قیاس مع الفارق

این واژه در ظاهر عربی‌ هست اما در لغات نامه دهخدا هم به آن اشاره شده است. معنی‌ آن هم همانطور که اطلاع دارید ، «مقایسه اشتباه دو چیز با هم ـ مقایسه دو چیز کاملا متفاوت و بی شباهت» می‌باشد. متاسفانه بسیاری از ما و حتی بار‌ها و بار‌ها مشاهده شده که در رسانه‌های مختلف دو چیز کاملا متفاوت که هیچ نوع شباهتی با هم ندارند با هم مقایسه میشوند و این مورد شدیدا با زندگی‌ ما عجین شده است. چه افرادی که داخل کشور هستند و چه آنهایی که در خارج از کشور زندگی‌ میکنند ، اغلب موارد دو موضوع یا مطلب یا چیزی که ظاهراً با هم مشابه هستند و در واقع مصداق قیاس مع الفارق هست را در کنار هم قرار داده و شروع به مقایسه آن میکنند و بعضا شاید ساعت‌ها هم به تحلیل آن پرداخته شود. برای باز شدن مطلب چند مثال میزنم:

یادم هست که سالها پیش هر چند وقت یکبار بعضی‌ رسانه‌ها بخاطر اینکه نشان دهند که چقدر قیمت‌ها مفت هست !!! قیمت بنزین بین ایران و ترکیه را مقایسه میکردند و میگفتند که قیمت بنزین در ترکیه به ازای هر لیتر ۱ دلار هست و در ایران فلان قدر و نتیجه گیری میشد که قیمت بنزین در ایران مفت هست !!! از اینکه قیمت بنزین در ایران نسبت به دیگر کشور‌ها پائین هست ، شکی‌ در آن نیست. ولی‌ دو کشور ایران و ترکیه از لحاظ تولید و مصرف بنزین اصلا با هم قابل قیاس نیستند. نه تنها در این زمینه در دیگر زمینه ها هم قابل قیاس نیستند.

این برداشت از قیاس دو چیز الان به افرادی که در خارج از ایران هم ساکن هستند رسوخ پیدا کرده است و بارها دیده ، شنیده و یا در وبلاگ‌های مختلف خوانده ایم. حساب آنهایی که از روی غرض این نوع مطالب را مینویسند ، جداست و صحبتی‌ با این افراد ندارم که با منطق زیاد میانه‌ای ندارند !!! روی سخن با دوستانی هست که در آینده در خارج از کشور ساکن خواهند شد و اغلب با دیدن این مطالب و مقایسه قیمت‌ها ، شاید دچار پریشانی شوند.

یکی‌ از کارهایی که هر مهاجر تازه وارد – خود من هم این کار را اوائل می‌کردم – انجام میدهد و کاملا اشتباه هست ، نقش یک توریست را در ماه‌های اول بازی‌ می‌کند !! حالا چطوری؟!! وقتی‌ شخصی‌ به عنوان توریست از کشوری بازدید می‌کند و قصد دارد که از آن کشور اجناسی را جهت مصرف شخصی‌ و یا ره آورد ، خریداری نماید ، پس از دیدن یا اطلاع از قیمت آن جنس خاص ، بلافاصله ماشین حساب خود را در آورده و قیمت آن جنس را در نرخ برابری آن با ریال ضرب می‌کند ، و از عدد حاصله نتیجه می‌گیرد که آن جنس ارزان ، گران و یا مناسب هست.

بعضی‌ از مهاجران در ماه‌های اول هم همانند یک توریست عمل میکنند و قیمت اجناس را به واحد پول ایران تبدیل می کنند که یا خوشحال میشوند و یا چشم‌هایشان گرد میشود و یا بعضا بعضی‌ از دوستان قیمت اجناسی که خریداری میکنند را در وبلاگ‌هایشان مینویسند و کار بسیار جالب و مفیدی هم میکنند که قصد دارند مهاجران آینده را از هزینه‌ها آگاه سازند ، اما به شرطی که دوستی‌ که در ایران هست ، آن قیمت را به ریال تبدیل نکند که مصداق ، قیاس مع الفارق هست !!!

حالا دلیل:
دلیل اینکه این دو چیز در ظاهر با هم مشابه هستند ولی‌ در واقع هیچ سنخیتی با هم ندارند را عرض می‌کنم.

یک مثال بزنم ، در بریتانیا اگر شما قصد خرید مرغ داشته باشید و به فروشگاه مراجعه کنید ، با انواع و اقسام بسته بندی‌های مرغ مواجه خواهید شد. مثلا دو عدد سینه بدون پوست مرغ را در یه ظرف قرار داده اند و قیمتی که بر روی آن حک شده بین ۳ تا ۴ پوند – بسته به وزن و شرکت یا کشور تولید کننده آن – می‌باشد. اگر من در اینجا بنویسم که دو عدد فیله سینه مرغ به وزن حدود نیم کیلو در بریتانیا ۴ پوند می‌باشد ممکن هست که دوستی‌ بیاد و ۴ پوند را در قیمت هر پوند مثلا ۱۷۰۰ تومان ضرب کند و از عددی که حاصل میشود نتیجه بگیرد که چقدر گران هست !!! (البته این فقط مثال بود و ارزان بودن یا نبودن آن را در قیاس با ایران نه می‌دانم و نه مهم هست).

این نوع مقایسه که اغلب انجام میشه کاملا اشتباه و غلط هست. در ظاهر هر دو مرغ هست ولی قیاس این چنینی درست نیست.
حالا درستش چطور هست؟!!؟
در بریتانیا حداقل حقوق هر ساعت‌ ۵.۸۰ پوند هست که در صورتی‌ که کسی‌ یک کار در حد پائین در بریتانیا داشته باشد (از نظر رده شغلی‌ و نه اجتماعی ، چون از لحاظ اجتماعی همه در یک رده قرار دارند) میتواند با یک ساعت کار ، دو عدد فیله سینه مرغ که حدود نیم کیلو وزن دارد را خریداری نماید. آیا در ایران کسی‌ میتواند با یکساعت حداقل حقوق این خرید را انجام دهد؟ من از قیمت‌ها در حال حاضر اطلاعی ندارم ، ولی‌ میدونم که تا چند سال پیش که نمی‌شد.

راه صحیح مقایسه قیمت‌ها ، چه کالا و چه خدمات ، به این طریق می‌باشد. پس اگر زمانی‌ در یک وبلاگ دیدید که قیمت یک کالا یا خدمات مثل ۱۰ دلار کانادا هست ، شوکه نشوید ، این قیمت معادل یک ساعت (حدودا) حداقل حقوق هست.

البته زمانی‌ که وارد آن کشور میشوید ، چون ریال خود را به دلار یا ارز دیگری تبدیل کرده اید ، کمی‌ شوکه خواهید شد. اما اگر خاطرتان باشه در یکی‌ از پست‌هایم تاکید کردم که در حداقل زمان هر کاری که پیدا کردید را انجام دهید تا درامد داشته باشید و از این حالت شوکه زودتر خارج شوید. و شما دوستانی که مطالب وبلاگ‌های مختلف را مطالعه می‌کنید ، قیمت بسیاری از اجناس از ایران ارزان تر و کلا در قیاس با سطح درامد افراد ، کاملا مطلوب می‌باشد. تازه به اعتقاد من قیمت‌ها در اروپا به مراتب از آمریکا و کانادا ، بالاتر هم هست.
پس در آخر کلام ، قیاس دو چیز با هم زمانی‌ صحیح و منطقی‌ هست که در شرایط کاملا مشابه مقایسه گردد.

خوش باشید

Advertisements

88 دیدگاه

  1. samira said,

    فوریه 3, 2010 در 8:37 ب.ظ.

    سلام.ممنون و جالب بود.. درسته..موافقم

    • امیر said,

      فوریه 3, 2010 در 8:51 ب.ظ.

      خواهش می‌کنم.
      خوش باشی‌

  2. gojesabz canadayi said,

    فوریه 3, 2010 در 9:36 ب.ظ.

    khoda kheyret bedeh, alabteh doosteh aziz, nakhdgah in etefagh miyofteh man mah aval hamin karo mkardam, be khoso ta vaghty daramad nadarim. nemishe karish ham kard,

    • امیر said,

      فوریه 3, 2010 در 10:07 ب.ظ.

      بله دوست عزیز ، من هم برای همین تاکید دارم که تا جایی که ممکن هست سریع مشغول به کار شویم. برای افرادی که در خارج ساکن هستند خیلی‌ سریع جا می‌افته ولی‌ برای کسانی‌ که ساکن ایران هستند ، شاید به این سادگی‌‌ها جا نیفته.
      خوش باشی‌

  3. Ali from Bangkok said,

    فوریه 4, 2010 در 1:06 ق.ظ.

    Salaam Amir,

    I agree with you. Comparing and contrasting should be done on a similar basis and by taking into consideration a wide range of factors, one of which is salary or wage. Besides, the economic condition in each country plays a key role to determine whether or not the cost of living in such country is high. I personally believe we shouldn’t bother ourselves by thinking in this way and compare and contrast. Instead, we should see how we can make the ends meet in an efficient way.

    Have a good one!

    • امیر said,

      فوریه 4, 2010 در 4:11 ب.ظ.

      ممنونم علی‌ جان ، خیلی‌ زیبا گفتنی‌ها را گفتی‌.
      خوش باشی‌

  4. پژمان said,

    فوریه 4, 2010 در 9:56 ق.ظ.

    موافقم.

    من هم بارها به آشناهام این موضوع رو توضیح دادم . اما نمیدونم چرا بعضیها نمیتونن درک کنن.

    مشتاق دیدار

    • امیر said,

      فوریه 4, 2010 در 4:15 ب.ظ.

      یک مقدار تفهیم آن سخته پژمان جان ، ولی‌ ناممکن نیست.
      خوش باشی‌

  5. پژمان said,

    فوریه 4, 2010 در 9:59 ق.ظ.

    راستی آقا امیر

    تاریخ مصاحبه ما هم اومد . 1 apr

    دعامون کنید.

    • امیر said,

      فوریه 4, 2010 در 4:16 ب.ظ.

      خوب مبارک باشه. انشاالله که با خبر خوش باز خواهی‌ گشت.
      خوش باشی‌

  6. sara said,

    فوریه 4, 2010 در 10:13 ق.ظ.

    سلام یک مساله دیگه هم اینه نمی دونم آدم چرا تو غربت نمی خواد یا می ترسه زیاد پول خرج کنه مثلا من خودم تو هند امکان نداشت 300 تومن بدم یه لباس اما تو ایران این کارو می کنم آدم اونجا یه حسی بهش دست می ده لیشتر دوست داره SAVE کنه تا خرج اونجل قیمت ها خیلی به چشم ادم میان اما تو ایران زیاد این طوری نیستیم.
    ممنون از پست جدید

    • امیر said,

      فوریه 4, 2010 در 4:19 ب.ظ.

      سارا جان در خارج آدم یک مقدار نگران هست و تا مدت‌ها این ترس با ما همراه است. پس انداز هم که شیوه سنتی‌ ما ایرانی‌‌ها هست و خارجی‌‌ها اصلا نمیدونند چی‌ هست !!!
      خوش باشی‌

  7. ونوس said,

    فوریه 4, 2010 در 10:48 ق.ظ.

    به نظر من همش با پیدا کردن کار حل میشه و از بین میره
    برای تازه واردین هم نمیشه انتظار داشته باشیم که بشه از ابتدا این ضرب رو انجام ندن البته که به مرور حل میشه

    • امیر said,

      فوریه 4, 2010 در 4:21 ب.ظ.

      دقیقا ونوس جان با کسب درامد از بین خواهد رفت. این کار ، کار عبثی هست خصوصاً برای تازه واردین.
      خوش باشی‌

  8. مرتضی said,

    فوریه 4, 2010 در 1:45 ب.ظ.

    سلام
    آی گفتی
    باز این خوبه امیر جان اینجا بعضی ها هستند که دو تا جنس مختلفو می خوان با هم مقایسه کنند!!!!!!
    مثلا همین چند وقت پیش یکی از دوستام رفته مالزی اومده می گه لباس از اینجا گرونتره !!!
    من چون خودم چند وقت پیش اونجا بودم دیدم که مثلا لباسهای مارک دار خیلی از ایجا ارزونتره اما مردم تا حالیش کردم بابا کیفیت و دیزاین لباس مارک دار با این جنسهای بیخود ایران فرق می کنه ما باید دو چیز همسنگو با هم مقایسه کنیم این مقایسه صحیح نیست.
    خلاصه وای از عوام که ما هر چی می کشیم از این تفکرات عوامانه هست بدتر از قشر مثلا دانشگاهی.
    موفق باشی

    • امیر said,

      فوریه 4, 2010 در 4:23 ب.ظ.

      اون که دیگه مرتضی‌ جان آخرشه !!!
      دو چیز کاملا یکسان را هم نباید مقایسه کرد ، اون که دیگه هیچی‌ !!!
      خوش باشی‌

  9. بهراد said,

    فوریه 4, 2010 در 2:09 ب.ظ.

    من خیلی سعی میکنم این موضوع را به بقیه بفهمونم که گرانی و ارزانی برای ساکنین یک منطقه بستگی به متوسط مخارج به متوسط درآمد مردم دارد. ولی هیچکی نمیفهمد. میآیند انگلیس، ریال را به پوند تبدیل میکنند و میگویند عجب گران است.

    • امیر said,

      فوریه 4, 2010 در 4:27 ب.ظ.

      بهراد جان باورت میشه طرف یکساله اومده اینجا و مثلا !!! مقیم شده ولی‌ باز هم داره پوند را به ریال تبدیل میکنه.
      جالب اینجاست که یک بنده خدائی رفته بود سر کار ، وقتی‌ بحث حقوق شد ، بهش گفتم که چرا اینقدر کم بهت میدهند ، میگفت «پوند میگیرم آقا» !!!
      بلانسبت بعضی‌ موقع‌ها آدم میمونه که بعضی‌‌ها چقدر احمق هستند.
      خوش باشی‌

  10. baal said,

    فوریه 4, 2010 در 6:31 ب.ظ.

    Hi
    I’m a big fan. I’ve been reading you for ages, but I’ve never had the chance to thank you for all this. Just started one myself. Feel free to click in and have a read. And a link would be a great favour

    http://www.baal.blogfa.com/

    Cheers
    Amir

    • امیر said,

      فوریه 4, 2010 در 11:26 ب.ظ.

      ممنونم دوست عزیز ، لینکت کردم.
      خوش باشی‌

  11. فوریه 4, 2010 در 9:27 ب.ظ.

    ممنون امیر، خیلی مطلب به جا و درستی را اشاره کردی.

    • امیر said,

      فوریه 4, 2010 در 11:35 ب.ظ.

      انشاالله که بتونیم با این مساله کنار بیأیم.
      خوش باشی‌

  12. نسوان said,

    فوریه 5, 2010 در 6:26 ق.ظ.

    به نظر من کسی که در آمدش به ریال است- مثلا من منزلم را در ایران اجاره دادم و فعلا هم اینجا کاری پیدا نکردم – ولی دارد به دلار خرج می کند کاملا حق دارد که این محاسبات را انجام دهد و متاسفانه انقدر پول ما بی ارزش است که این مقایسه معملا برق از یک جای بد آدم می پراند.
    کلا وبلاگ مفیدی دارید. برام جالبه خواندش. مرسی.

    • امیر said,

      فوریه 5, 2010 در 8:59 ب.ظ.

      بله شرایط شما قابل درک هست ، اما قبول کنید که منطقی‌ نیست. باید تلاش کنید که از همچین حالتی خارج شوید.
      خوش باشی‌

  13. نقطه،سرخط said,

    فوریه 5, 2010 در 8:47 ق.ظ.

    سلام امیرخان
    ممکنه از آقا پژمان پرسیده بشه که چه تاریخی مدارکش رو به سوریه فرستاده است؟(با توجه به زمان مصاحبه ایشان در اول آوریل)
    باتشکر

    • امیر said,

      فوریه 5, 2010 در 9:01 ب.ظ.

      انشاالله که جواب میدهند ، اما اگر تعجیل دارید در وبلاگ خودشان ازشون سوال کنید.
      خوش باشی‌

    • پژمان said,

      فوریه 9, 2010 در 8:58 ق.ظ.

      6 ماه پیش بوده دوست عزیز

      • امیر said,

        فوریه 9, 2010 در 1:53 ب.ظ.

        ممنونم پژمان جان.
        خوش باشی‌

  14. فوریه 6, 2010 در 5:14 ق.ظ.

    سلام آقا امير ممنون از دلگرمي كه در وبلاگم داديد خواستم بدونم اگه بخوام در مورد مطلبي خصوصي براتون بنويسم بايد چيكار كنم ؟ممنون مي شم راهنمايي كنين.

    • امیر said,

      فوریه 6, 2010 در 10:20 ق.ظ.

      سارا جان تمام مطالبی که نوشته میشه ، جنبه خصوصی داره و من تا تائید نکنم ، غیر از خودتان هیچ کس دیگه نمی‌تونه ببینه. ضمنا ایمیل هم میتونی‌ بزنی‌.
      خوش باشی‌

  15. مژده said,

    فوریه 6, 2010 در 7:05 ق.ظ.

    دقيقاً همينطوره كه توضيح دادي و مسلماً با كار در كشور مربوطه و دريافت حقوق شرايط فكري در مورد اين مسئله از بين مي ره… من فكر مي‌كنم صد درصد به خاطر مسئله خرج كردن پوليه كه از ايران آورده شده و اين مقايسه رو به اشتباه انجام مي‌دن… به اميد اينكه من و دوستان كه وارد كانادا يا كشورهاي ديگه مي‌شيم خيلي زود كار پيدا كنيم و اين مقايسه اشتباه به سراغمون نياد…. شاد باشي

    • امیر said,

      فوریه 6, 2010 در 10:21 ق.ظ.

      انشاالله مژده جان همه چیز همان جوری که دوست داریم پیش خواهد رفت ، فقط باید کمی‌ صبور بود.
      خوش باشی‌

  16. دوستدار ونکوور said,

    فوریه 6, 2010 در 9:19 ق.ظ.

    سلام امیر عزیز
    خواستم خبر اومدن رفرنس نامبرمون از سیدنی رو بگم. همه مدارکمون هم آماده است. به زودی به دمشق میفرستیم.
    بعد از 2 ماه و 1 هفته اومد.
    سلامت و شاد و موفق باشی

    • امیر said,

      فوریه 6, 2010 در 10:27 ق.ظ.

      خوب مبارک باشه. انشاالله که بقیه مراحل هم خیلی‌ سریع پیش بره.
      ضمنا چیزی به اسم رفرنس نامبر وجود نداره و این اشتباهی‌ هست که بعضا پیش میاد. اگر به متن ایمیلی‌ که برایتان رسیده توجه کنید ، دقیقا قید شده که این فایل نامبر هست.
      خوش باشی‌

  17. دوستدار ونکوور said,

    فوریه 6, 2010 در 11:09 ق.ظ.

    ما چون مشاور داریم ایمیل برای اون اومده و فقط امروز خبرشو شنیدیم. قراره قسط دوم رو پرداخت کنیم تا متنشو ببینیم!
    در هر صورت مرسی از تذکر و اصلاحت. جالبه اول خواستم بنویسم فایل نامبر فکر کردم رفرنس نامبر صحیح تره ، آخه جدیدا وبلاگهائی که براشون این نامه اومده همگی از اون به رفرنس نامبر یاد می کنن.
    من هم که هنوز چشمم به جمالش روشن نشده. ولی برام خیلی جالبه که اینقدر حرف و حدیث ها متفاوت شده.
    موفق باشی

    • امیر said,

      فوریه 6, 2010 در 12:12 ب.ظ.

      بله دوست عزیز این اشتباه مصطلح هست که من خیلی‌ جاها دیدم. ولی‌ واقعیت این هست که هر دو شماره که از سیدنی یا دمشق میاد ، فایل نامبر هست که با حرف B شروع میشه. ضمنا من نمیدونم که قرار داد شما چطوری هست اما قانوناً قسط دوم زمانی‌ پرداخت خواهد شد که مدارک را ارسال و فایل نامبر دوم را دریافت کرده اید. قسط آخر هم زمان مدیکال هست ، انشاالله. ببخشید فضولی کردم.
      خوش باشی‌

  18. فوریه 6, 2010 در 11:29 ق.ظ.

    سلام امير جان مي دونم خيلي سرت شلوغه و از اينكه وقتتو مي گيرم شرمنده ام ………………………………………………………………………………………………………
    بازم از جسارت و زحمتي كه مي دم عذر مي خوام .

    • امیر said,

      فوریه 6, 2010 در 12:20 ب.ظ.

      سارا جان هر کمکی‌ که من بتونم ، برات انجام میدم. نگران نباش. ضمنا من نمونه فرم‌ها را هم تو یک پست گذشتم که میتونی‌ ازش استفاده کنی‌. این هم ایمیل من:
      amir2322@yahoo.co.uk
      خوش باشی‌

  19. ونوس said,

    فوریه 6, 2010 در 11:38 ق.ظ.

    خوشحالم كه جواب بچه ها (حالا در هر مرحله اي) داره خوب پيش ميره:))
    اميدوارم رفرنس نامبر منم بدون هيچ دردسري تشريف فرما بشه 😉
    راستي اميربا قانون جديد اقدام كردي يا قديم؟اگه جديده چند وقته جوابت از سيدني اومد؟

    • امیر said,

      فوریه 6, 2010 در 12:15 ب.ظ.

      منظورت فایل نامبر هست دیگه؟
      من کجا گفتم که برای کانادا اقدام کردم؟؟!!!
      انشاالله فایل نامبر شما هم خیلی‌ زود میاد.
      خوش باشی‌

  20. ونوس said,

    فوریه 6, 2010 در 12:30 ب.ظ.

    شرمنده امير جان اما نمي دونم چرا همش فكر مي كرم كه شما هم براي كانادا اقدام كرده ايد وگرنه كه هرگز جسارت نمي كردم

    ممنون از بابت اشتباه لغوي رفرنس نامبر 😉

    • امیر said,

      فوریه 6, 2010 در 2:06 ب.ظ.

      نه بابا اختیار داری ونوس جان ، این حرفها چیه؟
      خوش باشی‌

  21. ستاره said,

    فوریه 6, 2010 در 12:49 ب.ظ.

    سلام امیر جان. پست جالبی بود. ممنون.
    من امروز اون نامه رو DHL کردم. خواستم دوباره تشکر کنم.
    موفق باشی

    • امیر said,

      فوریه 6, 2010 در 2:08 ب.ظ.

      اختیار داری ، خوب بسلامتی. انشاالله خیلی‌ زود هم خبر خوبی‌ بگیری.
      خوش باشی‌

  22. نجمه said,

    فوریه 6, 2010 در 12:55 ب.ظ.

    سلام امیر آقا
    حالتون خوبه ؟
    این بار هم موضوع جلبی رو مطرح کردید . در خصوص قمیت مرغ هم باید بگم من با داشتن مدرک مهندسی با حقوق حداقل 4 ساعتم می تونم یک عدد مرغ 2 کیلویی بخرم .اینو هم بگم که من بدون هیچ قرارداد و بیمه ای وبه صورت ساعتی کار می کنم.جالبه مگه نه!!
    حالا خداییش کجا بیشتر عدالت هست ؟ خوب معلومه اینجا!!

    • امیر said,

      فوریه 6, 2010 در 2:10 ب.ظ.

      بله. این عدالت را برای بعضی‌‌ها باید از اول تعریف کرد نجمه جان !!!
      خوش باشی‌

  23. نجمه said,

    فوریه 6, 2010 در 12:56 ب.ظ.

    یادم رفت بگم شاد وسرسبز باشید.

    • امیر said,

      فوریه 6, 2010 در 2:10 ب.ظ.

      ممنونم. شما هم همینطور.
      خوش باشی‌

  24. فوریه 6, 2010 در 2:08 ب.ظ.

    امير جان يك دنيا ممنون
    براتون ايميل مي زنم
    موفق باشيد…

    • امیر said,

      فوریه 6, 2010 در 2:12 ب.ظ.

      خواهش می‌کنم سارا جان.
      خوش باشی‌

  25. فوریه 6, 2010 در 7:11 ب.ظ.

    امير جان اگه ايميل فارسي بنويسم مي تونين بخونين ؟ فونت فارسي داريد؟

    • امیر said,

      فوریه 6, 2010 در 8:42 ب.ظ.

      آره سارا جان مشکلی‌ نیست.
      خوش باشی‌

  26. نونا said,

    فوریه 7, 2010 در 8:03 ب.ظ.

    سلام امیر اقای گل و گلاب
    یک سوال دارم وان اینکه چرا همه مصاحبه ها در سوریه هست وکسی برای مثال برای مصاحبه به کشور دیگری نرفته موقع مصاحبه ما گفتند در سوریه ترافیک کاری زیاد است وشما میتوانید به فرانسه بروید ولی ما به دلایلی قبول نکردیم وببعد گفتند به ترکیه بروید که ما در شهریور به انجا رفتیم وقبول شدیم البته افسر مصاحبه اقای مارک (مهرداد) اوزگلی یک افسر خوش تیپ ایرانی بود
    با تشکر فراوان از زحمات شما

    • امیر said,

      فوریه 7, 2010 در 10:51 ب.ظ.

      نونا جان تمام مصاحبه‌ها در دمشق نیست ولی‌ اکثرا که پرونده شان در دمشق هست ، مصاحبه را هم به دمشق میروند. خود من ۷ سال پیش که مصاحبه داشتم و پرونده‌ام به لندن رفته بود ، مصاحبه را هم در ابوظبی‌ انجام دادم. این دیگه خیلی‌ به شانس بستگی داره. باز هم خدا را شکر که به خیر گذشت.
      خوش باشی‌

  27. sara said,

    فوریه 7, 2010 در 10:10 ب.ظ.

    saalam
    vaghean mamnun az webloge khubetun, man webloge ghablitun ro ham khundam va tashakor mikonam
    faghat inke unja ye bar neveshte budid agar form haye avalie ro befresty 2 hafte bad fle number miad va ye ja neveshtyd 1 mah, ta 45 ruz
    hala khastam bebinam aya etelaate jadidi hast ya na, ma taghryban nazdike 50 ruz pish ferestadim vali hanuz hich javabi nadadn va inke sakene uk hastam va shoma goftyd track konam az royal mail anjam dadm vali faghat got az uk kharej nashode va ma dataye canda ro nadarym

    mamnun misham age rahnamii konid

    khosh bashid va sepas

    • امیر said,

      فوریه 7, 2010 در 10:57 ب.ظ.

      سارا جان اول از همه از لطف شما ممنونم. اون تواریخی که نوشته بودم در آن مقطع زمانی‌ کاملا همخوانی داشت اما الان کمی‌ شرایط تفاوت کرده. شما انشاالله بعد از ۶۰ تا ۷۰ روز پس از رسیدن مدارک به سیدنی ، فایل نامبر خود را از طریق ایمیل دریافت خواهید کرد.
      پست بریتانیا با پست کانادا قرارداد داره و محموله را تحویل آنها میدهند. وارد سایت پست کانادا بشو ترک رویال میل را وارد بخش مربوطه بکن ، زمان تحویل محموله را بهت میگه.
      خوش باشی‌

  28. sara said,

    فوریه 8, 2010 در 6:48 ق.ظ.

    سلام امیرجان.
    می گم اینا واسه یه جواب رد دادن هم ابن قدر فس فس می کنن بابا جان زود این نامه رو بفرستن دیگه واقعا با اعصاب من تو این مدت بازی شد.وقتی فکر می کنم که چه مدارک کاملی فستادم با چه ذوق و شوق حسابی قاطی می کنم امیر جان.الان هم که باز این نامه رو این قدر دیر می فرستن.
    هی می خوام به خودم روحیه بدم و بگم بی خیال باز تا تنها می شم یه هو اشکام میاد.

    • امیر said,

      فوریه 8, 2010 در 1:20 ب.ظ.

      ای کاش اینجا بودی و من بهت روحیه میدادم. سارا جان نامه تو راه هست و انشاالله که همین روز‌ها میرسه و با روحیه جدید و عزمی راسخ دوباره کاری که صلاح هست را انجام میدی.
      خوش باشی‌

  29. امير said,

    فوریه 8, 2010 در 8:37 ق.ظ.

    سلام امير عزيز

    خيلي مطلب جالبي بود من هم با نظر شما كاملا موافق هستم و اين مشكل ماست كه وقتي وارد يك كشور ديگر مي‌شويم زود شروع به حساب كردن مي‌كنيم. اين كار در يك سفر توريستي شايد درست باشد اما در خصوص مهاجرت اصلا درست نيست.
    آقا اگر امكان داشت من را هم در پيوندهاي خود اضافه كنيد.
    راستي من هنوز هم منتظر پاسپورت ريكوئست هستم خودم اميدوارم تا آخر اين هفته ارسال شود!

    موفق باشي

    • امیر said,

      فوریه 8, 2010 در 1:22 ب.ظ.

      مهرداد جان شرمنده به خدا. من اصلا به این بخش پیوند‌ها اصلا سر نمیزنم. نمیدونستم که تو دوست عزیز را لینک نکردم. باز هم ببخشید.
      خوش باشی‌

  30. مهرداد said,

    فوریه 8, 2010 در 8:39 ق.ظ.

    آقا يك اشتباه لپي شد منظور مهرداد بود نام را امير نوشتم. در ذهنم هنوز نوشته امير بود. يعني خودت 😉

    • امیر said,

      فوریه 8, 2010 در 1:23 ب.ظ.

      ما مخلصیم.
      خوش باشی‌

  31. shima said,

    فوریه 8, 2010 در 1:54 ب.ظ.

    سلام. می‌خواستم در یک مورد باهاتون مشورت کنم.
    یکی‌ از اقوام برای کانادا حدود ۱۱ ماه پیش اقدام کرده و کل مدارکش را هم(بجز آیلتس) حدود ۸ ماه پیش فرستاده دمشق.در حال حاضر در مرحله ریسیود بای ویزا آفیس قرار داره.چند روز پیش نتیجه آیلتس رو گرفت اما متاسفانه ۲ امتیاز کم داره.سوال اول اینکه آیا شما فکر می‌کنید بهتره این نتیجه رو بفرسته یا نه؟در صورتیکه این نتیجه رو نفرسته و مجددا امتحان بده ممکن ردش کنن یا برای مصاحبه می‌‌خوانش؟
    از طرف دیگه زمانی‌ که مدارک رو فرستاده مجرد بوده اما الان متأهل شده،آیا شما فکر می‌کنید فرستادن مدارک ازدواج و مدارک همسر (که امتیاز مربوطه را بالا میبرد)همراه این نتیجه آیلتس در این شرایط مؤثر هست؟
    بسیار سپاسگزارم

    • امیر said,

      فوریه 8, 2010 در 2:26 ب.ظ.

      شیما جان یکی‌ از مواردی که تاکید شده هر زمانی‌ وضعیتتان تغییر کرد اطلاع بدهید ، مساله ازدواج هست. پس ایشان در اولین فرصت مساله را اطلاع دهند. اگر امتیاز کمتر از حد نصاب شود ، بدون مصاحبه رد خواهند کرد. پس ارسال مدارک ازدواج و آیلتس توصیه میشود.
      خوش باشی‌

  32. فوریه 8, 2010 در 4:18 ب.ظ.

    سلام آقا امير من 2 باربراتون ايميل زدم اما ريجكت شد اينه كه اينجا مي نويسم اما لطفا شما جوابو به آدرس ايميلم بديد .
    ببخشيد وقتتونو مي گيرم .
    ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… .
    امير جان ببخش از اين همه سوال …
    منتظر جوابتون هستم .
    mohajerekanada@gmail.com

    • امیر said,

      فوریه 8, 2010 در 4:35 ب.ظ.

      سارا جان فکر می‌کنم که آدرس ایمیل من را به اشتباه وارد میکنی‌. amir2322@yahoo.com نیست ،amir2322@yahoo.co.uk هست.
      ضمنا خواهشی که از شما و دوستان دیگر دارم ، چون دوست دارم این ارتباط کاملا یکسان باشد ، لطفا از ایمیل شخصی‌ خود ، و نه وبلاگ خود ، استفاده کنید. ممنون.
      خوش باشی‌

  33. مرتضی said,

    فوریه 8, 2010 در 7:20 ب.ظ.

    سلام امیر جان
    ببخشید بازم سوال
    امروز رفته بودم پیش یه مشاور یه کم هواسمو پرت کردم گفتم از شما بپرسم چون شما فصل الخطاب ما هستی
    من با مدرک کارشناسی ارشد مدیریت با شغل حسابرس مدارکمو ارسال کردم این مشاور می گفت مدیریت با حسابرسی مطابقت نداره فقط اونایی که حسابداری خوندن می تونن با شغل حسابداری و حسابرسی apply کنند و رشته مدیریت فقط می تونه با شغل مدیریت امور مالی apply کنه ؟ آیا شما اطلاعاتی دارید؟
    ضمنا می گفت اگه کلاس زبان فرانسه ثبت نام کنم گواهی تحصیل دو ماهه اونجارو بفرستم 2 امتیاز میگیرم. درسته؟
    ممنون که جوابمو می دی.

    • امیر said,

      فوریه 8, 2010 در 10:44 ب.ظ.

      اختیار داری مرتضی‌ جان.
      در مورد اون گواهی دو ماهه که چرت هست و اصلا همچین چیزی را قبول نمیکنند.
      ببین قاعدتاً شما برای اینکه در یک شغل تخصصی مشغول باشی‌ باید دارای تحصیلات ، نه صرفاً دانشگاهی ، باشی‌. اما باید دید که گرایش رشته ات چی‌ هست؟ چند سال در این شغل سابقه داری؟ محل کارت چقدر معتبر هست (منظور دولتی یا خصوصی ، کوچک یا بزرگ بودن محیط کاری). اینها پارامتر هایی هست که افیسر مد نظر قرار میده و اگر متقاعد نشه ، برای مصاحبه دعوت خواهی‌ شد تا حضوراً توضیح دهی‌ که چطور با مدرک مدیریت ، کار حسابداری میکنی‌. ولی‌ رد کردن تو کارشان نیست.
      خوش باشی‌

  34. پژمان said,

    فوریه 9, 2010 در 8:57 ق.ظ.

    سلام
    میخواستم خدمته دوستمون (نقطه سر خط)که در رابطه با تاریخه ارسال مدارک پرسیده بودن بگم که من حدودا ۶ ماهه پیش مدارکمو به سوریه فرستاده بودم.

    • امیر said,

      فوریه 9, 2010 در 1:53 ب.ظ.

      ممنونم پژمان جان از توضیحت.
      خوش باشی‌

  35. sara said,

    فوریه 9, 2010 در 9:04 ق.ظ.

    سلام .ها ها ها اگه اونجا بودم که حالم خوب بود امیر جان مشکل اینه که من اینجا هستم با این همه مشکل و دردسر و هر روز حسرت اینکه ای کاش اینجا نبودم………………..

    • امیر said,

      فوریه 9, 2010 در 1:55 ب.ظ.

      میخواهی‌ بیایی اینجا. همه جا باید حالت خوب باشه.
      خوش باشی‌

  36. فوریه 9, 2010 در 1:22 ب.ظ.

    امير جان ممنون از لطفت راستش ايميل باز نمي شه بنا به دلايل امنيتي مسخره كه اينروزها توي ايران در جريانه اگه لطف كني و برام خصوصي در وبلاگم بزاري ممنون مي شم راستي چرا من نمي تونم نظرات بقيه خوانندگاني كه براي شما نظر فرستادم رو بخونم ! صفحه خالي نمايش مي ده !

    • امیر said,

      فوریه 9, 2010 در 2:15 ب.ظ.

      سارا جان من نمیدونم که مشکل کجاست و باید بتونی‌ نظرات بقیه را هم بخونی‌ !!!
      برات خصوصی می‌گذارم اگر مشکل دیگری داشتی بگو و لطفا فقط با ایمیل شخصی‌ خودت. ممنون.
      خوش باشی‌

    • رامین said,

      فوریه 10, 2010 در 1:35 ب.ظ.

      سلام
      از Browser دیگری استفاده کنید .مثل Mozilla مشکل حل میشه.

  37. مرتضی said,

    فوریه 9, 2010 در 4:24 ب.ظ.

    مرسی امیر جان
    حالا اگه به نظرت گواهی فرانسه رو بفرستیم ضرر می کنه یا اصلا نفرستیم.
    بعد اینکه اگه خدای نکرده پرونده رد بشه میشه دوباره با شغل دیگه ای اقدام کرد یا متوجه می شوند؟
    ممنون

    • امیر said,

      فوریه 9, 2010 در 4:37 ب.ظ.

      نه مرتضی‌ جان اصلا ضرر نمیکنید اما برای امتیازش جیب ندوزید.
      انشاالله که این اتفاق نمیفته ولی‌ میتونید برای یک شغل دیگه اقدام کنید اما شرط داره ، چون مشخصتاتتان ثبت شده ، نمیتوانید که سابقه کار متفاوت جور کنید و ارائه بدهید. اگر امکانش هست با همان سابقه کار باید اقدام کنید.
      خوش باشی‌

  38. تیتی said,

    فوریه 10, 2010 در 9:06 ق.ظ.

    سلام
    فقط اومدم بگم که خسته شدیم از انتظار 6 ماه کامل شد ولی هنوز خبری از پرونده مون نشد. همچنان پندینگ جیکار کنیم اخهههههههه

    • امیر said,

      فوریه 10, 2010 در 10:40 ق.ظ.

      والا تیتی جان چاره‌ای جز صبر کردن ندارید. انشاالله که به زودی تعیین تکلیف خواهید شد.
      خوش باشی‌

  39. فوریه 10, 2010 در 12:11 ب.ظ.

    كانادامانادا رو هم ببين.

  40. reza1100 said,

    فوریه 12, 2010 در 12:02 ق.ظ.

    سلام امیر عزیز
    خوبی. ببخشید این چند وقت یکم گرفتاری داشتم و نتونستم سلامی عرض کنم.
    در مورد این پستت هم باید بگم ، چند وقت دیگه که سوبسیدارو برداشتن فکر کنم وقتی بیاییم اونجا ، همه چیز با احتساب همان ماشین حساب ، ارزون در بیاد.
    اما در کل مقایسه ات ، کاملا منطقیه. قبلا هم مشابه همین مقایسه را داشتی و من اون موقع هم لذت بردم.
    یک سئوال:
    ما بالاخره گوش شیطون کر ، گواهینامه ها رو گرفتیم و فرمها رو تکمیل میکنیم که بتونیم بعد از تعطیلات بفرستیم بره. یکدفعه سئوالی پیش اومد. فاطیما همراه با تحصیلات دانشگاهش این دوره ها رو گذرونده. لیسانسش از 81 تا 86 طول کشیده و 8 دوره مختلف حسابداری در مجموع 1850 ساعت رو از سال 82 تا 86 گذرونده. درس دانشگاهش دو روز کامل در هفته بود و دو نیم روز هم میرفت تو این چهار سال حسابداری میخوند. گفتم نکنه یکوقت برای آفیسر این شبه بوجود بیاد که این طرف چجوری هم لیسانسشو خونده هم دوره فنی رفته.
    البته اینم بگم که خودتم میدونی اینجا تو ایران اگه 100 ساعت بری کلاس تو مدرکت میزنن 270 ساعت . ولی اینجوری که من مدارکو میبینم لیسانسشو 5 سالو نیمه خونده و 1800 ساعت رو در 4 سال از این 5.5 سال پاس کرده. البته فکر کنم 1800 ساعت معادل 2 سال تمام وقته.
    میگم بنظرت دو سه تا مدرکشو بفرستم بقیه را نگه دارم که شبه هم بوجود نیاد. مثلا بنویسیم 800 ساعت گذرونده. چون ساعت بیشتر که امتیاز نداره .
    این تاخیر در ارسال مدارک منو وسواسی کرده.
    خوش باشی

    • امیر said,

      فوریه 12, 2010 در 9:21 ق.ظ.

      سلام نکرده عزیزی رضا جان
      ببین مشکلی‌ نیست. فقط با یک نامه باید توضیح بدی بهشون که این دوره‌ها در مثلا بعد از ظهر‌ها تشکیل شده و پس از پایان ساعت کلاس در دانشگاه ، در آن دوره‌ها شرکت کرده اند. اونی‌ که خودت هم گفتی‌ را میشه انجام داد. اما جوری برای افیسر مساله را شفاف کن که بدونه در طول روز در هر دو فیلد در حال تحصیل بودند.
      خوش باشی‌

  41. مرتضی said,

    فوریه 12, 2010 در 8:00 ق.ظ.

    مرسی امیر جان
    یعنی هر پرونده ای که بره اونا کنترل می کنند ببینن که رکوردی ازش دارن؟ حتی اگه مثلا 1 سال بعد باشه؟
    کبک چطور اونا هم کنترل می کنند؟
    منظورت اقدام دوباره با همین شغل چیه؟ اگه می خواستن قبول کنند که همین بار اول قبول می کردند.
    راستی د رمورد زبان فرانسه که گفتم. تو guidline اداره مهاجرت صفحه 11 در بخش زبان عنوان شده که بعضی از گواهی ها که نشان دهنده دانستن زبان باشه ( مثل کار یا زندگی تو محیط با زبان انگلیسی یا فرانسه) تحت شرایط خاصی مورد قبوله. گفتم شاید این گواهی آموزشگاه هم مورد تایید باشه. نظر شما چیه؟
    ممنون از پاسخ شما.

    • امیر said,

      فوریه 12, 2010 در 9:52 ق.ظ.

      مرتضی‌ جان تمام اطلاعات شما تا سالها در سیستم آنها خواهد بود.
      منظورم این بود که سابقه کارت را نمیتونی‌ عوض کنی‌ ، چون یک بار گفتی‌ که کارت چی‌ بوده و الان دیگه نمیتونی‌ سابقه کار دیگه ارائه بدی ، ولی‌ عنوان شغل را اگر با سابقه کارت همخوانی داره میتونی‌ عوض کنی‌، اگر امکانش هست.
      بله شما اگر در یک محیط انگلیسی یا فرانسه زبان کار کرده باشید ، به عنوان مدرک زبان قبول میکنند. هیچ ضرری نداره میتونی‌ مدرک را بفرستی‌ اما روی امتیازش زیاد حساب نکن.
      خوش باشی‌

  42. مرتضی said,

    فوریه 12, 2010 در 1:59 ب.ظ.

    خیلی ممنون امیر جان
    پس حالا که اینجوری شد برام دعا کن !!!
    راستی اگه قرار بشه پرونده به خاطر عدم تطابق رشته با شغل رد بشه سیدنی رد می کنه یا میاد سوریه ؟
    ممنون

    • امیر said,

      فوریه 12, 2010 در 11:10 ب.ظ.

      مرتضی‌ جان انشاالله که هیچ اتفاقی‌ نمیفته و با همین مدارکی که داری ویزا را خواهی‌ گرفت و حرف‌های اون مشاور هم به خودش بر خواهد گشت !!!
      شما مدرک سابقه کارت را به دمشق خواهی‌ داد !! پس اگر خدائی نکرده قرار باشه که از این ایراد بگیرند ، وظیفه دمشق هست.
      خوش باشی‌

  43. مریم said,

    دسامبر 22, 2010 در 10:07 ق.ظ.

    سلام امیر جان
    من دارای سابقه کار 13 ساله در حوزه برنامه ریزی فضایی/منطقه ای و شهری هستم و فوق لیسانس جغرافیای طبیعی از دانشگاه تهران هستم. متاَهل و یک دختر 8 ساله دارم. آیا می توانم از طریق ویزای کار(ویزای کار صوری) دوساله، بعد از مدت 1 سال حضور در کانادا برای اقامت دائمی اقدام کنم.
    متشکرم


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: