هر دم از این باغ بری می‌رسد

میدونید که تفاوت کشور‌های پیشرفته و کشور‌های غیر پیشرفته (البته خودشان را در حال توسعه مینامند) چی‌ هست؟
تفاوت‌های زیادی دارند ، اما یکی‌ از آنها این هست که کشور‌های پیشرفته ، تمام تلاششان را میکنند که به روز باشند و با تغییرات تکنولوژی ، آنها هم تغییر کنند. کشور‌های غیر پیشرفته ، کاری به حرکت سریع و رو به جلوی دانش و تکنولوژی ندارند ، کاری که خودشان درست می‌دانند را انجام میدهند.
این کشور‌ها هیچ زمانی‌ به توسعه نخواهند رسید ، حالا هر چقدر هم میخواهند زور بزنند!!!
حالا داستان چیه؟!!
دوستانی که تا به الان عضو انجمنی شده و یا بنا به هر دلیلی‌ نیاز بوده که مدارک تحصیلیشان توسط دانشگاه محل تحصیل ، مستقیماً به نشانی‌ آن انجمن یا دانشگاه و یا …… ارسال شود ، اطلاع دارند که این کار اغلب بین ۲-۳ روز طول می‌کشید تا مدارک آماده و ارسال گردد و این عمل مستقیماً توسط خود دانشگاه انجام میشد.
حالا قانون جدید چی‌ هست؟؟؟!!!
اول باید یک فرم که اسمش هست فرم شماره دوازده ، را پر کنید و به همراه کپی‌ پاسپورت و ویزا به آدرس وزارت بهداشت (مورد دوستان گروه پزشکی‌ را مثال میزنم ، چون پرستاران به این مدارک برای رجیستر شدن نیاز دارند) واقع در تهران ، شهرک غرب ، تحویل دهید. جواب شما ۱۵ روز بعد آماده میشود (حالا تو این پانزده روز چه میکنند؟ خدا داند) و میتوانید تشریف ببرید و تحویل بگیرید. (حالا هر شهرستانی هم زندگی‌ می‌کنید ، زحمت بکشید و سفر تا تهران را قبول زحمت کنید!!!). بعد نامه را به دانشگاه تحویل دهید ، و پس از آن به دارالترجمه تشریف ببرید و ریز نمرات و مدرک تحصیلی‌ را ، بدهید برای ترجمه. پس از آن مدارک را به دانشگاه ببرید تا پس از تائید ترجمه مدارک ، فرم مخصوصی که روز اول برای پر کردن و تائید به دانشگاه داده بودید و متعلق به آن انجمن می‌باشد را ، تحویل بگیرید.
خیلی‌ باحال باید باشی و رییس و روسا در مرخصی نباشند ، یکماهه میتونید تأیدیه مدارک را بگیرید!!!
بعد سوال این هست که چرا ما با کشور‌های دیگه فرق داریم؟اگر همین جور پیش بره ، تا ۲۰۰ سال دیگه هم ، توسعه پیدا نخواهیم کرد.
اونوقت اینجا.
اصلا نیازی نیست که شما برای کارتان ، حضوری به محلی بروید. خیلی‌ سریع و توسط نامه یا تلفن و اغلب ایمیل انجام خواهد شد.

بعضی‌ موقع‌ها کم میارم که چی‌ بگم!!!!
میخواهیم چی‌ بشیم؟؟!!!

خوش باشید

Advertisements

30 دیدگاه

  1. venus said,

    اکتبر 10, 2009 در 12:10 ب.ظ.

    سلام امير جان
    يه سوال دارم
    ايا حتما بايد كارفرما تعداد ساعتي كه كار كرديم رو بنويسه؟ برخي از شركتهاي دولتي قبول نمي كنن و فرمتهاي خاص خودشون رو دارند و حتي ميزان حقوق و دستمزد رو هم ذكر نمي كنند آيا اين موضوع مشكلي ايجاد مي كنه؟

    ممنون

    • امیر said,

      اکتبر 10, 2009 در 11:59 ب.ظ.

      سلام ونوس جان
      نه ، نیازی به نوشتن مقدار ساعت کار نیست ، ولی‌ تاریخ شروع و خاتمه باید مشخص باشه و تمام وقت یا نیمه وقت بودن هم همینطور.
      برای نشان دادن میزان حقوق و دستمزد میتونید از حکم کارگزینی استفاده کنید. تلاش کنید که عیناّ همان چیزی که سفارت می‌خواهد را برایشان فراهم کنید.
      خوش باشی‌

  2. sara said,

    اکتبر 10, 2009 در 2:44 ب.ظ.

    ای بابا تو ایران اینقدر عادت کردیم به تاخیر در انجام کارها که اگه یه روزی یه کارمون سریع انجام بشه شاخ در میاریمو به عنوان یه معجزه واسه همه تعریف می کنیم…..گرچه تو هند هم تنها چیزی که ارزش نداره زمانه…..از ایران فرار کردیم گیر هندیها افتادیم…کچل کردن ما رو….

    • امیر said,

      اکتبر 11, 2009 در 12:02 ق.ظ.

      بله متاسفانه سارا جان همینطوره ، اما مردم آزاری هم دیگه حدی داره!!
      خوش باشی‌

  3. ثنا said,

    اکتبر 10, 2009 در 9:31 ب.ظ.

    سلام
    برا خرداد 89 من نیاز دارم فکر کنم آلان باید برم دنبالش تا نظرشون عوض نشده و مدت زمان پروسه را دو سالش نکردن
    ضمنا وبلاگ من آدرس جدیدش همینه خیلی ممنون میشم اگه لینکش را درست کنید

    • امیر said,

      اکتبر 11, 2009 در 12:03 ق.ظ.

      هر چی‌ ازشون بگی‌ بر میاد.
      منزل جدید مبارک باشه. چشم عوضش کردم.
      خوش باشی‌

  4. نیلوفر said,

    اکتبر 11, 2009 در 8:06 ب.ظ.

    سلام امیر جان

    اخه اگه همه چیز عادی بود که من وشما و …. دنبال مهاجرت نبودیم

    • امیر said,

      اکتبر 11, 2009 در 9:56 ب.ظ.

      سلام نیلوفر جان
      هیچ کس انتظار عادی بودن نداره. اما اینقدر هم غیر عادی دیگه نوبره!!!
      خوش باشی‌

  5. کامران said,

    اکتبر 11, 2009 در 9:10 ب.ظ.

    سلام امیرجان
    منم لیسانس پرستاری هستم
    راستیتش میخواستم یه جورایی طرحو بپیچونمو بخرمش ومدارکو از وزارت ودانشگاهم بگیرم ممنون میشم اگه راهنماییم کنید

    • امیر said,

      اکتبر 11, 2009 در 10:00 ب.ظ.

      سلام کامران جان
      والا فکر نمیکنم که بشه طرح رو بخری. اما میدونم که مدرک را راحت میشه خرید. اما با توجه به اینکه «پول» علاج هر دردی هست ، شاید بشه طرح را هم خرید. شروع کار از دانشگاهتان هست. از آنها بپرسید ، راهنمایتان میکنند که چکار کنید.
      خوش باشی‌

  6. بهراد said,

    اکتبر 11, 2009 در 11:41 ب.ظ.

    سلام،

    من از لندن اقدام کردم به روش جدید. مدیکال را هم سه ماه پیش داده ایم و سایت هم نوشته که مدیکال را گرفته اما هنوز خبری نیست. نظرت چیه؟

    مرسی

    • امیر said,

      اکتبر 12, 2009 در 11:02 ب.ظ.

      سلام بهراد جان
      قطعا در مرحله بک گراند چک هستید. ممکن هست کمی‌ هم غیر عادی طول بکشه. انشاالله که همین روز‌ها درخواست پاسپورت را دریافت کنی‌.
      راستی‌ فرم مخصوص لندن را (Immigrant Summary and Supplementary Information ) پر کردی و فرستادی؟
      خوش باشی‌

      • بهراد said,

        اکتبر 18, 2009 در 5:04 ب.ظ.

        فرم را همانطوری که قبلاً برات نوشتم نفرستادم اما گویا دو هفته پیش یک نامه اومده که من امروز خبردار شدم که گفته لازم است آن فرم را پر کنم ولی روی اینترنت پیدایش نمیکنم. تو نشانی اش را داری؟

      • امیر said,

        اکتبر 18, 2009 در 10:13 ب.ظ.

        بهراد جان ، چطور ۲ هفته پیش نامه اومده و تو امروز متوجه شدی؟؟!!! مشاور داره کارت را انجام میده؟؟!!
        رو لینک زیر کلیک کن و فرم مخصوص را دانلود و پرینت بگیر.
        http://www.canadainternational.gc.ca/united_kingdom-royaume_uni/visas/forms_skilled-formulaires_qualifies.aspx?lang=eng
        خوش باشی‌

      • بهراد said,

        اکتبر 18, 2009 در 10:46 ب.ظ.

        مرسی. نه راستش رو بخواهی نشانی یک از فامیلها را اینجا داده بودم اون هم دو هفته مسافرت بود و امروز برگشت بهم زنگ زد. این فرم یعنی چی؟ تازه میخواهند بک گراند چک من را شروع کنند؟

      • امیر said,

        اکتبر 18, 2009 در 11:02 ب.ظ.

        بهراد جان
        انشاالله خیلی‌ زود درخواست پاسپورتت را هم دریافت کنی‌. نه وسط کارند. شاید هم آخراش.
        خوش باشی‌

  7. sara said,

    اکتبر 12, 2009 در 6:57 ق.ظ.

    امیر جان سلام.مثل اینکه سرت شلوغ شده کم پست میذاری هی سر می زنم اما خبری نیست……ما عادت کردیم حسابی به مطالبت….هیچ خبری از هیچ جا نیست شما چی خبری چیزی مدیکال تازه ای…………….نون خشک . سماور کهنه . فرش کهنه ……مدیکال مونده می خریم……………………….

    • امیر said,

      اکتبر 12, 2009 در 11:07 ب.ظ.

      سلام سارا جان
      هم سرم شلوغه و هم چون کمی‌ سوت و کور شده ، نوشتنم نمیاد.
      ولی‌ تو این چند وقته یک نتیجه گرفتم ، ایرانی‌‌هایی که از سفارت دیگری غیر از دمشق اقدام میکنند ، کارشان تو مرحله بک گراند چک بیشتر طول میکشه. حالا چرا؟ نمیدونم.
      خوش باشی‌

  8. sara said,

    اکتبر 12, 2009 در 7:00 ق.ظ.

    در کوچه گوسفندم در مدرسه طوطی در اداره گاو به خانه که میرسم سگ میشوم…..
    چوپان تلویزیون فریاد میزند گرگ آمد گرگ آمد و من کنار شومینه شعر تازه ام را نشخوار می کنم.

    • امیر said,

      اکتبر 12, 2009 در 11:08 ب.ظ.

      جالب بود. تحفه هند بود؟!!!
      خوش باشی‌

  9. رضا-reza1100 said,

    اکتبر 12, 2009 در 9:59 ق.ظ.

    امير جان
    منو كه يادته . (همسر فاطيما). اين مطلبي كه ميخوام بهت بگمو به مهرداد هم گفتم.
    من امروز تونستم كل وبلاگ خداحافظ كانادارو بخونم. بنظر مياد اين بنده خدا تو سن بالا مهاجرت كرده كه بهش سخت گذشته.
    اما وبلاگش زيادم بد نيست . يكي پيدا شده اونجا سختي كشيده و داره حقيقتو مينويسه البته از ديدگاه خودش. تو تهران خيليها سگ رو به خودشون ميمالونن . اما ايشون در مورد سگ و … مينويسه كه فلان بوده . يعني ميخوام بگم ايشون كمي هم به خاطر عدم شناخت زندگي در غرب اينطوري بهش سخت گذشته .
    من خودم با خوندن وبلاگ ايشون كمي به فكر رفتم كه واقعا بايد پي همه چيو به خودمون بماليم بعد بريم. تو وبلاگ امير هم در مورد اوايل و سختيهاي اول مهاجرت مواردي نوشته بود. بخاطر همينه كه ميگم بايد همه يكسري كلاسهاي فني حرفه اي بريم كه اونجا لا اقل چند تا هنر داشته باشيم.
    خود من سال گذشته 2 تا كار داشتم . الان يكيشو بخاطر مسائل تغيير مديريت و سيستم دولتي از دست دادم يك ديگه هم داره ورشكست ميشه. سال گذشته فكر ميكردم اگه من برم و موفق نشم خيلي ضرر ميكنم چون اينجا براي خودم دوتا كار خوب دارم. اما الان رفته رفته ميبينم تا زمان رفتن ديگه چيزي براي از دست دادن ندارم. منظورم در دو دل نبود ( خدا بزرگه) . منظورم اينه كه بسته به شرايط آدم داره. شايد ايشون تو بهترين شرايط شغلي و زندگي ايرانو ترك كرده و فكر ميكنه اگه اينجا بود اون شرايط براش ادامه داشت. شايدم ميداشت ولي بايد اون موقع فكرشو ميكرد.
    يكسري قيمت نوشته كه بنظر من همون قيمتهاي ايرانه مگر اينكه ايشون بخواد بره از تره بار خريد كنه. ايشون حتما رفته قيمتهاي روز شهرداري و دولتي و خونده دلش هوس قميتهاي ايرانو كرده . بايد از فكو فاميلاشون در ايران قيمت سوپر ماركتهارو هم بپرسه و دوباره اشتباه نكنه.
    ضمن اينكه من شنيدم امثال ايشون شايد برگردن ايران ولي ظرف چند ماه براي هميشه برميكردن كانادا . چون ميبينن اينجا همون هردمبيل بازار كه لنگش هيچجا نيست.
    فقط من بعد از خوندن آخرين پست ايشون ، يك سئوالم بي جواب موند. اينكه چرا ايشون كه از 4 ماه پيش ميگه برميگردم هنوز برنگشته.؟
    ايشالا موفق باشي

    • امیر said,

      اکتبر 12, 2009 در 11:26 ب.ظ.

      آقا رضا بنده ارادت دارم خدمت شما. فقط این دوست عزیز شما آقا مهرداد را نمیشناسم.
      کلّ وبلاگ خدا حافظ کانادا را خوندی؟؟!!! زیارت قبول باشه!!!
      رضا جان ، منو که باید شناخته باشی‌ ، به تمام افراد ، با تمام افکار خاص احترام میگذارم و نظر هر کس برای خودش کاملا محترم اما:
      ایشان اگر هم داره حقیقت را میگه ، شیوه درستی‌ را انتخاب نکرده. من مخالف این هستم مثل خیلی‌‌ها که اینقدر هول هستند و فکر میکنند وارد بهشت شدند و دارند از پشت بام میافتند پائین ، و مثل این دوست عزیز که اینقدر داره عقب عقب میره که از اون طرف پشت بام داره می‌افته پائین.
      در ثانی‌ ایشان متاسفانه به یکسری از اصول اخلاقی‌ پایبند نیست. ایشان یک جمله از یک وبلاگ خاص را انتخاب میکنه ، کپی‌ میکنه تو وبلاگش و آن جمله را به سخره میگیره. این از اخلاقیات بدور هست.
      رضا جان ، من به عنوان کسی‌ که چند سال هست که در بریتانیا ساکن هستم (شرایط کانادا را نمیدانم ولی‌ شرایط کلّ کشور‌ها ، تقریبا مشابه هم هست) ،اینو به همه میگم که اون بهشتی‌ که بعضی‌‌ها برای خودشان ترسیم کردند نیست ، و همینطور اون جهنمی که ایشان داره توصیف میکنه. همش بستگی به دید افراد داره. اگر واقع بین باشید لذت خواهید برد.
      یک چیز دیگه ، ایشون تحت هیچ شرایطی بر نخواهد گشت. حالا ببین کی‌ دارم میگم اینو.
      خوش باشی‌

  10. بهراد said,

    اکتبر 13, 2009 در 12:09 ق.ظ.

    امیر جان،

    من فرم Immigrant Summary and Supplementary Information را پر نکردم. یعنی هیچ جا خواسته نشده بود که پر کنم. بار اول هم بعد از 120 روز که کامل شد مدرکم یک نقص داشت که همراه فرمهای مدیکال ازم خواستند آن را هم پر کنم اما اشاره ای به چنین فرم اختصاصی لندن نشده بود.

    بهراد

    • امیر said,

      اکتبر 13, 2009 در 7:03 ب.ظ.

      میدونم بهراد جان تو چک لیست لندن این نیست اما خود اینجایی‌ها که آشنا بودند ، فرستادند. ممکن هست که از شما هم بخواهند. اگر خواستند شوکه نشو. ممکن هم هست که نخواهند.
      خوش باشی‌

      • بهراد said,

        اکتبر 18, 2009 در 5:05 ب.ظ.

        از من هم خواستند. نشانی اش روی اینترنت را پیدا نکردم. تو نشانی اش را داری؟

      • امیر said,

        اکتبر 18, 2009 در 10:14 ب.ظ.

        فرستادم برات.
        خوش باشی‌

  11. sara said,

    اکتبر 13, 2009 در 9:15 ق.ظ.

    سلام امیر جان من از انتظار کانادا زده به سرم شاعر شدم.چه کار کنم دیگه>………….
    شعر هام هم تو همین مایه هاست.
    به خدا من نمونه ام همه می گن که من نمونه ام حتی ملیحه هم می گه که من نمونه ام فقط یادتون نره که قبل از ساعت 8 صبح منو به آزمایشگاه برسونید……………………

    • امیر said,

      اکتبر 13, 2009 در 9:42 ب.ظ.

      من هم با ملیحه عزیز موافقم.
      خوش باشی‌

  12. reza1100 said,

    اکتبر 13, 2009 در 10:46 ق.ظ.

    امیر جون
    بیشتر مطالب مربوط به اوضاع اونجا و اینکه چه چیزایی ایشونو ناراحت کرده بودو خوندم نه اینکه بشینم همشو بخونم.
    منم منظورم این اخلاق تندش نبود یا اینکه ایشون مردمو مسخره میکنه. این که گفتم حقیقتو میگه . منظورم اینه که داره حقیقتو میگه که مثلا اومدم اینجا بدبخت شدم.
    خوب حتما بدبخت شده دیگه . بیچاره داره حقیقتو میگه که درس عبرت بشه برای امثال من که ممکنه بری اونجا مثل ایشون به خاک سیاه هم بشینم.
    البته من و خانمم گفتیم میریم ایشالا موفق میشیم اما اگه نشدیم لااقل پاسپورتو میگریم برمیگردیم. دیگه این همه نق هم نباید زد. انتظار هم نداریم که بهمون مفت پول بدن.
    ایشون مثلا نوشته اینجا مثل ایران مفت پول نمیدن. والا من هم که اینجا کار میکنم مفت پول نمیگیرم. قیمتهایی هم که نوشته منهای اجاره منزل و بنزین همین قیمتهای ایرانه .
    من و خانم فکر کردیم دیدیم ما دنبال پولدار شدن نیستیم ولی دوست داریم در موارد دانشگاهی و تحصیلی رشد کنیم . مثلا اگه بشه تا سطح استاد دانشگاه. اما شاید ایشون فکر کرده اونجا میشه پولدار شد. ما قبول داریم تو ایران بهتر میشه پولدار شد لازم نیست ایشون بگه.
    حالا کل منظورم اینه که ایشون هم بهتره کمی واقع بین باشه و اگه تونست یکماه برگرده ایران . من مطمئنم با روحیه ای مضاعف برخواهد گشت که موفق بشه.
    من هم آرزوی موفقیت ایشون و همه دوستانیو دارم که با زهنی بهشت وار رفتن و الان شکست خوردن.

    • امیر said,

      اکتبر 13, 2009 در 9:53 ب.ظ.

      رضا جان
      مطمئن هستی‌ که ایشان الان کاناداست؟
      مطمئنی که ایشان بدبخت شده؟
      رضا جان تو اولین پست وبلاگ قبلیم نوشتم که اگر دنبال پولدار شدن هستید ، از جاتون تکان نخورید که هیچ کجای دنیا مثل ایران برای پولدار شدن بهتر نیست.
      خوش باشی‌


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: