جهان سومی !!!

یکی‌ از دوستانم یک متنی را برای من ارسال کرده بود که حقیقتش خودم که کلی‌ از خوندنش لذت بردم. این متن را اینجا می‌گذارم تا شما هم اگر دوست داشتید یک نگاهی‌ بندازید. به اعتقاد من جالب و در عین حال واقعیت هست. البته دوستانی که جوان هستند ، شاید خیلی‌ از این موارد برایشان ملموس نباشه:

بعضي سوختن ها جوري هستند كه تو امروز ميسوزي، اما فردا دردش را حس ميكني…
داستان كيفيت زندگي و» رشد» آدمها در جاهايي كه «جهان سوم » ناميده ميشوند ، مثل همين جور سوزش هاست ….
از هردوره كه ميگذري، ميسوزي و در دوره بعد دردش را ميفهمي …
شادي ها و دغدغه هاي كودكي ما :
در همان گوشه دنيا كه «جهان سوم «ناميده ميشود، شادي هاي كودكي ما درجه سه است ، ولي دغدغه هاي ما جدي و درجه يك…
شادي كودكيمان اين است كه كلكسيون » پوست آدامس» جمع كنيم…
يا بگرديم و چرخ دوچرخه اي پيدا كنيم و با چوبي آن را برانيم…
توپ پلاستيكي دو پوسته اي داشته باشيم و با آجر، دروازه درست كنيم و دركوچه هاي خاكي فوتبال بازي كنيم….
اما دغدغه هايمان ترسناك تر بود…
اينكه نكند موشكي يا بمبي، فردا صبح را از تقويم زندگي ات خط بزند …
اينكه نكند «دفاعي مقدس»، منجر به مرگ نامقدس تو بشود يا تو را يتيم كند….
از ديفتري ميترسيديم…
از وبا……
از جنون گاوي …
مدرسه، دغدغه ما بود…
خودكار بين انگشتان دستمان كه تلافي حرفهاي ديروز صاحبخانه به معلممان بود…..
تكليفهاي حجيم عيد …
يا كتابهايي كه پنجاه سال بود بابا در آنها آب و انارميداد….

شادي ها و دغدغه هاي نوجواني ما :
دوره اي كه ذاتا بحراني بود و بحران » جهان سوم» بودن هم به آن اضافه شده …
در اين دوره، شاديهايمان جنس » ممنوعي» دارند…
اينكه موقتي عاشق شوي…
دوست داشتن را امتحان كني….
اينكه لبت را با لبي آشنا كني…..
اما همه اين شادي ها را در ذهنمان برگزار ميكرديم…
در خيالمان عاشق ميشويم…همخوابه ميشويم…ميبوسيم….
كلا زندگي يك نفره اي داريم با فكري دو نفره ….
اين ميشد كه ياد بگيريم «جهان سومي» شادي كنيم..
به جاي اينكه دست در دست دخترك بگذاريم ، او را….
با او قدم نزنيم و فقط دنبالش كنيم…
يا اينكه نگوييم «دوستت دارم» و بگوييم «امروز خانه خالي دارم»
در عوض دغدغه هايمان بازهم جدي هستند…
اينكه از امروز كه 15 سال داري، بايد مثل يك مرتاض روي كتابهاي ميخي مدرسه ات دراز بكشي و تا بيست و چهار سالگي همانجا بماني…..
بترسي از اين كه قرار است چند صفحه پر از سوالات «چهار گزينه اي » ، آينده تو ، شغل تو ، همسر تو و لقب تو را تعيين كند…
تو فقط سه ساعت براي همه اينها فرصت داري…

شادي ها و دغدغه هاي جواني ما:
شادي ها كمرنگ تر ميشود و دغدغه ها پررنگ تر…
شايد هم اين باشد كه شادي هايت هم، شكل دغدغه به خودشان ميگيرند..
مثلا شادي تو اين است كه روزي خانه و ماشين ميخري …
اما رسيدن به اين شادي ها برايت دغدغه ميشود….
رسيدن به آنها براي تو هدف ميشود…
هدفي كه حتما بايد «جهان سومي» باشي كه آنرا داشته باشي …
و هيج جاي ديگر براي كسي هدف نيستند….
بعضي از شادي هايت غير انساني ميشود…
با پول شهوتت را ميخري…
با گردي سفيد مست ميشوي نه با شراب…
با دود دغدغه هايت را كمرنگتر ميكني و غبار آلود…

اگر جهان سومي باشي، استاندارد و مقياس هاي تمام اجزاي زندگي تو ، جهان سومي ميشود….
اينكه در سال چند بار لبخند ميزني….
در روز چند بار گريه ميكني…
راهي كه تو را به بهشت و جهنم ميرساند…
و حتي جنس خداي تو هم جهان سوميست …..
دراين دنياي عجيب، ديدن دست برهنه يك زن هم ميتواند براحتي تو را خطاكار كند و قلبت را به تپش وا دارد….
در اين دنيا «سلام » به غريبه و بي دليل، نشانه ديوانگيست…
لبخند بي جاي زن هم دليل فاحشگي اوست …
در اين جهان سوم ، كسي را نداري كه به تو بگويد چقدر مسواك و خميردندان، واكسن، بوسيدن، خنديدن، رقصيدن خوب هستند…
اينكه آينده خوب را خودت بايد رقم بزني و كسي قرار نيست براي اين كار به تو كمك بكند…..
اينكه هميشه جهان اول ، طاعون جهان سوم نيست …
گاهي فكر ميكني كه به سرزمين جهان اولي ها مهاجرت كني تا از جهان سومي بودن رها شوي…
اما ميفهمي كه با مهاجرتت ، شادي ها، دغدغه ها، جهانبيني، خدا و معيارهايت هم با تو سفر ميكنند…..
گاهي ميماني كه اين جهان سوم است كه كيفيت تو را تعيين ميكند يا اينكه «تو «جهان سوم را درست ميكني؟

خوش باشید‌

49 دیدگاه

  1. ما و کانادا(آقای همسر) said,

    آوریل 4, 2010 در 8:19 ب.ظ.

    منو بردی به جایی که همیشه ازش فرار کردم عجب جراحی وحشتناک عمیق دلخراش جالبی.لذت بردم؟

    • امیر said,

      آوریل 4, 2010 در 8:34 ب.ظ.

      بله دوست عزیز ، این دقیقا مواردی هست که همه ما ازش گریزانیم و یاد آور خاطرات تلخ ما هست. ولی‌ دانستنش و یاد آوریش خالی‌ از لطف نیست.
      خوش باشی‌

  2. pasargad said,

    آوریل 4, 2010 در 8:50 ب.ظ.

    عالي بود مطلبتونو با ذكر منبع تو بلاگم قرار ميدم

    شاد باشيد و موفق

    • امیر said,

      آوریل 4, 2010 در 9:04 ب.ظ.

      خواهش می‌کنم.
      خوش باشی‌

  3. سیمین said,

    آوریل 5, 2010 در 5:16 ق.ظ.

    دلم بدرد اومد و درد دیرینه دلم را عمیقا حس کردم …. تاسف انگیزه که سرنوشت آدما به منطقه جغرافیایی زندگیشون ارتباط تنگاتنگ داره .
    ممنون امیر خان خیلی قشنگ بود
    ..فکر کنم اگه تا چند روز دیگه بر این منوال ادامه بدی من یکی بجای کانادا به اون دنیا مهاجرت کنم … هنوز از شوک دروغ سیزده بدر درنیومده بودم که !! ؟؟!!.. عزیزمن…دادش من… یک رحمی به این دل دردمند و قلب متالم بکن که آرزو بدل از دنیا نرم
    …… شوخی کردم خیلی قشنگ بود . باز ممنون

    • امیر said,

      آوریل 5, 2010 در 6:02 ب.ظ.

      ممنونم سیمین جان. دل قوی دار که در این راه باید قوی بود و باید پشت هم را داشته باشیم.
      خوش باشی‌

  4. صبا said,

    آوریل 5, 2010 در 5:16 ق.ظ.

    خیلی زیبا بود، و پر از افسوس…
    اما آخرش که میگه «…با مهاجرتت ، شادي ها، دغدغه ها، جهانبيني، خدا و معيارهايت هم با تو سفر ميكنند» یعنی چی؟ مهاجرت به جهان اول هم تفکرات و عقاید جهان سومیمون رو ازمون نمی گیره؟؟

    • امیر said,

      آوریل 5, 2010 در 5:29 ب.ظ.

      صبا جان متاسفانه خیلی‌ از مهاجرین هستند که باور‌های غلط خود را به همراه میاورند. جالب اینجاست که همان چیز هایی را میاورند که از آن فرار کردند.

      خوش باشی‌

  5. پژمان said,

    آوریل 5, 2010 در 6:25 ق.ظ.

    قابل لمس بود و حقیقت داشت .

    فقط میتونم بگم :

    هر کس خالق خدای خویش است …

  6. مژده said,

    آوریل 5, 2010 در 6:32 ق.ظ.

    ديروز اين مطلبو به من هم ايميل دادن … متن جالبيه ولي شديداً آدمو افسرده مي كنه… ولي حالا كدوم يكي باعث وجود جان سوم هست؟؟؟؟ ما جهان سومو ايجاد مي كنيم يا جهان سومي به وجود مي يايم… هر چي هست مي خوام دختركم اينطور نباشه … شاد باشي

    • امیر said,

      آوریل 5, 2010 در 5:32 ب.ظ.

      مژده جان شک نکن که هر چه به ما می‌رسد ، باعث و بانی‌ آن خودمان هستیم.
      خوش باشی‌

  7. soolmaz said,

    آوریل 5, 2010 در 7:48 ق.ظ.

    salam amir jan.matn kamelan haghighato talkh bud, rasti amir jan az koja malum mishe ke status ha update shode? daghighan key chek konam? shad bashi.:-)

    • امیر said,

      آوریل 5, 2010 در 5:34 ب.ظ.

      سولماز جان وضعیت پرونده‌ها اغلب روز‌های دوشنبه آپدیت میشه و به ندرت سه شنبه ها. به عنوان مثل چون این امروز تعطیل بود ، فردا آپدیت میشه. البته به وقت شما حدود بعد از ظهر هست.
      خوش باشی‌

  8. reza1100 said,

    آوریل 5, 2010 در 8:56 ق.ظ.

    امیر جان
    در پاسخ به مسئله خصوصی که در وبلاگ مطرح کردی
    والا خودمم نمیدونم چه اصراریه که به همه باید یه جوابی داده بشه . حتی اگه اون جواب اشتباه باشه. انگار زورشون کردن.
    ضمن اینکه این روحیه عدم تحمل حرف پرت و پلا که در شما هست و مبارزه ای که میکنی قابل تقدیره. چون من خودم حال و حوصله پرداخت به اونهارو ندارم.
    بقول معروف مرامت منو کشته.
    خوش باشید

    • امیر said,

      آوریل 5, 2010 در 5:40 ب.ظ.

      ممنونم رضا جان. اتفاقا سیستم بسیار بسیار جالبی‌ هست و کمک خیلی‌ خیلی‌ زیادی میتونه به همه بکنه اما متاسفانه مدیریت مزخرفی !!! داره.
      ببین رضا جان وقتی‌ من اینجا ادعا می‌کنم که می‌تونم پاسخگوی سوالات دوستان باشم ، وظیفه دارم که وقت بگذارم ، مطالعه کنم و پاسخ همه گونه سوالی‌ را در هر زمینه‌ای بتونم بدم. اگر برایم به هر دلیلی‌ امکان نداره ، باید درش را ببندم !!!
      خوش باشی‌

  9. آوریل 5, 2010 در 9:11 ق.ظ.

    زیبا بود و یادآور خاطرات تلخ گذشته

    • امیر said,

      آوریل 5, 2010 در 5:41 ب.ظ.

      بد نیست هر چند وقتی‌ یک نقبی به گذشته زد.
      خوش باشی‌

  10. مهرداد said,

    آوریل 5, 2010 در 9:56 ق.ظ.

    امير عزيز

    مثل هميشه كامل اما اين بار دردناك! به سن من كه مي‌خورد و همه را تجربه كرده يودم! آخر من هم يك جهان سومي هستم!

    موفق باشي

    • امیر said,

      آوریل 5, 2010 در 5:49 ب.ظ.

      مهرداد جان این خاطرات و مشکلات هست که ما را در بدر دیار غربت کرده ، اما باز هم خدا را شکر.
      خوش باشی‌

  11. آوریل 5, 2010 در 11:43 ق.ظ.

    ماماااااااااااان! من که گریه کردم!!

    • امیر said,

      آوریل 5, 2010 در 5:50 ب.ظ.

      رعنا جان تو که باید کوچولو باشی‌. مگه یادت هست؟!!!
      خوش باشی‌

  12. بهمن said,

    آوریل 5, 2010 در 12:49 ب.ظ.

    سلام امیر جان
    به نظرم اینها که نوشتی اغلبشون مشکلات جهان سوم نیست. فقط و فقط خاص ایران هستند. وگرنه خیلی کشورهای جهان سومی هستن که مشکلاتی که ذکر کردی رو اصلا نمی فهمن که چی هست.

    • امیر said,

      آوریل 5, 2010 در 5:59 ب.ظ.

      خوب حالا !!!!!!!!!!
      بهمن جان من که میدونی‌ اهل ۳۰ یاست نیستم !!!
      خوش باشی‌

  13. سما said,

    آوریل 5, 2010 در 3:22 ب.ظ.

    سلام امیر جان
    من قبلا هم مزاحمت شده بودم.
    در مورد چک کردن در on line service برای من جواب نمیده ,به وکیلم هم {که کلا داغونم کرده} گفتم ,میگه به خاطر security هستش.بعضی موقع ها این طوری میشه.باور کنید دیگه بریدم,آنقدر این پرونده من بالا و پایین شده(آخه یکبار بخاطر اشتباه جناب وکیل آیلتسم به 120 روز نرسید ,دوباره اقدام کردم…)که به کلی مریض شدم و تازه دیروز mri هم شدم,خلاصه فکر کنم اصلا جونم به روزی که مدیکالم بیاد نرسه.
    حالا می خواستم بدونم راست میگه؟ چرا فقط برای من نمییاد؟
    میگه فایل نامبرت درسته ما میزنیم میاد؟
    کمکم کنید بگید چکار کنم.واقعا از شما متشکرم

    • امیر said,

      آوریل 5, 2010 در 5:57 ب.ظ.

      سما جان اولا که خودت را کنترل کن و سعی‌ کن ریلکس باشی‌ که راه پر پیچ و خمی را در پیش داری !!!
      دوما مشاور محترم شما چرت میگن !!! ممکن هست این اتفاق بیفته اما هر چند ماه یک بار آن هم با اطلاع قبلی‌ خودشان. شما هر زمان که بخواهی میتونی‌ و باید بتونی‌ وضعیت پرونده ات را چک کنی‌.
      اگر از نظر خودت اشکالی‌ نداره ، فایل نامبر ، فامیل کامل ، تاریخ تولدت را به من ایمیل بزن تا برات چک کنم تا ببینیم مشکل از کجاست.
      خوش باشی‌

  14. jamal said,

    آوریل 5, 2010 در 7:30 ب.ظ.

    salam,vaghav kankashe amighi bod
    fekr konam kheili talkh vali vaghei.

    amir jan age money order az tarighe visa card bashe ya bank farghy mikone?
    mamnon
    ?

    • امیر said,

      آوریل 5, 2010 در 7:47 ب.ظ.

      جمال جان من دقیقا متوجه سؤالت نشدم. ویزا کارت که یک نوع کردیت کارت هست را میدونم چی‌ هست اما بانک را نمیدونم منظورت چی‌ بود.
      خوش باشی‌

  15. علی‌ said,

    آوریل 6, 2010 در 5:33 ق.ظ.

    سلام امیر جان عزیز
    سال نو مبارک باشه. امیدوارم سال بسیار خوبی داشته باشی‌.
    یه سوال از خدمتت داشتم : ما که از مالزی اقدام کردیم پارسال ، یه میل زدن و گفتن پرونده شما به دمشق منتقل شد . بعد از اون اول پرونده ما به حالت » ویتدرون » رفت و بعد » این پرسس » . حالا می‌خواستم بدونم این حالت ویتدرون اصولاً چیه و آیا مشکلی‌ نیست. چون در تعریفش تو سایت کانادا اومده که فایل بسته می‌شه و … ممنونم از راهنمایی که میکنی‌

    • امیر said,

      آوریل 6, 2010 در 9:04 ق.ظ.

      سال نو شما هم مبارک باشه علی‌ جان.
      زمانی‌ که در یک ویزا آفیس فایل ، بسته میشه و به یک ویزا آفیس دیگه ترانسفر میشه ، در وضعیت این حالت دیده میشه که البته موقتی هست و مجددا به حالت قبلی‌ باز خواهد گشت. اصلا جای نگرانی نداره.
      خوش باشی‌

  16. دوستدار ونکوور said,

    آوریل 6, 2010 در 7:07 ق.ظ.

    سلام امیر جان

    یه سوال داشتم. چرا مرحله:
    VISA OFFICE ELIGIBILITY REVIEW COMPLETE
    در وضعیت ما Update نمی شه؟
    آیا معمولا اینطوریه و یه دفعه In Process میشه یا باید منتظر آن باشیم؟
    ممنون و موفق باشی

    • امیر said,

      آوریل 6, 2010 در 9:07 ق.ظ.

      سلام دوست عزیز. خدا نکنه که این وضعیت را ببینی‌ !!! زمانی‌ که این وضعیت نشان داده بشه ، پرونده ریجکت میشه. پس منتظر این پراسس باش.
      خوش باشی‌

  17. jamal said,

    آوریل 6, 2010 در 8:17 ق.ظ.

    amir jan manzoram ine ke ham az taryghe yek nafar ke moraje kone be bank mishe inkar ro anjam dad va money order ro gereft ya az taryghe visa card ham pardakht kard,manzoram in ast ke az taryghe visa card sarytar mishe pol ra be hamrahe form avalie be sydny ferestad chera ke in doste man mikhad ghabla az 10 april in madrakesho befreste ke mashmole ghanone jadid dar rabete ba zaban nashe.
    chera ke money order age az taryghe bank bekhad anjam she hododan7,8 roz tol mikeshe va zaman az dastesh mire.
    mer30 az rahnamit.

    • امیر said,

      آوریل 6, 2010 در 9:09 ق.ظ.

      خوب جمال جان مسلمه که پرداخت از طریق کردیت کارت راحت تر و سریع تر هست. پس اگر ایشان این امکان را دارند بهتر هست که از این طریق عمل کنند.
      خوش باشی‌

  18. دوستدار ونکوور said,

    آوریل 6, 2010 در 9:42 ق.ظ.

    ممنون از جوابت. جالبه که چه فکری می کردم. پس بریم تا حداقل 6 ماه دیگه. فکر نکنم زودتر هم خبری بشه.
    ممکنه با این تغییرات جدید که قراره تو آیلتس و لیست مشاغل اتفاق بیفته در سرعت بررسی ماها که قبلا اقدام کردیم تاثیر بذاره؟
    شاید به نظرت سوالم احمقانه بیاد ولی خیلی به این چیزا فکر می کنم و هی تحلیل می کنم و دنبال شواهدی هستم تا شاید زمان بررسی پرونده مون زودتر شه.
    واقعا خسته کننده است دو بار انتظار کشیدن. تو که خوب حالمو درک می کنی.
    دقت کردی بقیه سر اولین پرونده شون چقدر بیتاب هستن؟؟؟!!!
    نمی دونم ما چه گناهی کردیم که سروشت مهاجرتیمون اینطور شده؟
    بازم ممنون که همیشه سنگ صبور مایی

    • امیر said,

      آوریل 6, 2010 در 10:57 ق.ظ.

      امیدوارم که سرعت بررسی‌ پرونده‌ها سریع تر بشه اما باید بیشتر صبور بود. شما که باید آدم با تجربه‌ای در این زمینه باشید !!!
      تلاش بر این هست که کارها سریع تر انجام بشه اما فکر نمیکنم این تغییرات مسبب تاثیراتی باشه ، چه مثبت و چه منفی‌.
      خوش باشی‌

  19. علی‌ said,

    آوریل 6, 2010 در 10:22 ق.ظ.

    امیر جان عزیز
    می بخشید که من سوالام رو درست توضیح ندادم. ما پرونده مان ۱۰ ماه قبل به دمشق ترانسفر شد(از مالزی) و بعد از آن ویتدرون و بعد از یه هفته اینپرسس هم اضافه شد. و الان بعد از ۱۰ ماه وقتی‌ استتوس چک می‌کنیم هر دو مورد دیده میشود یعنی‌ ویتدرون با تمام دیتیل آن و زیر آن اینپرسس که فقط تاریخ شروع آن در دفتر دمشق را میدهد. یعنی‌ هر دو مورد موجود است. آیا این عادی است؟
    با سپاس فراوان…

    • امیر said,

      آوریل 6, 2010 در 10:58 ق.ظ.

      علی‌ جان کاملا عادیست و جای هیچ نگرانی نیست.
      خوش باشی‌

  20. آوریل 6, 2010 در 12:31 ب.ظ.

    ( خصوصي)
    آقا امير سلام از اونجايي كه قوانين دارن تغيير مي كنن تصميم گرفتيم هرچه سريعتر اقدام كنيم داشتم فرمها رو پر مي كردم با مواردي برخورد كردم و چون شما صاحب تجربه هستيد و تا امروز هر سوالي داشتم به درستي پاسخ داديد با شرمندگي باز هم زحمتي براتون دارم چون وكيل نگرفتيم و خودم دارم فرمها رو پر مي كنم خواستم اگه زحمتي نباشه به اين سوالات من جواب بديد. پيشاپيش سپاسگزارم.
    …………………………………………………………………………………………………………………………………………….
    …………………………………………………
    ……………………………………………………..
    …………………………………………………….
    mohajerekanada@gmail.com

    • امیر said,

      آوریل 6, 2010 در 12:46 ب.ظ.

      سارا جان متاسفانه امکان پاسخگوی با ایمیل در صورتی‌ برایم مقدور هست که با ایمیل شخصی‌ باشه و با مشخصات حقیقی‌ !!! اگر تمایل داری بهم ایمیل بزن و اگر هم تمایل نداری بگو تا همینجا بهت جواب بدم.
      خوش باشی‌

  21. آوریل 6, 2010 در 2:12 ب.ظ.

    امير جان بي نهايت ممنون از پاسخي كه داديد .خيلي كامل بود . ممنون از حوصله اي كه به خرج مي ديد.
    ………………………………………………………………………………………………………………..
    ,و ديگه اينكه جواب اين سوالو شما نوشتيد كه
    ببین دارالترجمه ات چی‌ مینویسه ، همان را بنویس
    مگه در اين مرحله فرمها رو بايدبه دار الترجمه ببريم؟
    5-در قسمت Type of certificate or diploma issued نوع مدركي كه در اين 3سال دبيرستان و 1سال پيش دانشگاهي گرفتم رو چي بايد بنويسم ؟
    .

    • امیر said,

      آوریل 6, 2010 در 2:56 ب.ظ.

      سارا جان باز هم تاکید می‌کنم که سابقه بیمه را سفارت کانادا به هیچ عنوان نیاز ندارد و از این بابت مشکلی‌ نیست.
      اشتباه نکن ، منظورم این بود که مدرکت را ببر دارالترجمه و از آنها سوال کن که آن عنوان را چی‌ ترجمه میکنند تا زمانی‌ که مدارک را سفارت ارسال میکنی‌ هیچ گونه عدم تطابقی وجود نداشته باشه.حتی الامکان از تغییر فرم‌ها به هنگام ارسال به سفارت پرهیز شود.
      خوش باشی‌

  22. سما said,

    آوریل 6, 2010 در 2:38 ب.ظ.

    سلام امیر جان
    از پاسخت ممنونم,بعد از دیدن پیامتون به جناب وکیل زنگ زدم,ایشون فرمودن چک میکنن

    قراره فردا جوابشو بهم بده.اگر نشد من مزاحمتون میشم.راستی ممکنه ریجکت شدم اونوقت اینجوری شده ؟
    نمیدونم آنقدر عرصه بهم تنگه که دیگه هیچی حالیم نیست.
    راستی دیشب به همسرم میگفتم که شما خیلی موج مثبت هستین.برای پاسخ به همه هم ان شاالله همیشه میگید هم درست میشهنگران نباشید.من هر وقت پاسختون به همه رو میبینم دلگرم میشم. خدا خیرتون بده.
    بازم ازتون متشکرم.

    • امیر said,

      آوریل 6, 2010 در 3:02 ب.ظ.

      سما جان اصلا جای نگرانی در این جور موارد وجود نداره. صبر کن ببین چه جوابی‌ میگیری؟ به هیچ عنوان فکر بد نکن مطمئن باش که درست میشه ، تا فردا ….. .
      خوش باشی‌

  23. asal said,

    آوریل 8, 2010 در 8:15 ق.ظ.

    سلام امیر جان
    ممنون از این متن زیبایی که گذاشتی.باعث شد خاطراتی را که از روی عمد فراموش کرده بودم به یاد بیارم.
    از نویسنده این متن هم به خاطر این همه احساس ممنونم.

    • امیر said,

      آوریل 8, 2010 در 4:06 ب.ظ.

      خواهش می‌کنم عسل جان.
      خوش باشی‌

  24. افسانه said,

    مه 31, 2010 در 6:14 ب.ظ.

    خیلی عمیق و جالب و محسوس بود . با اجازت با ذکر منبع میذارم تو وبلاگم

    • امیر said,

      مه 31, 2010 در 7:43 ب.ظ.

      خواهش می‌کنم
      خوش باشی‌

  25. افسانه said,

    مه 31, 2010 در 6:15 ب.ظ.

    محسوس# ملموس


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: