and Supervisors
3152: Registered Nurses
3215: Medical Radiation Technologists
3233: Licensed Practical Nurses
4121: University Professors
4131: College and Other Vocational Instructors
6241: Chefs
6242: Cooks
7213: Contractors and Supervisors, Pipefitting Trades
7215: Contractors and Supervisors, Carpentry Trades
7217: Contractors and Supervisors, Heavy Construction Equipment Crews
7241: Electricians (Except Industrial and Power System)
7242: Industrial Electricians
7251: Plumbers
7252: Steamfitters, Pipe fitters and Sprinkler System Installers
7265: Welders and Related Machine Operators
7312: Heavy-Duty Equipment Mechanics
7371: Crane Operators
7372: Drillers and Blasters – Surface Mining, Quarrying and Construction
8221: Supervisors, Mining and Quarrying
8222: Supervisors, Oil and Gas Drilling and Service
9212: Supervisors, Petroleum, Gas and Chemical Processing and Utilities
بر اساس قانون جدید در ابتدا فرمهای مربوطه و مدارکی که نیاز هست رو به آدرسی که در زیر اوردم میفرستید که پس از بررسی اولیه برای شما فایل نامبر باز میشود و بوسیلهٔ ایمیل برای شما ارسال میشود که در آن به شما ۱۲۰ روز وقت خواهند داد که مدارک لازم را تکمیل و به آدرس سفارتی که در فرمها اعلام کردید بفرستید.
مدارک مورد نیاز :
۱-فرم درخواست مهاجرت (IMM 0008-Generic)
۲-فرم اسکجوال ۱ ( IMM 0008 – Schedule 1)
فرم اسکجوال ۳ (IMM 0008 – Schedule 3)
۴-فرم اطلاعات خانوادگی (IMM 5406)
۵-یک نسخه کپی از صفحه اول پاسپورت متقاضی اصلی
۶-چک بانکی یا مانی اردر ( که باید به دلار کانادا باشه ) و یا فرم پرداخت از طریق کردیت کارت.
۷- دو عدد لیبل آدرس پستی خودتان یکی به انگلیسی و یکی به فارسی.
۸- چک لیست
آدرسی که باید این مدارک ارسال بشود:
Citizenship and Immigration Canada
Federal Skilled Worker
Centralized Intake Office
PO BOX 7500
Sydney, NS
B1P 0A9
Canada
میتوانید با مراجعه به سایت اداره مهاجرت کانادا از اینجا اطلاعات کامل تر با جزئیات بیشتر بدست بیارید.
بعد از ۶۰ تا ۷۰ روز از زمانی که مدارک اولیه را به آدرس سیدنی کانادا ارسال میکنید ، درصورتی که شغلتان جزو ۳۸ شغل باشه یک ایمیل به دستتان میرسه که در اون فایل نامبر شما قید شده و میتوانید با مراجعه به سایت اداره مهاجرت کانادا در قسمت مربوط به کنترل موقعیت درخواست با وارد کردن فایل نامبر ، فامیل ، تاریخ تولد و کشور محل تولد ، ببینید که پرونده شما در چه مرحلهای هست. در آن ایمیل به شما ۱۲۰ روز از تاریخ صدور نامه مهلت داده میشود تا علاوه بر فرمهای اولیه که یکبار به آدرس سیدنی کانادا ارسال کردید، مدارک مورد نیز برای ساپورت درخواست تان را تهیه و به آدرس مربوطه که در نامه قید شده و سفارت کانادا در کشوری هست که خودتان در فرم اولیه اعلام کرده بودید ، بفرستید. مدارک مورد نیاز را میتوانید با مراجعه به سایت سفارت کانادا در کشور مربوطه دانلود کنید.
حدود یک تا دو ماه پس از ارسال مدارک مورد نیاز به سفارت کانادا ، نامهای از طرف سفارت به دستتان میرسه که فایل نامبر جدیدی به شما تخصیص داده اند و میتوانید موقعیت پرونده تان را از طریق سایت اداره مهاجرت کانادا پیگیری کنید.تا زمانی که فایل نامبر جدید به دستتان نرسیده وقتی میخواهید مرحله پرونده تان را چک کنید به کلمه ” وید دراون” بر میخورید ، پس نگران نباشید و این معنایش اینه که پرونده شما به سفارت ارجاع شده است و باید منتظر فایل نامبر جدید باشید.
بر اساس قانون جدید ، اداره مهاجرت کانادا ، ۲ شرط اصلی جهت پذیرش مهاجر جدید به عنوان کارگر ماهر قرار داده است:
۱- شغل متقاضی جزو ۳۸ شغل درخواستی بر اساس لیست ارائه شده باشد.
۲- متقاضی در طول ۱۰ سال گذشته حداقل ۱ سال سابقه کار در یکی از مشاغل لیست مذکور داشته باشد.
ملاک کارمندان اداره مهاجرت کانادا که مدارک اولیه شما را دریافت میکنند جهت تشخیص اینکه واجد شرایط مهاجرت به کانادا هستید یا خیر ، فرم اسکجوال ۳ میباشد. لذا تکمیل صحیح و دقیق این فرم بسیار بسیار مهم است. در بند ۱۱ این فرم، در قسمت NOC ، میبایستی دقیقا کدی که در جلوی لیست ۳۸ تائی مشاغل اعلام گردیده و مرتبط با سابقه کار شما میباشد ، ذکر کنید. برای نوشتن Main Duties هم میتوانید با مراجعه به اینجا ،با وارد کردن NOC در محل مربوطه مطلبی که مرتبط با شغلتان میشود را پیدا کرده و در فرم ذکر کنید. چنانچه محل ذکر Main Duties برای نوشتن وظایف شما کافی نباشد ، میتوانید از یک برگ کاغذ جداگانه استفاده کنید و در محل مربوطه ، اشاره نمائید که از برگ جداگانه استفاده کرده اید.
در صورتی که اطلاعات فرم اسکجوال ۳ صحیح نباشد ، کلّ مدارک به شما باز گردانده خواهد شد و تکمیل و ارسال مجدد آن مستلزم از دست دادن وقت زیادی میباشد.
اغلب بعد از یک تا دو ماه پس از اینکه کل مدارک مورد نیاز و فرمهای مربوطه را به آدرس سفارت کانادا ارسال نمودید ، نامهای از طرف سفارت دریافت خواهید نمود که فایل نامبر جدیدی به شما تخصیص داده و تاکید کرده اند که ” منبعد در کلیه مکاتبات خود از این فایل نامبر استفاده نمائید “. همچنین در آن نامه عنوان گردیده که ” پروسه بررسی پرونده شما بطور متوسط ۱۲ ماه طول خواهد کشید و در صورتی که ۱۲ ماه پس از تاریخ این نامه خبر خاصی دریافت ننمودید با ما تماس بگیرید “.
خوب از اینجا به بعد دیگه باید در صف انتظار قرار بگیرید ، البته خیلی کوتاه هست در قیاس با دوستانی که بعضا ۶-۷ سال منتظر بودند.
همچنین در آن نامه به مواردی اشاره شده که در نوع خود جالب هست:
۱- بر عکس نامه ای که از کانادا دریافت کرده اید و تاکید شده که وسایل زندگی خود را نفروشید و تا خبر قطعی دست به تغییرات در زندگی خود نزنید ، به این مساله در نامه سفارت کانادا هیچ اشاره ای نشده است. (حتما میخوان همهرو قبول کنند دیگه. هر چند من اون دفعه تا روز آخر بهم میگفتن که زندگیتو به هم نریز ، حتما میدونستن که قراره من رد شم !!)
۲- در اون نامه تاکید شده که از حالا شروع کنید برای یافتن شغل مناسب.
۳- موضوع مهمی که در آن نامه تاکید دارند اینه که بعضی افراد برای اینکه بتوانند شغل مناسب پیدا کنند نیاز هست که مدارکشون تائید بشه و یا رجیستر بشوند.
من میخواهم در مورد بند ۳ کمی توضیح بدهم چون فکر میکنم خیلی مهم هست.(البته بیشتر تاکیدم برای دوستان پرستار هست)
اگر مدارک شما باید تائید بشه تا کار مناسب پیدا کنید و یا میبایستی در انجمنی رجیستر بشوید تا بتوانید کار در ارتباط با رشته خود پیدا کنید ، تا وقتی که در ایران هستید این کار را انجام بدهید.
حالا چرا؟ ( من رشته پرستاری را مثال میزنم )
زمانی که شما با کالجی که وظیفه رجیستر کردن شما را بعهده دارد مکاتبه کنید ( البته باید قبلش آیلتس ۶.۵ با اسپیکینگ ۷ داشته باشید ) ، یکسری فرم هایی برای شما ارسال میکنند که بخشی از آن توسط خودتان و بخشی دیگر باید توسط دانشگاه ، انجمن پرستاری و کارفرمای فعلیتان پر شود و مستقیما توسط آنها ارسال شود. خوب ، تمام این کارها باید در ایران انجام شود و بهتر هست تا در ایران هستید دنبال این مدارک باشید.
از طرفی این پروسه ۳-۴ ماه ممکن هست که طول بکشد و زمان خوبی را در اینجا میخرید!!
بعد از بررسی اولیه و تائید تمام مدارک ، باید برای امتحان رجیستری ثبت نام کنید ، که دیگه انشالله تا آن موقع در کانادا حضور خواهید داشت.
خوش باشید
پی نوشت:
یکی از فرمها را بالاخره تونستم اینجا بگذارم. دوستان لطف کنند و ببینند اگر قابل دسترسی برای همه هست ، اطلاع دهند تا من بقیه را هم بگذارم.
مشخصات کاملا غیر واقعی هست و فقط مقصود نحوه پر کردن فرم بوده است.
فرم درخواست مهاجرت
62 دیدگاه
دسامبر 11, 2009 در 5:06 ب.ظ (Uncategorized)
قبل از شروع به ۳ مساله اشاره کنم:
۱- لطفا کسی !!! بل نگیره که ، یک نفر دیگه به منفی نویسها اضافه شد!!!
۲- چند تا پست تو ذهنم هست بنویسم که شاید در منظر اول منفی به نظر بیاد ولی من واقعیت نویس هستم ، نه صرفا منفی و نه صرفا مثبت. پس آن چیزی که می بینم را مینویسم.
۳- اهل خاطره نویسی نیستم و قصد اینکه کارهای روزانه ام را بنویسم که امروز کجا رفتم و چی شد و کی را دیدم را ندارم ، بیشتر نظرم نتیجه آخر این مباحث هست که احتمالا جالب توجه و مفید خواهد بود.
خوب ، اوائل سال گذشته یکی از دوستانم اومد اینجا و چون به اینترنت نیاز داشت و از طرفی خرید اینترنت و این قبیل چیزها صرفا با کارت بانکی انجام میشود و در آن زمان اون هنوز کارت نداشت ، من براش با کارت خودم خریداری نمودم. حدود ۲ ماه بعد که کارت خودش از بانک به دستش رسید ، وارد سایت اون شرکت شد و شماره حسابی که پول ازش کم میشد را به شماره حساب خودش تغییر داد. در این مدت هم که از حساب من کم میشد ، بطور نقد به من پرداخت میکرد.
از آن زمان تا الان این بنده خدا با اینترنت این شرکت خیلی مشکل داشت ، چون از لحاظ موقعیت جغرافیایی به صورتی بود که آنتن دهی مناسبی نداشت و خیلی مواقع اصلا آنتن نمیداد و عملا غیر قابل استفاده بود. چندین بار با طرق مختلف ، نامه ، ایمیل و تلفن با آن شرکت تماس میگرفت و مشکل را عنوان میکرد و آنها هم قول اصلاح و پیگیری تا حل مشکل را میدادند ولی آش همان بود و کاسه همان !!!
دو ماه پیش دیگه این دوست ما کلافه شد و یه نامه رسمی و مفصل نوشت برای آن شرکت و اعلام کرد که از نظر من این قرار داد خاتمه یافته تلقی میشود و من از حساب بانکی ام این استندینگ اردر را حذف میکنم و پرداختی دیگر نخواهم داشت.
گذشت تا ماه پیش از آن شرکت با من تماس گرفتند که فکر کنم پاکستانی یا هندی بود با اون لهجه زیباش !!! با من صحبت کرد که من میخوام شماره حساب را با شما چک کنم و کانفرم کنیم. چون در همان زمان کارتهای بانک ما هم تغییر کرده بود و شماره کارت من نیز خوب طبعا تغییر کرده بود مثل یک بچه خوب شماره حساب را بهش دادم.
سه روز بعد دیدم که یک مبلغی از طرف آنشرکت از حسابم کم شده. به فروشنده این خدمات مراجعه کردم و گفتم که من برای استفاده از اینترنتم هفته پیش پرداختم را انجام داده ام و چرا دوباره امروز کم شده. بماند که گفت با کاستومر سرویس باید تماس بگیری و من هم گفتم که چون تماس با شماره کاستومر سرویس شما برای هر دقیقه من را نیم پوند شارژ میکنند و برای حالی کردن موضوع کلی پیاده خواهم شد پس زحمتش را شما بکشید. خلاصه تماس گرفته شد و پس از کلی کلنجار رفتن با قسم و آیه که من فقط همین یکی را دارم ، یک دفعه به موضوعی اشاره کرد که من تازه دوزاریم افتاد که زمانی که دوست من شماره حساب را عوض کرده ، اونا ازش نخواستند که مشخصات طرف قرار داد را هم عوض کنه !!! یک تماس با دوستم گرفتم و اون هم کلّ داستان را تعریف کرد و گفت که من جلوی برداشتشان را از حسابم گرفتم و اونها هم چون نتونسته بودند پول را برداشت کنند یک نگاه به سیستم در پیتیشان !!! انداخته بودند و اسم من را دیده بودند و ادامه ماجرا.
خوب رفتم خونه و وارد سایت بانک و حسابم شدم و دیدم که بله ، از حساب من در ۲ نوبت قرار هست از این به بعد برداشت شود. من هم فوری اونی که مال من نبود را پاک کردم. یک ایمیل هم زدم بهشان و داستان را از اول تعریف کردم ، اگر شما جواب گرفتید ، من هم گرفتم.
گذشت تا یک هفته پیش ، وقتی ما کارشان داشتیم میشدند ستاره سهیل ، حالا که بحث پول پیش آماده ، مثل علم جلوم سبز شدند و روزی ۲ نوبت با تلفن تماس میگیرند و هر نوبت هم یک آدم متفاوت که کلا یا پاکستانی و یا هندی هستند.
یک هفته آزگار هست که من نتونستم حالی اینها بکنم که چرا با همونی که در یک سال گذشته ازش پول کم میکردید تماس نمیگیرید ، همش میگن که چون به اسم شماست ، مسئولیتش هم باشماست. میگم که پس چرا وقتی طرف شماره حساب را عوض میکنه ، ازش نمیخواهید اسمش را هم اصلاح کنه؟ سیستم شما مشکل داره و …….. .
جالبش اینجاست ، آخرین بار یه هندی “تیز” با من تماس گرفت و احتمالا یک چند سالی در ایران زندگی کرده بود !!! و فکر میکرد میتونه من را دو دره کنه. وقتی زنگ زد همون اول گفتم که من به شما هیچ شماره حسابی نخواهم داد. اونم گفت که ما اصلا به شماره حساب شما نیاز نداریم ، اصلا بحث ما در مورد شماره حساب نیست. گفتم خوب حالا شد ، بگو ببینم چی میگی !!!! کلی صغرا و کبرا چید و بعضی هاش را من تائید و بعضی هاش را هم تکذیب کردم و بعد گفت که خوب شما در این مدت پول اینترنت خودتان را با کارت پرداخت میکردید و من گفتم بله ، خوب با چه نوع کارتی؟ و من بهش گفتم و بعد پرسید که خوب شرکت ما از چه شماره حسابی از شما پول مربوطه را کسر میکرد که همان موقع شصت من اتوماتیک وار اومد بالا و گفتم “خودتی”. خلاصه به هر بد بختی بود مکالمه را تمام کردم و یک ایمیل هم به مدیر عاملشان زدم و گفتم که دیگه من را خسته کردید !!!!
الان دو روز هست که دارند روزی ۲ نوبت تماس میگیرند و من هم جواب نمیدم و گفتم که اینقدر زنگ بزنید تا زنگ دونتان پاره بشه !!!
نتیجه اخلاقی: دوستان چون اکثر خریدها با کارت بانک انجام میشه ، مراقب باشید که اگر برای کسی خرید کردید شرکت ارائه دهنده خدمات شما را میشناسه و دیگه از کولتان پائین نخواهند آمد.
اگر چیزی خواستید بخرید ، قشنگ ته و تو کار را در بیارید که بعد گرفتار نشید. در کشورهای سرمایه داری از قبیل بریتانیا تا وقتی اسکناس را جلویشان تکان دهید تا کمر برایتان خم خواهند شد پس وقتی اسکناس را دارید پرداخت میکنید ، مطمئن باشید که طرف غیبش نمیزنه.
البته این مساله شامل تمام بیزینسها نمیشه ولی چون شما آشنا نیستید ، پس در مورد تمام بیزینسها و شرکتها محتاط باشید.
خوش باشید
62 دیدگاه
دسامبر 8, 2009 در 3:22 ب.ظ (Uncategorized)
زمانی که ایران بودم ، بخشی از ساعت کاری من مربوط میشد به اینکه در جلساتی شرکت کنم و بر روی پرونده و نامههای دعوت به مناقصه کار کنیم و قیمت پیشنهادی را با آنالیز ، مشخص کنیم و پس از تائید مدیر عامل ، به مشتری ارائه بدهیم. خوب بعضی موقعها ساعتها ، کار کارشناسی میشد و چندین نفر بر روی یک مناقصه بزرگ کار میکردند تا در نهایت قیمت پیشنهادی استخراج میشد.
اغلب هم شرکت یا سازمان مناقصه دهنده از ما دعوت میکرد که در جلسهای شرکت کنیم. خوب ما هم دیگه میدونستیم که این جلسه ، جلسه چانه زنی هست ، پس با دست پر و آنالیز کامل در جلسه شرکت میکردیم. به دفعات پیش آمده بود که در جلسه از ما خواسته بودند که تخفیف دهیم روی قیمت هایمان و ما هم آنالیز قیمت تمام شده را به آنها نشان میدادیم و در نهایت اعلام میکردیم که حاضریم از سود شرکت ، تخفیفی قائل شویم. خوب جالب اینجا بود که در اکثر آن موارد پاسخ میشنیدیم که ، “قیمتی که ما کار را از کارفرمای اصلی برداشتیم ، نصف قیمت شماست !!!!” سوال میشد که روی چه حسابی شما همچین قیمتی را پیشنهاد دادید ، و عنوان میکردند که فقط میخواستیم این کار مال ما باشه !!!
خوب معامله انجام نمیشد و ما آن سازمان را ترک میکردیم ، درست پشت در اتاق جلسات آن شرکت، یک مدیری داشتم که خدا حفظش کنه ، خیلی چیزها در طول سالیانی که در خدمتشان شاگردی میکردم به من یاد داد ، رو میکرد به من و میگفت ، به این میگن “مدیریت آفتابه ای”.
این عنوان مدیریت آفتابه ای بارها و بارها تکرار میشد. البته شاید برای آن سازمان یا شرکت مساله ای نبود و قطعاً هم نبود. نه خصوصی بودند ، نه از بودجه خصوصی استفاده میکردند ، نه حسابرسی داشتند ، نه مجمع عمومی داشتند و خلاصه هر کاری میخواستند میتونست بکنند.
یک چند وقتی هست که دوباره عبارت مدیریت آفتابه ای داره برام تداعی میشه ، وقتی کمی روی مدیریت یک سری از شرکتها در اینجا دقیق میشم. البته اینجا تمامی شرکتها و سازمانها خصوصی هستند و از هیچ گونه بودجه نامتعارف استفاده نمیکنند ، فقط مساله اینجاست که آنقدری که فکر میکنیم ، با ذکاوت و مدبر نیستند.
وقتی این موارد را مشاهده میکنم ، واقعا حسرت میخورم. که چرا با این هوش و درایتی که ما ایرانیها داریم (البته اگر در جهت مثبت به کار بگیریم) نباید حتی یک دهم امکانات (چه مادی ، چا معنوی) اینها و خیلی چیز هایی که اینها دارند و ما نداریم ، را ، داشته باشیم. میدونید چی میشد ، به خداوندی خدا قسم میتونستیم ابر قدرت شویم از همه لحاظ ، علمی ، فنی و ……. .
ولی خوب صد افسوس که نیست و امیدوارم که در آینده نزدیک باشد.
یک نمونه خیلی خیلی کوچک را برایتان مثال بزنم که ببینید اینها که به خیلی جاها رسیدند ، از هوششان نیست. آیا میدانید که جدول ضرب را در دبیرستان یاد میدهند به بچه ها؟؟؟!!! (البته راهنمائی خودمان ، چون اینجا دبستان دارند و دبیرستان). جالبه نه؟
فقط چیز خوبی که هست ، برنامه مدون دارند و بر اساس آن برنامه پیش میروند و هیچ عاملی باعث نمیشه که از برنامه جا بمانند و یا به هدفشان نرسند و با امکانات کاملی که دارند این میشه عامل موفقیتشان.
ما ایرانیها شاید امکانات اینها را نداشته باشی ، اما هوش و ذکاوتی که در وجود تک تک ما هست را اگر در جهت مثبت بکار ببریم و در کنار برنامه مدونی که برای خودمان طراحی میکنیم ، قرار دهیم ، مطمئناً به آن چیزی که دنبالشیم ، خواهیم رسید.
خوش باشید
70 دیدگاه
دسامبر 3, 2009 در 6:06 ب.ظ (Uncategorized)
چند وقت پیش ، چند تا پست در مورد کاریابی در خارج از کشور نوشتم و دوستان لطف کردند و نظرات خود را هم اعلام کردند. بعضیها آمادگی کار کردن در هر فیلدی را داشتند و بعضیها تحت هیچ شرایطی حاضر به این کار نخواهند شد و خوب طبعا کلیه نظرات قابل احترام. حالا چرا دوباره این بحث را باز کردم؟ به دو دلیل اولا خیلی خیلی مهم هست و دوستانی که در داخل کشور هستند با شرایط و قوانین حاکم بر محیطهای کاری آشنا نیستند و دوما یکی از دوستان در وبلاگش به این مطلب یک اشاره کرده بود و بحث بالا گرفته بود و نهایتا مساله جمع شده بود ، بدون اینکه نتیجهای حاصل بشود.
ایشان در وبلگشان به این مساله اشاره کرده بودند که اگر کسی سنش بالای ۳۵ هست و قصد مهاجرت داره ، بیشتر فکر کنه که ممکن هست با مشکل مواجه بشه. با احترام خیلی زیاد به ایشان و عقایدشان ، من موافق نیستم. مهاجرت برای یک رده سنی خاص نیست. کسانی هستند که در ۴۵ سالگی مهاجرت میکنند و خیلی هم موفق میشوند و کسان دیگری هم هستند که در سن پایین مهاجرت میکنند و بعد از چند سال مجبور به بازگشت میشوند.
بستگی به خود آدم داره ، بستگی به روحیات طرف داره ، بستگی داره که چقدر قابلیت انعطاف داره و در نهایت بستگی داره که از محیط جدیدش چقدر اطلاعات داره. من میخواهم مورد آخر را کمی باز کنم و مشاهداتم را در این زمینه بنویسم.
به اعتقاد من یک مهاجر در بدو ورود به ۲ دلیل عمده جهت یافتن کار مناسب با سوابق و تحصیلاتش با مشکل مواجه میشه که اگر دارای اراده قوی باشه و هدف داشته باشه ، تا پیدا کردن شرایط لازم ، به کارهای دیگری میپردازد. البته اگر با محیط آینده خود آشنا باشد ، قبل از ورود شرایط را مهیا خواهد کرد. حالا آن دو دلیل:
۱- عدم تسلط کافی به زبان – هر چقدر هم نمره بالایی در آیلتس داشته باشید ، باز هم در بدو ورود شوکه خواهید شد. خصوصاً اگر به اماکنی مراجعه کنید – که کم هم نیستند – و مخاطب شما یک پاکستانی و یا هندی باشه. پاکستانی ها و هندیها در کلیه مشاغل رخنه کرده اند و هر جا میروید ، امکان نداره که حداقل یک نفر از این دو ملیت را نبینید که مشغول سرویس دهی هستند. این دو ملیت دارای دایره لغات بالایی هستند ولی از دستور زبان هیچ سر رشتهای ندارند. کلیه لغات را پشت سر هم میچینند و تند تند صحبت میکنند. مشکلی که یک مهاجر با اینها داره ، لهجه شان هست. یعنی بارها پیش خواهد آمد که اصلا متوجه نخواهید شد که طرف چی داره میگه ، حالا هر چقدر هم تسلط داشته باشید به زبان !!!!
مورد دوم که خیلی خیلی مهم هست ، عدم آشنائی با شرایط کار و قوانین حاکم بر کشورها هست. من یک رشته و شغل را مثال میزنم که بیشتر روی آن اشراف دارم و این مساله به دیگر رشتهها و مشاغل هم تسری پیدا میکند.
فرض کنید رشته تحصیلی شما در ایران پرستاری هست. پس از فارغ التحصیلی و گذراندن ۲ سال طرح میتونید برای کار اقدام کنید و مشغول به کار شوید و هیچ نیازی نیست که از سازمان یا نهادی مجوز کار بگیرید. البته الان سازمان پرستاری راه افتاده که آنها هم مشکل کسری بودجه دارند و وقتی پول را پرداخت کنید دیگه هیچ کس کاری به شما نداره. تمام رشتهها همین حالت را داره ، پس از فارغ التحصیلی هیچ مانعی برای کار نخواهید داشت. ولی خارج از ایران شرایط کاملا متفاوت خواهد بود و اگر آشنا نباشید و فکر کنید که یک مدرک لیسانس یا فوق لیسانس در یک رشته دارید با مثلا ۱۵ سال سابقه کار ، پس هر جا برید تا کمر برایتان خم خواهند شد ، خیر این خبرها نیست.
دوستانی که در خارج از ایران ساکن هستند و برای مشاغلی اپلای کرده اند ، متوجه شده اند که در لیست مدارک مورد نیاز برای آن شغل ، عنوان شده که باید عضو فلان انجمن و یا دارای فلان مدرک از بهمان سازمان باشید. همان پرستاری را مثال میزنم.
شما اگر آخرین مدرک تحصیلیتان فوق لیسانس پرستاری باشه و آخرین شغل شما هم مترون بیمارستان ، اگر آشنا نباشید با قوانین و شرایط و در بدو ورود با این مدرک و سابقه کار دنبال کار مرتبط باشید ، خیلی کار خوبی گیرتان بیاد ، کمک بهیاری هست. حالا چرا؟ شما باید طبق قانون کشور مقصد رجیستر شوید و این رجیستری باید سالانه تمدید گردد تا مجوز کار به عنوان یک پرستار را داشته باشید. رجیستر شدن هم تابع شرایطی هست که ، باید مدارک مورد نیاز را ارسال کنید ، تشکیل پرونده دهید ، مدارک شما بررسی شود اگر حائز شرایط لازم بودید و نیازی به گذراندن دوره تکمیلی نداشتید ، در یک امتحان جامع شرکت می کنید و در صورت قبولی در آن امتحان ، مدتی را زیر نظر یک کارفرما مشغول کار می شوید و پس از آن و تائید آن کارفرما ، شما به عنوان یک پرستار رسمی شناخته خواهید شد و میتوانید مشغول به کار شوید.
البته فکر نکنید که این فقط مختص خارجیها هست ، خود مردم ساکن و زاده آن کشور هم باید این مراحل را بگذرانند. پس قانون برای همه هست و تفاوت در این هست که آنها میدانند و شما نه.
نتیجه چی میشه؟ شما وارد کشوری شدید و تازه باید یک سری مدارک را از ایران برایتان ارسال کنند – با این بروکراسی خوشگلی که ما داریم – یک دفعه میبینید که صلاحیت شما بعد از یکسال تازه تائید شده و تازه باید امتحان دهید. خوب در این مدت یا مشغول کار دیگری شدید ، و یا مدام دارید غر میزنید که کار نیست و یا برگشتید.
پس دوستان ، کار هست ولی آگاهی ما نسبت به شرایط کاری کم هست. اول از همه زبان خود را کاملا تقویت کنید که وقتی یک هندی باشما حرف میزنه چشمانتان گرد نشه !!! و از همه مهمتر ببینید مدارک مورد نیاز برای مشغول شدن در رشته و شغلی که سابقه کار دارید ، چه چیز هایی هست و چه سازمان و ارگانی متولی این امر هست ، و از همان ایران اقدام کنید که مراحل آن طولانی هست.
خدا صبر هم دهد به کسانی که میخواهند از دانشگاه و یا وزارتخانه مجوزی ، ریز نمراتی ، چیزی بگیرند.
خوش باشید
101 دیدگاه
نوامبر 28, 2009 در 11:26 ب.ظ (Uncategorized)
یک پست خیلی کوتاه. یک چیزی دیدم مد شده بین دوستان داخل کشور که مدارک خود را برای مهاجرت به کانادا ارسال کرده اند و در فرومهای مختلف ، تبادل نظر میکنند.
Pending را از کجا آورده اید؟
وقتی وضعیت خود را چک میکنید ، یک عنوانی میبینید که نوشته و با کلیک کردن روی آن یک متن چند خطی را مشاهده خواهید کرد. در لابلای این متن یک کلمه هست که نوشته Pending ، این میشه ملاک یک عده که من الان Pending هستم مثلا.
یک شخص دیگه ، وضعیت خود را چک میکنه و عنوان In Process را مشاهده میکنه و میگه من In Process هستم. دیگه روی آن کلیک نمیکنه و اون لابلای متن دنبال چیزی بگرده!!!!
پس دوستان ، لطفا از عبارت و کلماتی استفاده کنید که حالت رسمی داره ، Pending اصلا مرسوم نیست.
عناوین مشاهده شده در وضعیت ها یکی از اینها هست:
Permanent Residence Application Status :
APPLICATION RECEIVED -1
Centralized Intake Office Sydney (CIO-S) ELIGIBILITY REVIEW COMPLETE -2
RECEIVED BY VISA OFFICE -3
VISA OFFICE ELIGIBILITY REVIEW COMPLETE -4
WITHDRAWN -5
IN PROCESS -6
DECISION MADE -7
خوش باشید
82 دیدگاه
نوامبر 26, 2009 در 6:18 ب.ظ (Uncategorized)
تا حالا شده که دلتنگ یک دوست بشید؟ خوب چکار میکنید؟
حتما گوشی تلفن را بر میدارید و یک تماسی باهاش میگیرید و حالش را میپرسید. خوب حالا اگر این دوست مجازی بود چی؟
حتما میرید تو وبلاگش و یک کامنت میگذارید و احوال پرسی میکنید.
خیلی مواقع میشه که دلتنگ یک دوست مجازی میشم ، یک سر به وبلاگش میزنم و از شادی و سلامتیش اطلاع حاصل میکنم. اگر هم آپ نکرده بود با گشت زدن تو وبلاگ دیگر دوستان و دیدن کامنت هاش از سلامتیش و شادیش مطمئن میشم. ممکنه خودم کامنت نگذارم اما جویای سلامتیش میشم.
بدترین حالت میدونید چیه؟
دوست ، مجازی باشه و وبلاگ هم نداشته باشه !!!!
راهش چیه؟؟؟!!!
هیچی ، باید یک پست بهش اختصاص بدی و جویای احوالش بشی:
“سارا جان مدتیست ازت خبری نیست ، سرما خورده بودی و پایت هم متاسفانه شکسته بود ، الان در چه حالی. میدونم که خوبی و سلامت ، پس من را هم آگاه کن”.
خوش باشید
44 دیدگاه
نوامبر 26, 2009 در 5:47 ب.ظ (Uncategorized)
واقعا چرا بعضی از ما ایرانیها عتیقه هستیم. به کسی لطفا بر نخوره ولی آدم هایی که فکر میکنند از دماغ فیل افتادند تو ما خیلی زیاد هست.
بعضی مواقع که دوستان سوالی در مورد مهاجرت از من میکنند ، اگر خودم جواب را بدونم و مطمئن باشم ، جواب مربوطه را میدهم در غیر این صورت وارد فرومهای مختلف (غیر ایرانی) میشم و از کسانی که وارد هستند سوال میکنم و یا از یکی –دو تا مشاور و وکیل خارجی که میشناسم و جوابهاشون را چک کردم و دیدم که کاملا درست میگویند ، سوال میکنم تا جواب مورد نظر را پیدا کنم. مشاور ایرانی هم اصلا طرفش نمیرم کی از هیچی کمی بیشتر میدونه!!!
خلاصه سعی میکنم جوابهای مختلف را بگیرم و با اون چیزی که خودم میدونم مقایسه کنم ، و در نهایت جوابی به اون دوست بدم که کاملا درست و تقریبا مستند باشه.
چند وقت پیش ، یکی از دوستان سوالی از من کرد. خودم جواب را میدونستم ولی خواستم مطمئن تر بشم ، یه گشتی تو اینترنت زدم و یک ایرانی محترم را پیدا کردم که دقیقا مشابه کیس اون دوست بود (البته بماند که کیس مشابه مهم نیست ، افیسر مشابه مهم هست). سوال را با احترام فراوان از این شخص پرسیدم. الان ۲۰ روز میگذره ، اگر شما جواب گرفتید ، من هم گرفتم.
در صورتی که امکان نداشته من سوالی از یک خارجی بکنم و در ظرف چند ساعت بهم جواب ندهند.
خدا انشاالله همه ما را به راه راست هدایت کنه.
خوش باشید
2 دیدگاه
نوامبر 24, 2009 در 11:39 ق.ظ (Uncategorized)
آب و هوای ایران را هیچ کجای دنیا نداره.
این را مطمئن باشید که از مرز که پایتان را بیرون بگذارید و مقصد شما هر کجای این کره خاکی باشه ، با آب و هوای عجیب و غریبی مواجه خواهید شد. مثلا الان در همین فصل:
استرالیا هوای شرجی و ۴۰ درجه داره ، بریتانیا هوای سرد و باران مداوم با باد ، شمال سوئد که اصلا روز و شبش معلوم نیست ، هوای تورنتو سرد و احتمالا برفی ، …….. .
یک سرچ اگر تو اینترنت بکنید و آب و هوای کشورها را باهم مقایسه کنید ، متوجه میشید که هوای ایران را هیچ کجا نداره. دقیقا چهار فصلش معلوم هست ، نه تابستان عذاب آور و نه زمستان غیر قابل تحمل داره.
پس اگر قصد مهاجرت به هر کشوری را دارید و با آب و هوا مشکل خواهید داشت و این سوژه میشه که مدام بخواهید غر بزنید و دیگه هیچ چیزی غیر از آب و هوای نامناسب را ببینید ، از جاتون تکون نخورید و اگر هم مهاجرید و نتونستید تا به الان با خودتان کنار بیایید ، فکر نمیکنم راه بازگشت را بسته باشند.
البته در صورتی که یک مقدار خیلی کم قابلیت انعطاف داشته باشید و واقع بین باشید ، خیلی سریع به آن آب و هوا (حالا هر جور که باشه) عادت خواهید کرد و لذت هم خواهید برد ، کما اینکه علیرغم آلودگی بالا در تهران ، الان دوستانی که در تهران ساکن هستند به آن کاملا عادت کرده اند.
البته در کنار این آب و هوای نامناسب با روحیه عدهای ، مسائل دیگری هست که واقعا لذت بخش هست. تازگی هوا بدون کوچک ترین آلودگی ، عدم نیاز به تمیز کردن کفش بصورت روزانه ، زمان باز گشت به منزل نیازی نیست که لباس سفیدی که همان روز پوشیده بودید را بشویید ، و از همه مهمتر دیدن آدمهای بشاش در خیابان. تازه بودن هوا تاثیر خیلی زیادی در نحوه برخورد آدمها داره.
پس اگر در حال حاضر در استرالیا هستید و شدت گرما شما را کلافه کرده ، اگر در بریتانیا هستید و باران شما را خیس خیس کرده و بدلیل وجود باد از چتر هم نمیتوانید استفاده کنید ، اگر در شما سوئد هستید و تا چند ماه آینده در تاریکی بسر خواهید برد ، اگر در تورنتو هستید و احتمالا تا کمر در برف هستید و …….. ، از اینکه سالم هستید خدا را شاکر باشید و از زندگی خود لذت ببرید و قدر داشتههای خود را بدانید و از اینکه خداوند شما را دوست داشته تا در محیطی عاری از هر گونه آلودگی و با آرامش اعصاب زندگی کنید ، زمین را سجده کنید. و تلاش کنید که در کنار همه بدی ها ، خوبیها را هم به دیگران بنمایانید.
خوش باشید
25 دیدگاه
نوامبر 20, 2009 در 10:45 ب.ظ (Uncategorized)
حتما تاکنون بارها این جمله را شنیده اید و شاید هم تجربه استفاده از خدمات پس از فروش شرکت و یا تولید کنندهای را داشته اید. یک مورد تجربه استفاده از این خدمات را برایتان باز گو میکنم و قیاس آن به عهده خودتان.
یکسال و نیم پیش یک دستگاه گوشی موبایل نوکیا از یک فروشگاه خریدم. چند وقت پیش ، یک روز صبح گوشی موبایل بطور ناگهانی خاموش شد و هر کاری کردم روشن نشد که نشد. از بابت باطریش خیالم راحت بود که پر شده ، چون شب قبلش شارژ شده بود. خلاصه پس از پیدا کردن فاکتور فروش به فروشگاه مربوطه مراجعه کردم. فروشنده با وارد کردن بارکد گوشی به سیستم کامپیوتری فروشگاه ، تائید کرد که خرید از آنجا صورت پذیرفته (فاکتور فروش را اصلا نخواست) و کمی هم بهش ور رفت و نهایتا گفت که باید گوشی مربوطه به سازنده جهت تعمیر ارسال گردد و زمان رفت و برگشت آن چیزی حدود ۲ هفته طول خواهد کشید. از هزینه تعمیر آن سوال کردم (هزینه تعمیرات خیلی خیلی بالاست و بعضا ترجیح داده میشود که نو آن وسیله جایگزین گردد). جواب دادند که برای تعمیر گوشی هزینه ای درخواست نخواهند کرد و کاملا رایگان میباشد. سوال کردند که برای این ۲ هفته گوشی جایگزین دارید یا خیر؟ و چون جواب من منفی بود ، یک عدد گوشی بصورت امانی به من دادند تا پس از تعمیر گوشی خودم ، مسترد نمایم.
ده روز بعد تماس گرفتند و اعلام کردند که گوشی من آماده هست. عصر همان روز به فروشگاه مذکور مراجعه کردم و گوشی خود را که در یک بسته بندی شیک قرار داشت تحویل و گوشی امانی را نیز پس دادم.
داخل بسته یک عدد نامه بود و ضمن تشکر از انتخاب آن فروشگاه و شرکت برای خرید و عذر خواهی از اینکه مشکلی برای گوشی من به وجود آماده بود ، دقیقا توضیح داده بودند که مشکل از کجا بوده و قطعه مربوطه تعویض گردیده ، نام و آدرس و شماره تماس تکنسین تعمیرکار و مهندس ناظر را ذکر کرده بودند و خواسته بودند که اگر مشکلی مجددا پیش آمد با این دو نفر تماس بگیرم و یا به همان فروشگاه مراجعه کنم. ضمنا در نامه شان ذکر کرده بودند که نرم افزار گوشی موبایل هم به روز رسانی شده است.
بله ، اینست خدمات پس از فروش بدون داشتن حتی گارانتی یا وارانتی!!!
خوش باشید
34 دیدگاه