سابقه کار خارج از کشور

این پست شاید در نگاه اول ، تکراری به نظر بیاد اما چون هم از دید من خیلی‌ مهم هست و هم دو مورد جدیداً پیش اومده که به نظر من جالب هست ، سعی‌ می‌کنم که به مقوله سابقه کار خارج از کشور از زاویه دیگر نگاه کنیم.
از دوستانی هم که در کشور‌های دیگر ساکن هستند خواهش می‌کنم که اگر مورد مشابه را سراغ دارند و یا کلا با این نوشته موافق هستند ، اعلام کنند.
یکی‌ از سئوالاتی که در زمان پر کردن اپلیکیشن کاری و یا زمان مصاحبه پرسیده میشود ، این هست که آیا سابقه کار جدید (منظور در کشور محل اقامت فعلی‌) دارید یا خیر؟
در صورتی‌ که جدیداً وارد کشور شده باشید ، خوب طبیعی هست که پاسخ منفی است ولی‌ اگر مدت زیادی هست که اقامت دارید ، بهتر هست که پاسخ مثبت باشد. البته به هیچ عنوان منظور سابقه کار مرتبط نیست. سوال کاملا کلی‌ هست ، هر نوع سابقه کار.
حالا دلیلی‌ که میگم چرا بهتر هست که پاسخ مثبت باشه ، دو مورد جدیداً برای دو نفر پیش آماده که باعث شد به این نتیجه برسم که در صورتی‌ که مدت نسبتا زیادی (در حد چند ماه) هست که مقیم کشوری هستید بهتر هست که سابقه کار در آن کشور را داشته باشید. حالا دو مورد:
۱- یکی از دوستان مهندس کامپیوتر است که حدود ۸-۹ ماه هست که آمده ، ولی‌ چون کار مرتبط با رشته قبلیش پیدا نکرده و از طرفی‌ خیلی‌ هم زیر بار کار کمتر از کار قبلیش نمیره تا چند وقت پیش بیکار بود. تا بالاخره یکی از اپلیکیشن هایی که پر کرده بود به نتیجه رسید و ازاون دعوت کردند که برای مصاحبه حضور به هم رساند. ازش سوال شد که چند وقت هست که به این کشور آمدید؟ و اون پاسخ داد که حدود ۹ ماه. سوال شد که تا الان مشغول چه کاری بودید؟ و اون پاسخ داد که بیکار بودم. مصاحبه کننده تعجب کرد و پرسید که یعنی‌ در ظرف این مدت هیچ کاری نکردی؟ و دوست ما گفت ، نه. سوال میکنند که شما برای کار کردن مشکلی‌ دارید؟؟!!! و اون میگه ، نه چرا باید مشکل داشته باشم؟ می‌گویند که چون هیچ کاری نکردی ، شاید مشکلی‌ داشته باشی‌!!!!
خلاصه علیرغم اینکه خیلی‌ هم ازش خوششون آماده بود ، رد شد. این داستان بار دیگر هم برایش اتفاق می‌افته که نهایتا نوبت سوم ازش میخواهند که یک پروژه را رایگان انجام بده تا مطمئن بشوند که کار را بلد هست و مشکلی‌ نداره. و نهایتا در محل سوم مشغول به کار میشود.
۲- یکی‌ دیگه از دوستان که ایشان مهندس مکانیک هست تقریبا ۸ ماه پیش به این کشور میاد و حدود ۲ ماه بعد از اقامتش که میبینه کاری پیدا نشد ، در یک رستوران مشغول به کار میشه و هم زمان برای جاهای مختلفی‌ اپلیکیشن ارسال میکنه. چند وقت پیش ازش دعوت میشه که برای مصاحبه حاضر شود. ایشان هم در موعد مقرر به آن شرکت میره و ضمن ارایه سابقه کار ایرانیش و پروژه هایی که انجام داده ازش سوال میشه که در این ۸ ماهی‌ که اینجا اومدی ، آیا کار هم کردی؟ و اون پاسخ میده که بله من در حال حاضر در یک رستوران مشغول هستم. شخص مصاحبه کننده خیلی‌ لذت میبره و میگه که شما وقتی‌ با این مدرک تحصیلی‌ و سابقه کار حاضری در یک رستوران کار کنی‌ ، پس مشخص‌هست که مرد کار هستی‌ و میشه خیلی‌ روی شما حساب کرد. ایشان در اولین مصاحبه قبول میشه و در حال حاضر مشغول به کار هست.
من شخصاً امیدوارم که تمام افرادی که مهاجرت کرده اند و یا در آینده مهاجر خواهند بود ، در همان ۱-۲ ماه اول کار باب دل و مرتبط با سابقه کار قبلی‌ خود را پیدا کنند ، اما اگر نشد در هر کاری که میشه بطور موقت مشغول بشوید ، چون سابقه کار داشتن در هر فیلدی خیلی‌ برای کارفرمای آینده شما مهم هست.

خوش باشید

32 دیدگاه

  1. Marjan said,

    نوامبر 14, 2009 در 2:24 ق.ظ.

    امير جان كاملا درسته كه اصلا مهم نيست سابقه كار مرتبط باشه من اين رو بارها نوشتم كه نترسيد از انجام هر كارى چون اولين مزيتش اينه كه مى تونيد تو رزومه بنويسيد و ديگه براتون سابقه كار به حساب مياد، مرسى از توضيحت.

    • امیر said,

      نوامبر 14, 2009 در 5:21 ب.ظ.

      بله مرجان جان اصلا نوع کار مهم نیست ، اصل کار مهم هست. من خودم بارها شاهد بودم که چقدر تاثیر داره.
      خوش باشی‌

  2. نوامبر 14, 2009 در 4:22 ق.ظ.

    سلام امیر جان

    مطلب کاملا درستی‌ بود. حمالی و سابقه اون و تمایل به کار سطح پائین با وجود تحصیلات بالا دلیل اصلی‌ پیشرفت در کشور‌های پیشرفته‌ای مثل کاناداست.

    خداحافظ كانادا

    • امیر said,

      نوامبر 14, 2009 در 5:26 ب.ظ.

      سلام دوست عزیز
      خوشحالم از اینکه شما هم تائید می‌کنید ، هر چند با شیوه نوشتاری خودتان!!!
      اینکه در کشور هایی همچون کانادا شایسته سالاری حاکم هست و آدم‌ها بواسطه کار و تلاششان پیشرفت میکنند نه به واسطه پول و پارتی!!! ، قابل تقدیر هست.
      خوش باشی‌

  3. دوستدار ونکوور said,

    نوامبر 14, 2009 در 5:36 ق.ظ.

    سلام امیر جان
    کاملا درست و منطقیه. دقیقا ما هم اگه خدا بخواد و پامون به کانادا برسه همین هدفو داریم. اگه من هم جای اون کارفرماها بودم همین تصمیم ها رو می گرفتم.
    بازم از نوشته های خوبت تشکر می کنم.
    سلامت و شاد و موفق باشی با خانواده

    • امیر said,

      نوامبر 14, 2009 در 5:28 ب.ظ.

      ممنونم دوست عزیز ، انشاالله همه در هر کجا که هستند موفق باشند.
      خوش باشی‌

  4. میترا said,

    نوامبر 14, 2009 در 6:16 ق.ظ.

    امیر جان سلام
    مطلب جالبی را عنوان کردی. خارجیها برای هر کس که شاغل باشد احترام زیادی قائل هستند صرف نظر از نوع کار. ولی ما متاسفانه هنوز درگیر عنوان و سمت و … هستیم!!

    • امیر said,

      نوامبر 14, 2009 در 5:32 ب.ظ.

      سلام میترا جان ، آدم بیکار و بیعار برای جامعه انگل محسوب میشه و نوع کار به هیچ عنوان مهم نیست. ما باید تلاش کنیم و برای این معضل بزرگ فرهنگی‌ چاره اندیشی‌ کنیم.
      خوش باشی‌

  5. صبا said,

    نوامبر 14, 2009 در 7:39 ق.ظ.

    خیلی عالی بود، هر چی بیشتر میگذره از اینکه تصمیم به مهاجرت گرفتیم بیشتر خوشحال میشم چون می بینم اونجا علاوه بر دانش و علم فرد، شخصیتش هم مهمه و این چیزیه که در ایران اصلا بهش اهمیت نمیدن…

    • امیر said,

      نوامبر 14, 2009 در 5:36 ب.ظ.

      صبا جان خود فرد مهم هست ، نه ملیتش و یا گرایشش به مکان یا شخص خاص‌!!! شایسته سالاری به معنی‌ خاص کلمه.
      خوش باشی‌

  6. رامین said,

    نوامبر 14, 2009 در 8:03 ق.ظ.

    سلام
    واقعاً باید از شما به خاظر راهنمائی هاتون تشکر کرد.
    متشکرم

    • امیر said,

      نوامبر 14, 2009 در 5:37 ب.ظ.

      لطف داری دوست عزیز.
      خوش باشی‌

  7. پوریا said,

    نوامبر 14, 2009 در 8:41 ق.ظ.

    کاملاٌ باهات موافقم امیر. دیدگاهی که این ها نسبت کار دارند با دیدگاه ما در ایران خیلی فر ق می کنه. در ایران فقط به پرستیژ کار توجه می شه. ولی این جا خود نفس کار کردن مهمه, نه نوع کار.

    • امیر said,

      نوامبر 14, 2009 در 5:40 ب.ظ.

      پوریا جان اصلا نوع نگاهشان به جامعه کاملا با ما متفاوت هست. به همین دلیل هست که پیشرفت کرده اند. تو ایران اگر یادت بره به طرف بگی‌ مهندس ، اصلا تره هم برات خرد نمیکنه. اینجا همه یک اسم کوچک دارند و بس. برای همین هم یک کارگر ساده با یک پزشک از ارزش یکسانی برخوردارند.
      خوش باشی‌

  8. یاسی said,

    نوامبر 14, 2009 در 5:02 ب.ظ.

    سلام.موضوع خوبی رو مطرح کردی.اینجا تو ایران بد می دونن اگه یک آدم تحصیل کرده تو رستوران کار کنه اما کارکردن عار نیست و این غرور بی جا باعث می شه که خیلی ها نتونن سختی های زندگی تو یک کشور دیگه رو تحمل نکنند.امیدوارم که هر کسی بر اساس مدرک خودش کار پیدا کنه اما کارکردن عار نیست ..بلکه فرصتی هست که کمک می کنه توانائی هامون رو بالا ببریم .به نظر من چیزی که آدم رو خراب می کنه عادت کردن به یک کار تکراری و خسته کننده است

    • امیر said,

      نوامبر 14, 2009 در 5:55 ب.ظ.

      سلام یاسی جان
      ما در این زمینه مشکل فرهنگی‌ داریم و این شده جزیی‌ از باور هایمان.
      با تلاش و انطباق با محیط جدید ، همه چیز حل خواهد شد.
      خوش باشی

  9. نوامبر 14, 2009 در 5:42 ب.ظ.

    درسته امیر جان شایسته سالاری یعنی‌ دقیقا همین که تو کانادا رایجه.

    شما کاملا درست میگین.

    این خارجی‌‌ها خیلی‌ کارشون درسته. دم غرب گرم که به ما حق نفس کشیدن داد.

    خداحافظ كانادا

    • امیر said,

      نوامبر 14, 2009 در 5:59 ب.ظ.

      دوست عزیز ، حق نفس کشیدن ، موهبتی هست که خداوند به انسان عطا کرده ، نه کانادا یا ایران یا هر کشور دیگری.
      خوش باشی‌

  10. رضا-reza1100 said,

    نوامبر 15, 2009 در 6:24 ق.ظ.

    سلام امير جان
    مطلب خيلي جالب و قابل تاملي را مطرح كردي. من هم با كليت موضوع موافقم . منتها براي خودم يكمي نگرانم. من اهل كلاس گذاشتن نيستم. نه با شغلم و نه با مدرك يا عنوانو اين چيزا . مثلا يك سال پيش كه قائم مقام يك شركت بودم چون از رده پايينتر به بالا اومده بودم اكثر پرسنل با نام كوچيك صدام ميكردن و براي من بيشتر لذت بخش بود تا اينكه بدم بياد.
    (الان ميگم ميرم و حتي اگه اون كارها رو هم بكنم بايد موفق بشم)حالا نگرانيم از اينه كه اگه مثلا برم اونجا يك كار سطح پايين رو قبول كنم ،نكنه همون كار سطح پايين بعد از گذشت يكماه باعث بشه از محيط خسته بشم و با غم غربت بشه قوز بالا قوز.
    پسر عموي خودم رفت فرانسه يك سالي رو بيكار بود ولي بالاخره كار پيدا كرده. نه ميگه چه كاري نه ما ازش پرسيديم. اما اينجا كلي حرف پشتش ميگن . مثلا ميگن فلاني رفته اونجا داره ظرف ميشوره يا ببخشيدا سرويسهارو تو پاساژها ميشوره ميگه كار پيدا كردم آخه باباجون كار كجا بودو ….
    حالا كسايي كه وضع ماليشون خوبه كه غصه ندارن . پولشون كه تمومي نداره. اما آيا واقعا براي كسايي كه ( مثل ما) بنيه ماليشون كمه و ترجيح ميدن از جيب نخورن و تنها پشتوانشون يك مدرك مهندسيه ، هيچ راهي غير از اين حتي براي اولش نيست؟
    آيا داشتن مدارك فني اينجا بدرد كار در اوايل ورود نميخوره؟
    مثلا سيم كشي يك ساختمان بنظرم از كارهايي كه عنوان شد بهتره و ديرتر آدم احساس پوچي ميكنه.
    مثلا با توجه به تحريم ايران از نظر بانكي ، مثلا خريد هاي بين المللي گزينه خوبي براي اول كار نيست؟ مثلا از ايران از شركتهاي كامپيوتري سفارش بگيريم . يا كارتهاي ويزا يا مستر كارد با قيمتهاي پايين بگيريم و در ايران با درصدي بفروشيم. مثلا در اندازه هاي 50 يا 100 دلاري. البته من اونجا زندگي نكردم ببينم قوانين و شرايط چيه اونجا.اينها همه مثاله. ممكنه اين جور كارها اصلا امكان نداشته باشه (مثلا خلاف مقررات باشه) يا در واقعيت خنده دار هم باشه.
    تايپ ، يا كار با فتوشاپ و … همون تايپ كردنو ميشه با تمرين يكماهه سريع راه افتاد.
    آيا اگه يكي بره كلاس زبان و بعد از 5 ماه تو مصاحبه بگن تو اين 5 ماه چيكار ميكردي ، وجهه خوبي نداره بگه كلاس زبان ميرفتم؟
    كلا منظورم اينه كه شايد راه هاي ديگه اي هم باشه . آسونترين راه پناه بردن به شغلهاي خيلي پايينه. بد نيست كه ما چند گزينه را حداقل براي خودمون داشته باشيم كه وقتي مياييم اونجا وقت براي امكان سنجي اون فكرها در اونجا تلف كنيم نه اينكه تازه بشينيم بگيم چيكار كنيم چيكار نكنيم.
    ببخشيد طولاني شد.

    • امیر said,

      نوامبر 15, 2009 در 10:24 ب.ظ.

      رضا جان کار پائین در خارج اصلا وجود نداره ، این طرز تفکر ما ایرانی‌‌ها هست که کاری را پائین فرض می‌کنیم.
      باز هم دم فامیل شما گرم که مشغول هست ، حالا هر کاری که باشه اصلا مهم نیست. وقتی‌ چند وقت در خارج زندگی‌ کنی‌ ، دیگه حال و هوای مهندسی‌ از سرت می‌افته.
      وقتی‌ مشغول تحصیل هستی‌ ، حالا هر چی‌ باشه ، اصلا بد نیست ، کما اینکه وجهه‌ خیلی‌ خوبی‌ هم داره.
      رضا جان اینجا اصلا از شما مدرک نمیخواهند که بخواهی مدرک بگیری از ایران ، باید کار را بلد باشی‌. سیم کشی‌ ، نقاشی‌ ساختمان ، برنامه نویسی کامپیوتر‌ها هر چی‌ که فکرش را بکنی‌.
      تا از نزدیک لمس نکنی‌ شرایط خارج را ، نمیتونی‌ متوجه بشی‌ که من دقیقا چی‌ میگم.
      خوش باشی‌

  11. ستاره said,

    نوامبر 16, 2009 در 5:58 ق.ظ.

    می بخشید که می پرسم، اگه دوست نداشتین جواب ندین………. شما خودتون هم اینکارو کردین؟ مثلا رفتین رستوران کار کنین؟ آخه میخوام نظر کسی که این وضعیت رو تجربه کرده بدونم. ممنون

    • امیر said,

      نوامبر 16, 2009 در 10:42 ب.ظ.

      بله ستاره جان ، من هم اینکار را کردم. نه تنها من بلکه ۹۰ درصد ایرانی‌‌ها این کارها رو کردند ولی‌ بخاطر باور غلط و فرهنگ بدی که وجود داره ، مجبور به کتمان هستند.
      و افتخار می‌کنم که علیرغم سالها مدیریت در یکی‌ از شرکت‌های بزرگ ، در قالب یک مدیر ایرانی‌ که فقط نامه امضا میکنه و دستور میده ، قرار نگرفتم. و برام ثابت شد که می‌تونم از صفر و حتی زیر صفر هم شروع کنم.
      خوش باشی‌

  12. رضا-reza1100 said,

    نوامبر 16, 2009 در 6:09 ق.ظ.

    امير جان سلام
    من هم با جمله آخرت كه بايد خارجو از نزديك لمس كرد موافقم و گاها ميترسم اينجا بذري رو بكارم كه اصلا تو خارج به كارمم نياد . تصميم گيري خيلي سخته.
    يعني اونجا از آدم نمي پرسن دوره اي در فلان رشته كه ميگي كار بلدم ديدي يا نديدي؟ مدركش كو؟ جالبه
    آخه سابقه كارم كه بقول شما قبول نميكنن. پس چي ميخوان . ميگن بيا يكم كار كن ببينيم چجوري كار ميكني؟

    • امیر said,

      نوامبر 16, 2009 در 10:46 ب.ظ.

      رضا جان اینجا حرف آدم‌ها سند هست و هیچ نیازی به اثبات نیست. فقط چون ایرانی‌‌ها گند زیاد زدند ، شاید به جرم ایرانی‌ بودن ، مدرک هم بخواهند. اما هر چی‌ مصاحبه من رفتم ، فقط استنادشون به رزومه من بود و بس.
      من کی‌ گفتم که سابقه کار را قبول نمیکنند؟؟؟!!! من گفتم که سابقه کار همان کشور خیلی‌ معتبر تر هست تا در ایران ، ولی‌ کاملا قبول دارند رضا جان.
      خوش باشی‌

  13. ستاره said,

    نوامبر 18, 2009 در 6:47 ق.ظ.

    ممنون که جواب دادین و با شما کاملا موافقم که باید شرایط رو از نزدیک لمس کرد تا بعضی چیزا رو فهمید………. خب منم هنوز در شرایط قرار نگرفتم واسه همین خیلی برام ملموس نیست. ولی در فامیلمون هر کسی که رفته خارج از کشور همین حرف شما رو می زنه………. راستی سایت های زیادی هستند که واسه لاتاری گرین کارت ثبت نام می کنند ولی نمی دونم کدومش سایت رسمیه؟ توی سایت us department of state هم رفتم ولی پیدا نکردم…….. و اینکه چقدر باید پول بدیم و چجوری؟ مرسی

    • امیر said,

      نوامبر 18, 2009 در 9:51 ق.ظ.

      ستاره جان انشاالله در آینده نزدیک در محیط قرار میگیری و لذت خواهی‌ برد.
      سایت وزارت خارجه آمریکا این هست و یک سنت هم پول نمیخواد.
      http://www.dvlottery.state.gov/
      خوش باشی‌

  14. ستاره said,

    نوامبر 18, 2009 در 11:03 ق.ظ.

    مرسی. من ثبت نام کردم، حالا شوهرم هم می تونه یه فرم دیگه پر کنه؟ توی یه سایتی خوندم که میشه؛ نمی دونم درسته یا نه

    • امیر said,

      نوامبر 18, 2009 در 11:15 ق.ظ.

      بله. شما و همسرت میتونید جداگانه درخواست بدید.
      خوش باشی‌

  15. حمیدم said,

    نوامبر 21, 2009 در 8:21 ق.ظ.

    امیرجان ممنونم که این مطلب رو با ما در میان گذاشتی.

    • امیر said,

      نوامبر 21, 2009 در 4:51 ب.ظ.

      اختیار داری دوست عزیز.
      خوش باشی‌

  16. امیر said,

    نوامبر 21, 2009 در 10:38 ب.ظ.

    سلام
    بحث جالبی بود کمی منو به فکر انداخت .

    • امیر said,

      نوامبر 21, 2009 در 11:21 ب.ظ.

      بله امیر جان ، قابل تامل هست.
      خوش باشی


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: