بریتانیا کشور قانون – قسمت دوم

۱- سیستم اداره مهاجرت بریتانیا ، مزخرفترین ، بی‌ قانونترین و بینظم‌ترین ارگان در بریتانیا هست. حالا چرا؟
اغلب دوستان در سفارت کانادا مستقر در یکی‌ از کشور‌ها پرونده ‌ای داشته یا دارند. روال به این صورت هست که مدارک شما توسط یک ویزا آفیسر خاصی‌ بررسی‌ میشود. بعضی اوقات ویزا آفیسر شخصی‌ هست که خیلی‌ مثبت به قضایا نگاه می‌کند و گیر زیادی نمیدهد و گاهی اوقات هم عکس قضیه. در طول پروسه ممکن هست چندین بار از شما درخواست مدارک کنند. در هر صورت در انتهای کار ویزایی که صادر میشود یکسال اعتبار دارد و تاریخ شروع آن از روزی هست که شما آزمایشات پزشکی‌ را انجام داده اید. حالا ممکن هست شخصی‌ ویزای خود را زمانی‌ دریافت کند که ۶ ماه وقت داشته باشد و شخصی‌ دیگر ۱۱ ماه. ولی‌ در مورد یک سال اعتبار ویزا بحثی‌ نیست.
حال بشنوید از اینجا. دو نفر در یک زمان مشخص از یک دانشگاه پذیرش تحصیلی‌ یکساله گرفتند و مدارک خود را جهت تمدید ویزا به اداره مهاجرت بریتانیا ارسال کردند. مدارک نفر اول در مدت ۲ ماه بررسی‌ شد و ویزا جهت اون شخص به مدت ۱۶ ماه صادر گردید. اما نفر دوم ، با این شخص در یک نوبت تماس پستی گرفته شد و درخواست مدارک جدید شد که قبلا ارائه گردیده بود و در نهایت بعد از ۵ ماه ویزای یک ساله صادر گردید. خوب شما خودتان را بگذارید جای شخص دوم. زمانی ویزایش به دستش رسید که ۷ ماه بیشتر اعتبار نداشت و نفر اول زمانی‌ ویزای خود را دریافت کرد که ۱۴ ماه اعتبار داشت. تا اینجای قضیه مشخصه که خیلی‌ شیر تو شیر هست و ویزا آفیسر هر کاری دلش بخواد میتونه بکنه. (قانون مدون و مشخصی‌ نیست ). برای من خیلی‌ جالب بود که چرا باید اینجور تصمیم گیری شود. یک بررسی‌ کوچولو کردم در مورد نفر اول و دوم و همچنین نفرات دیگری که قبل یا بعد از اون تاریخ درخواست تمدید ویزا کرده بودند. نتیجه خیلی‌ جالب بود.
نفر دوم ، بنده خدا شخصی‌ بود که احترام زیادی برای قانون قائل بود و بیشتر از ۲۰ ساعت در هفته کار نمیکرد و چون نمیخواست از کلاس‌های خود هم غیبت نخوره ، کار خود را به شنبه و یک شنبه موکول کرده بود. ناراحتیش هم از این بود که من که هیچ کار غیر قانونی‌ نکردم چرا اینجوری با من کردند.
سعی‌ کردم ببینم نفر اول و افراد دیگری که خیلی‌ به راحتی‌ ویزایشان تمدید میشود چقدر قانونمند تر از نفر دوم بودند. نتیجه جالب بود: نفر اول اصلا اهل درس خواندن نیست و فقط یک پذیرش گرفته و رفته به امان خدا. هفته‌ای بیش از ۴۰ ساعت کارمیکنه ( ۲۰ ساعت بیشتر از اجازه قانونی) و رنگ دانشگاه را هم تا به الان ندیده. ۲ حساب بانکی‌ باز کرده ، حقوق خود را در یک حساب دریافت می‌کند و زمانی‌ که برای تمدید ویزا مدارک بانکی‌ خود را به اداره مهاجرت ارسال می‌کند ، پرینت حساب دیگر را که عملا هیچ پولی‌ از کارفرما وارد آن حساب نشده ، ارائه میدهد.
خوب شما خودتان را بگذارید جای نفر دوم. نتیجه نهائی که من از این بررسی‌ گرفتم:
دولت بریتانیا دنبال افراد متقلب هست تا نگه شان دارد ، و اگر شخصیت شما ، به شما اجازه نمیدهد که تقلب کنید ، پس منتظر ناراحتیهای بعدی برای خود باشید. من به جرات میگم کسانی‌ از این سیستم راضی‌ هستند که آدم‌های متقلبی هستند.
۲- وقتی‌ ما اومدیم اینجا برای باز کردن حساب رفتیم بانک ، هم برای خودم و هم برای همسرم حساب باز کردم ، چند وقت بعد دسته چک و مستر کارت هم گرفتم. چندی بعد یک خانواده جدید آمدن اینجا. به همان بانک برای افتتاح حساب مراجعه کردند و بهشون گفتند که چون همسرتان معرفی‌ نامه دارد و شما ندارید پس ما برای هر دو نفر شما نمیتونیم حساب باز کنیم!!!! چندی بعد یک خانواده دیگر آمدند و ازشان پرسیدند که آیا از ایران برای شما پول حواله خواهد شد. و چون جواب مثبت شنیدند گفتند که ما اصلا نمیتونیم برای شما حساب باز کنیم. این یعنی‌ چی‌؟؟ یعنی‌ شیر تو شیر ، یعنی‌ هرکی‌ به هرکی‌!!!
۳- همگی‌ در جریان بحران اقتصادی موجود هستید. این بحران از امریکا شروع که به تمامی‌ کشور‌ها کشیده شد. البته طبق آمار موجود کانادا کمترین آسیب را از این بحران دیده است و در حال ترمیم مشکلات خود می‌باشد ، اما این بحران هنوز در اروپا ادامه دارد. چیزی که مدتی‌ هست که نظر منو به خود جلب کرده این هست که هر چند وقتی‌ ، تظاهراتی در کل بریتانیا برگزار میشود و شعار میدهند که British job for British workers. من هیچ کجای دنیا ندیدم که از این مدل شعار‌ها بدهند. و دولت هم به راحتی‌ از کنار این موضوع می‌گذرد. این نشان دهنده بی‌ منطقی‌ افرادی هست که در این کشور ساکن هستند و زمانی‌ که با مشکلی‌ مواجه میشوند همه چیز را فراموش میکنند و به هیچ اصول اخلاقی‌ پایبند نیستند و از طرفی‌ دولت هم هیچ برخوردی با این جور تجمعات نمیکند. شهروندان کلیه کشور‌های عضو اتحادیه اروپا که بریتانیا هم جزو آن هست بدون هیچ محدودیتی میتوانند به کشور دیگر سفر کرده ، اقامت ، زندگی و کار کنند. در بریتانیا درصد بسیار بالایی از کارگران را شهروندان لهستان شامل میشوند و این تظاهرات و راهپیمایی‌ها باعث بروز مشکلاتی برای این افراد شده هست. به نحوی که باعث آزار و اذیت این افراد در شهر‌های مختلف بریتانیا شده اند. حال آنکه ، بریتانیایی جماعت اصلا اهل کار سخت و کارگری نیست. حالا دردشان چیه و دولت هم با افتخار در اخبار اعلام می‌کند من نمیدونم چیه؟؟؟

تا بعد

خوش باشید‌

Advertisements

8 دیدگاه

  1. پوريا said,

    اوت 17, 2009 در 7:13 ق.ظ.

    امير جان معلومه كه دلت خونه ها….من هيچ وقت نظر مساعدي به اروپاي ها نداشته ام. بعضي دوستان حتي در مسافرت هاي توريستي به اروپا؛ برخوردهاي متعصبانه ديده اند چه برسد در زندگي…..

    • امیر said,

      اوت 17, 2009 در 10:59 ق.ظ.

      مساله اینجاست که آدم انتظار نداره. اگر اینجا بورکینا فاسو بود و خودشون هم اینقدر پرمدعا نبودند ، کسی‌ این انتظارت را نداشت.
      خوش باشی‌

  2. karno said,

    اوت 17, 2009 در 9:37 ق.ظ.

    حالا ديگه متوجه شدم چرا يكي از دوستاي همسرم كه خيلي با ادب و با شخصيت و شيك و تحصييل كرده بود و از نظر مالي هم در سطح خيلي بالايي بود دو بار از سفارت انگليس درخواست ويزاي تحصيليشون رد شد ، و همچنان موفق نشدن كه برن ولي يكي ديگه از دوستانشون كه دقيقا نقطه مقابل بود همون بار اول ويزا گرفت و الان به جاي اينكه دانشگاه بره رفته سر كار و ماندگار شده … از همه اينها كه بگذريم اروپا فقط براي مسافرت كوتاه مدت خوبه نه براي زندگي… اينجا كه اصلا در سطح اروپا نيستن و همش خودشون رو ميخوان به زور به اروپا بچسبانند ، اينقدر افاده دارن كه نگو ، ديگه واي به حال اروپايي هاي واقعي … شما رو كاملا درك ميكنم …

    • امیر said,

      اوت 17, 2009 در 10:56 ق.ظ.

      دقیقا همینجوره کارنو جان. البته اگر بشه ثابت کرد که یک پول قلمبه دارید میارید اینجا تا بدید اینها بخورند ، ویزا دانشجویی را راحت صادر میکنند.
      اینا که خودشان را رئیس اروپا میدونند !!
      خوش باشی‌

  3. شهرام said,

    اوت 17, 2009 در 10:54 ق.ظ.

    امیر جان خودتو ناراحت نکن . ایشالا هر چه زودتر کارات ردیف میشه میری کانادا. راستشو بخوای من از دو تا کشور اصلا خوشم نمیاد یکیش انگلستانه و اون یکی آلمانه . نمیدونم چرا ولی تصویر ذهنی خوبی ازاین دو تا کشور ندارم .شاید بخاطر اون مسایلیه که درمورد نژادپرستی توی این دو تا کشور بوجود میاد. شاید….

    • امیر said,

      اوت 17, 2009 در 11:06 ق.ظ.

      شهرام جان اصلا نژاد پرستی‌ به معنایی که فکر می‌شه اینجا من ندیدم. مشکل سر انتظارت و توقعات آدم هست که من تا وقتی‌ که اینجا ساکن نشده بودم فکر می‌کردم که اینجا همه چیز تمام هست خصوصا که کشوری مثل کانادا و استرالیا هم ( ۲ تا کشور بزرگ و قدر) مستعمره اینجا هستند!!!
      خوش باشی‌

  4. اوت 17, 2009 در 6:58 ب.ظ.

    امیر جان کاملا» درکت میکنم.اینها مرغ میدن مرغدونی میگیرن.امیدوارم هرچه زودتر کار مهاجرتتون درست بشه.
    شاد باشید

    • امیر said,

      اوت 17, 2009 در 11:01 ب.ظ.

      ممنونم. دیگه از ما گذشته. باید بسازیم!!
      خوش باشی‌


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: