مهاجرت به چه قیمتی؟

مطالب زیادی خوندم ، به حرف خیلی ها گوش کردم. چه افرادی که کلا در مورد مهاجرت منفی مینویسند ، چه افرادی که کلا در مورد مهاجرت مثبت مینویسند و چه افرادی که واقع بین هستند و هم نکات منفی را میبینند و هم مثبت را.

چه افرادی که در ایران هستند و هیچ تصوری از خوبی و یا بدی های زندگی در خارج از کشور ندارند.
چه افرادی که در خارج ساکن هستند و شاید خوبی و بدی های زندگی در ایران را فراموش کرده اند.

با همه قشری صحبت کردم ، دم خور شدم و مطالبشان را خواندم.

اما نکته جالب ، قابل تامل ، شگفت انگیز و ……. برای من این هست که اکثرا – آمار نمیدم چون تعداد این افراد زیاد هست اما مسلما شامل حال همه نخواهد شد – آخر خط مهاجرت را اخذ پاسپورت آن کشور و بازگشت به وطن میدانند !!!

به اعتقاد من – نظر کاملا شخصی هست و لطفا به کسی برنخوره – اگر در مورد مهاجرت اینگونه فکر میشه ، کاملا کوته بینانه و احمقانه هست !!!

یعنی حاضرید همه جور سختی را تحمل کنید ، کلی تحقیر شوید و خیلی مشکلات دیگه که خود و فرزندانتان با آن درگیر خواهند بود را تحمل کنید ، تا پاسپورت آن کشور را بگیرید و برگردید؟؟؟!!!!
که چی بشه؟
پز بدی به فک و فامیل که من پاسپورت …….. را دارم؟!!!
یا بگذاری سر جیبت تا وقتی خم میشی بیفته و بقیه ببینند و تو کلی حال کنی؟!!!
یا وقتی وارد فرودگاه فلان کشور شدی ، پاسپورت ………. را بزنی تو صورت آفیسر مهاجرت آن کشور؟؟!!!

دید و نگرش این افراد اصلا برای من قابل توجیه نیست. یعنی اصلا سر در نمیارم.
شاید هم من فکرم و دیدم احمقانه هست !!!

نظر شما چیست؟

خوش باشید

پی نوشت:
باز هم خواهش میکنم که مطالب مرتبط با مهاجرت را فقط و فقط در قسمت مربوطه بفرمایید. اگر کامنتی حذف شد ، کسی دلخور نشه.

66 دیدگاه

  1. الهام said,

    نوامبر 5, 2010 در 11:10 ب.ظ.

    سلام
    یک دلیلی که برخی این هدف را دارند می تونه این باشه که با داشتن یک پاسپورت با ارزش بالا نه مثل مال ایران از آخر دوم قبل از افغانستان شما می توانید با فراغ بال در مورد سفرهایتان از هر نوعی توریستی کاری یا اقامت تصمیم گیری کنید و برای بچه هایتان هم امکان انتخاب در مورد زندگی و تحصیل ر ا فراهم می کنید نه مانند اکنون که باید دم سفارتخونه های خارجی هر نوع اهانتی را تحمل کنید و تصمیم شما منوط به عنایت انها باشه ما تنها چیزی که در مخیله مان نیست پز دادن به در و همسایه و فامیله

    • امیر said,

      نوامبر 5, 2010 در 11:27 ب.ظ.

      همین؟ یعنی حاضرند حداقل ۳ سال ، کلی سختی تحمل کنند تا اگر زمانی خواستند بروند اروپا ، نروند ویزا بگیرند؟؟؟!!!
      من با اقامت هیچ مشکلی ندارم. میتوان سالها اقامت کرد ، پاسپورت گرفت ، منزل خرید و ……. .
      ولی آنکس که سر ۳ سال برمیگرده ، ………. .
      از کامنتت ممنون الهام جان.
      خوش باشی

  2. هومن said,

    نوامبر 6, 2010 در 1:42 ق.ظ.

    سلام بر همگي
    امير جان موضوع جالب و بحث برانگيزي رو انتخاب كردي. به نظر شخصي من مساله تصميم به مهاجرت يه تصميم كاملا شخصي هستش و فقط خود فرد هستش كه بايستي انگيزه هاي لازم رو براي اينكار داشته باشه. من شخصا با مهاجرت به عنوان وسيله اي براي فرار از واقعيتها و يا به عنوان عاملي براي سركوب كردن يكسري از احساسات مخالفم. من براي زندگي شخصي خودم يكسري اهداف تعريف كردم و براي رسيدن به اين اهداف ابزار و برنامه هايي رو مشخص كردم. مثلا توي جامعه اي باشم كه حق انساني و شهروندي رعايت بشه ، تظاهر و رياكاري و تقلب وجود نداشته باشه يعني ارزشها جاي خودشونو به ضد ارزشها نداده باشند. امنيت اجتماعي موجود داشته باشه يعني اگر ساعت 8 شب همسر و دختر بيرون باشند ترس از كيف قاپ و مزاحم و … نداشته باشند. توي اون جامعه باورهاي غلط اجتماعي بيداد نكنه و در نهايت توي يك شهر نسبتا پيشرفته زندگي كني نه جايي كه از نظر امكانات ، تسهيلات ، تحصيلات و … پايين باشه.
    داشتن نيم نگاهي هم به آينده خودم ، همسرم و فرزند تصميم براي مهاجرت رو در من قويتر ميكنه.
    از شما امير جان هم براي تمامي كمكهايي كه به ديگران ميكني واقعا قدر داني ميكنم.

    • امیر said,

      نوامبر 6, 2010 در 10:44 ق.ظ.

      هومن جان تمام این مواردی که به عنوان دغدغه از آن یاد کردی ، در اینجا وجود نداره. اگر تظاهر و ریا دیدی ، متاسفانه از هموطن هست و بس. البته اینجا هم دروغ از رده های بالا زیاد شنیدم ولی غیر قابل تحمل نیست.
      ولی آیا این درست هست که بعد از ۳ سال و اخذ پاسپورت ، یک نفس راحتی کشیده شود و تصمیم به بازگشت قوت بگیرد؟
      خوش باشی

      • Houman said,

        نوامبر 6, 2010 در 11:00 ق.ظ.

        من فکر میکنم انسان نامحدود گراست و همیشه تمایل داره یکسری از خلاءهای درونی را با چیزهای خارج از خودش مثل پول- موقعیت اجتماعی و جنس مخالف پر کنه . این مساله در مورد خیلی از چیزهای زندگی از جمله مهاجرت صدق میکنه . ممکنه من برای پر کردن یکسری از خلاءهام تصمیم به مهاجرت بگیرم و فکر کنم اگه ویزای کانادا تو دستم باشه کامل و خوشبخت خواهم شد ولی شما خودت میدونی که داستان اینطور نیست. بعد از مدتی دوباره همون خلاء سراغم میاد و فکرهای دیگه به کله ام میرسه.
        راستی یکی از دوستان من که نزدیک 30 سال در خارج از کشور زندگی میکنه این نصیحت رو به من کرد که فکر میکنم درست باشه. گفت هومن اگر بین تو و همسرت در ایران مشکل وجود داشته باشه اگه به خارج از کشور برید این شکاف بزرگتر میشه و ممکنه براتون مشکل درست کنه هرچند که فرزند شما در خارج از کشور ذی نفع خواهد بود. من فکر میکنم بعضی ها هم بخاطر مشکلات خانوادگی و زناشویی تصمیم به برگشت میگیرن.

        اما در هر حال پس از چند سال استرس و پول خرج کردن و انتظار بر خلاف سلامت عقل هستش که فکر برگشت به سر آدم برسه

      • امیر said,

        نوامبر 6, 2010 در 11:39 ق.ظ.

        بله هومن جان اما باید توقعات خود را پائین بیاوریم و با واقعیت پیش برویم. احساسی فکر و عمل نکنیم. منطقی باشیم و خیلی چیز های دیگر.
        مطمئن باش که موفق خواهیم بود.
        خوش باشی

  3. ahmad said,

    نوامبر 6, 2010 در 4:24 ق.ظ.

    سلام امیرخان
    تازگی ها عصبی می نویسی.ادمها دنیای متفاوتی دارند. نیازها ؛انتظارات و توقعات از زندگی بر حسب جهان بینی ادمها متفاوت است. به نظر من نقد کردن ادمها تنها از این نظر بی انصافی است . تا زمانی که یک نفر بدون از بین بردن حقوق دیگران راه خود را میرود قابل انتقاد نیست جه بخواهد برای پاسپورت بیاید چه برای اقامت یا……..

    • امیر said,

      نوامبر 6, 2010 در 10:49 ق.ظ.

      ممنونم احمد جان از کامنتت اما من هیچ زمانی ، حتی در اوج عصبانیت ، حالات درونیم را به نوشته و فکر و رفتارم تعمیم نمیدم. واقعیتی را که دارم میبینم را مینویسم.
      قصد نقد کردن هیچ کس را هم ندارم که خودم شدیدا نیازمند نقد کردن هستم. ولی دوست دارم یک ایرانی همانطور که دید به گذشته اش خیلی وسیع هست و تا کوروش و داریوش را میبیند ، دید به آینده اش تا ۳ سال بعد نباشه و آن هم وسیع باشه !!!
      خوش باشی

  4. تیتی said,

    نوامبر 6, 2010 در 4:47 ق.ظ.

    البته اینی که نوشتین هم میتونه دلیل باشه ولی خب ممکنه از دید ما کوچیک باشه. به موقعش همه مسائل بزرگتری رو درک خواهیم کرد.

    • امیر said,

      نوامبر 6, 2010 در 10:50 ق.ظ.

      واقعیت چیز دیگریست تیتی جان. به اعتقاد من این خیلی خیلی کوچک هست. اصلا نباید درمورد آن فکر کرد. البته این اعتقاد منه.
      خوش باشی

  5. بهمن said,

    نوامبر 6, 2010 در 4:59 ق.ظ.

    یه نکته ای که در نوشته ها همیشه من رو اذیت می کنه، اینه که وبلاگ نویس ها رو به سه دسته منفی نویس، مثبت نویس و واقع گرا تقسیم می کنن. در حالی که با در نظر گرفتن واقعیت های ایران و کانادا، مثبت نویس ها از همه واقع گرا تر هستن.

    • امیر said,

      نوامبر 6, 2010 در 10:53 ق.ظ.

      ممنونم بهمن جان از کامنتت اما آیا شما فکر میکنی که همه چیز کانادا یا هر کشور دیگری از ایران بهتره؟
      آیا فکر میکنی که آن کسی که فقط مثبت میبینه و مینویسه ، همه چیز را داره میگه؟
      نه بهمن جان اینطور نیست. کانادا و یا هر کشور دیگری ، مواردی دارند که از ایران بدتر هست ، ولی شاید خیلی خیلی کم باشد ، و نباید از آن چشم پوشی کرد.
      خوش باشی

  6. سپيده said,

    نوامبر 6, 2010 در 5:35 ق.ظ.

    سلام

    من فکر می کنم ادمها خیلی با هم متفاوت هستند شاید این هم هدف بعضی از ادمها باشه اگه خیلی پول داشته باشی و یک زندگی بی دغدغه و مثلا یک کاری که از نظر روحی راضی باشی خوب چه اشکالی داره حالا یک پاس اضافی هم داشته باشی در ضمن کسی که این کار ومی کنه 3 سال سختی نمی کشه مطمئن باش سختی مال یکی مثل من که از حالا تو فکر کار پیدا کردن هستم اگه من هم اینقدر پول داشتم که 3 سال راحت زندگی کنم شاید طرز تفکرم یک طور دیگه ای بود می دونی خیلی از ادمها الان تو ایران گرین کارت امریکا رو دارند 6 ماه اونجا هستن و6 ماه هم ایران . وقتی با اونها حرف میزنی احساس می کنی مال یک سیاره دیگه هستن ولی خوب این هم یک جورش دیگه

    اتفاقا من هم اگه یک روزی خیلی پول دار بشم سعی می کنم یک کاری کنم خیلی بهم خوش بگذره خوب اولین راحش اینه که یک پاس یک کشور دیگه به این امر خیلی می تونه کمک کنه (البته فکر کنم با حقوق کارمندی و……………… باید تو خواب ببینم )
    موفق باشی

    • امیر said,

      نوامبر 6, 2010 در 10:58 ق.ظ.

      بله سپیده جان ، قطعا هدف بعضی ها هست. من هم شک ندارم. ولی هدفی هست که ارزش رسیدن به آن در برابر بهائی که پرداخت میشود ، خیلی خیلی ناچیز هست.
      ولی آن را بدان که اگر کسی دنبال درآمد بالا و پولدار شدن هست ، درحال حاضر بهترین جان ، ایران هست. نه قانون داره ، نه ضابطه داره و نه نظارت. خیلی خوب میشه پولدار شد.
      خوش باشی

  7. رامین said,

    نوامبر 6, 2010 در 6:03 ق.ظ.

    سلام. نکته جالبی بود امیر جان. تقریباً همه با این تفکر که زود یا دیر حتماً برخواهند گشت اقدام میکنند. البته طبیعی هم هست چون بالاخره هرکسی دوست داره دوران پیری رو در زادگاهش باشه. ولی اقدام به مهاجرت فقط و فقط برای گرفتن پاسپورت و برگشتن کار بیهوده ای است.با این همه سختی و هزینه راحت میشه پاسپورت مورد نظر رو خرید🙂 به همین راحتی.
    ولی گذشته از همه اینها من عقیده ای دارم و این هست که افراد در صورت امکان قبل از اقدام به مهاجرت، حتماً یک سفر تفریحی برای سنجش میزان تطبیق خود و عقایدشان با محیط مورد انتظارشان داشته باشند. البته طبیعه که مسافرت به کشور مورد نظر به این راحتی نیست ولی میشه به جاهائی که شبیه هستند رفت و از نزدیک اونجا رو دید.
    به هر حال تاثیر خیلی زیادی داره. موفق باشید .

    • امیر said,

      نوامبر 6, 2010 در 11:10 ق.ظ.

      رامین جان ، دید یک توریست به محیط پیرامونش با دید یک مهاجر کاملا متفاوت هست و نمیشه نتیجه درستی گرفت.
      خوش باشی

  8. mani_rah25 said,

    نوامبر 6, 2010 در 7:25 ق.ظ.

    امیر جان،
    مهنم کاملا باتو موافقم و تصمیم دارم به امیدخدا هروقت رفتنی شدم تمام پلهای پشت سرم رو هم خراب کنم تا سختی های یکی دوسال اول مجاب به برگشتنم نکنه…..من دلایل مهاجرتم بشرح ذیل هست که در ایران نداشته و امیدوارم در کانادا داشته باشم
    1-کرامت و شخصیت انسانی
    2- ثبات اقتصادی و سیاسی
    3- صداقت در رفتار انسانها( تو خونه هایده گوش میکنیم و تو مدرسه میگیم افتخاری گوش میکنیم)
    4-اینده فرزندان
    5-داشتن ازادی های که از نظر من اشکالی نداره (مثل دیدن آخرین فیلم در سینما رفتن به باشگاه با همسر یا دخترم – شرکت کردن در جشن تولد یا عروسی بدون استرس…..)
    6-داشتن زندگی معمولی یا شاید خیلی بهتر با درآمد متوسط
    7- در نهایت سفر به کشورهای دیگر دنیا بدون تحقیر شدن ( 2 هفته هست برای ویزا ایتالیا اقدام کردم اونهم از طرف شرکت 3 شب هست که 9 تا 2 نصف شب جلوی در سفارتم…..)
    وخیلی دلایل دیگه ولی امیدوارم واقعا اونجا به اینها برسم……. سراب نباشه…..

    • امیر said,

      نوامبر 6, 2010 در 11:24 ق.ظ.

      دلایل درستی داری ، و سراب نخواهد بود ولی باید منطقی نگریست.
      خوش باشی

  9. reza1100 said,

    نوامبر 6, 2010 در 8:03 ق.ظ.

    امير جان
    وبلاگ شما و دكتر صبا كه هردوتون از ورد پرس سرويس ميگيريد از ايران به سختي باز ميشه.
    نميدونم چي شده. ولي فيلتر نيست.
    تو انگلستان هم همينوطوريه؟ ما وبلاگت رو در حد يك صفحه سفيد داريم و از بك گراند و شكل و رنگ خبري نيست.
    خوش باشيد

    • امیر said,

      نوامبر 6, 2010 در 11:24 ق.ظ.

      والا رضا جان ما که اینجا مشکلی نداریم !!!
      خوش باشی

  10. مژده said,

    نوامبر 6, 2010 در 9:07 ق.ظ.

    اتفاقاً این سوال منهم هست واقعاً انگیزه ی اونایی که این طرز تفکرو دارن چیه؟؟؟؟!!! که اینهمه استرس و انتظار و خستگی فکر و بعدشم چند سال دوری فقط برای یه پاسپورت ؟؟؟!!! ولی من و همسرم به خاطر رشد خودمون و دختر کوچولومون این تصمیمو گرفتیم تا بتوونیم با همه ی سختی که حتماً در کشور مورد نظر در انتظارمون هست ، آزاد زندگی کنیم. شاد شاد شاد باشی

    • امیر said,

      نوامبر 6, 2010 در 11:27 ق.ظ.

      مژده جان به اعتقاد من طرز تفکر شما ، کاملا مثبت و درست هست.
      خوش باشی

  11. EHSAN said,

    نوامبر 6, 2010 در 9:59 ق.ظ.

    salam.maloome nafaset az jaye garm boland mishe ‹
    ta hala shodeh be khatere gereftane visaye chosakye emirate 1 hafte moatal beshi.baraye 1 student visa az canada 1000 ta khefat bet bedan ta bet visa bedan be khatere inke 2st dari to 1 keshvare khob dars bekhoni.albate ba 1 ghesmat az harfat moafegham
    khosh bashi

    • امیر said,

      نوامبر 6, 2010 در 11:33 ق.ظ.

      مطمئنی؟
      بله ، بارها برای من این اتفاق افتاده. ولی به اعتقاد من باز هم دلیل نمیشه.
      خوش باشی

  12. Houman said,

    نوامبر 6, 2010 در 10:46 ق.ظ.

    سلام امیر جان
    من دیشب یک نظر در مورد این موضوع گذاشتم و چک کردم دیدم ثبت هم شده ولی الان نیستش. آیا حذف شده؟

    • Houman said,

      نوامبر 6, 2010 در 10:47 ق.ظ.

      ببخشید عجله کردم.

    • امیر said,

      نوامبر 6, 2010 در 11:36 ق.ظ.

      نه هومن جان ، به ترتیب در حال تائید هستم.
      خوش باشی

  13. آیلین said,

    نوامبر 6, 2010 در 11:02 ق.ظ.

    من خودم به شخصه برای این اقدام می کنم که دوست دارم کاری که انجام می دم بهم احساس مفید بودن بده نه اینکه یک سال رو یک پروژه کار کنم بعد ببینم رئیسم پوشه کارهایی که انجام دادم بایگانی کرد!!!یا برم دانشگاه ببینم استادم اطلاعاتش مال عصر حجر و هنوز ایمیل نداره و هنوز تو لاک خودش زندگی میکنه…اما خوب یکی از دوستای من که اینجا کار و بارش خیلی خوبه و از همه چی راضیه می گفت فقط برای این میخواد پاسپورت کانادایی بگیره که اگر اینجا جنگ، قحطی، زلزله…شد و زنده موند بتونه بره…منم تا حدی بهش حق میدم …وقتی هر وقت تلوزیون روشن می کنی میبینی 90 درصد اخبار در مورد خاورمیانه و جنگ قریب الوقوعه و هر روز که از خواب بیدار میشی باید منتظر یک بحران جدید باشی داشتن یک جایی که بتونی جونت نجات بدی حداقل به آدم آرامش میده و ارزش سه سال داره….گر چه این تفکر ممکنه کمی خودخواهانه باشه و شبیه حکایتی از گلستان سعدی باشه که یک بازاری آتیش میگیره و یک کاسبی خدا رو شکر می کنه چون مغازه اش تو اون قسمت بازار نبوده..

    • امیر said,

      نوامبر 6, 2010 در 11:43 ق.ظ.

      خب بله آیلین جان هر کسی برای مهاجرت خود ، دنبال هدفی هست و سعی میکند به آن هدف برسد.
      آنهائی که پول دارند که دل بیدردی دارند و خیلی خوشند. من بیشتر منظورم قشر تحصیلکرده هست که مهاجرت میکنند برای نجات آینده فرزاندنشان و این را خودخواهی میدونم که پس از ۳ سال ، بدون توجه به نیاز های فرزندانشان ، برگردند.
      خوش باشی

  14. مریم said,

    نوامبر 6, 2010 در 8:28 ب.ظ.

    امیرجان،سلام.اگه قرار باشه که ما خیلی راحت اهداف و امیال دیگران رو ببریم زیر سوال و بهشون انگ حماقت! بزنیم پس چه فرقی با اونایی داریم که همه داریم از دستشون در میریم و به خیال خودمون میریم یه کشور امن و آزاد که هر کی زندگی خودشو بکنه و کسی کاری به کارش نداشته باشه،انگار همه به زور میخوایم همو ارشاد کنیم و همه مجبورن اون طور که ما فکر میکنیم زندگی کنن…شاید از نظر همون آدما هم کار من و تو عین حماقته،واقعا معیاری برای کار صحیح و عقلانی تعریف میشه؟ …….با نظر اون دوستی که گفته بود اخیرا عصبانی هستی کاملا موافقم…..به امید روزهای آفتابی.

    • امیر said,

      نوامبر 6, 2010 در 10:12 ب.ظ.

      مریم جان اشتباه نکن. من هیچ زمانی نه قصد انگ حماقت زدن به کسی را داشتم ، نه دوست دارم حتی فکر کنم کسی داره مرتکب کار احمقانه میشه !!!
      ولی یک سوال ، آیا فکر میکنی که هدف و میل بعضی افراد از مهاجرت ، صرفا گرفتن پاسپورت آن کشور هست؟؟!!!
      فکر نمیکنی که آن شخص خیلی خیلی زیاد دیدش کوتاه هست که هدفش فقط پاسپورت هست؟
      من نه الان و نه هیچ زمان دیگری قصد نداشته و ندارم که تفکرات دیگران را زیر سوال ببرم ، اصلا به من هیچ ربطی نداره. ولی اگر میبینم کسی داره خودآگاه وارد چاه میشود ، وظیفه انسانی من حکم میکنه که آن شخص را آگاه کنم.
      اگر هم قبول نکرد و خوشش نیامد ، هیچ اشکالی ندارد. با میل و علاقه خود قصد رفتن در چاه را دارد ، پس حرجی نیست !!!
      مشکل ما اینجاست که اگر کسی پیدا شد و خواست موردی را به ما تذکر دهد ، فکر میکنیم که میخواهد ما را ارشاد کند ، نه مریم جان اینطور نیست.
      ضمنا من عصبانی نیستم !!!
      خوش باشی

  15. مانا said,

    نوامبر 6, 2010 در 8:31 ب.ظ.

    سلام آقا امیر من خیلی وقت بود اینجا نیومدم و وقتی چند پست اخیرتونو دیدم خیلی خوشحال شدم.ممنون که برای حرف دوستاتون ارزش قایل شدید و دوباره می نویسید.

    • امیر said,

      نوامبر 6, 2010 در 10:12 ب.ظ.

      ممنونم مانا جان از لطفت.
      خوش باشی

  16. سپيده said,

    نوامبر 7, 2010 در 5:47 ق.ظ.

    سلام

    می شه یک سایت خوب در ارتباط با مهاجرت به استرالیا از طریق اسپانسری معرفی کنید به غیر از immi که سایت خودشون می خوام فارسی باشه

    در ضمن می خواستم بگم تو ایران می شه خیلی خوب پول در اورد ولی چه فایده ای داره یا همش استرس داری از دستش ندی یااین که از اونهم بدتر این که جایی نیست خرجش کنی
    فکر 1 میلیارد پول تو حسابت هست. ولی میترسی سوار هواپیما بشی چون احتمال سقوطش زیاد

    من الان به طور مداوم از زیر ماموریت رفتن فرار می کنم چون واقعا از این مورد می ترسم

    تازه این چیزهای که در اخبار اعلام می شه دیگه چارهای از عنوان اون ندارند خیلی از اتفاقات را اصلا عنوان نمی کنند
    موفق باشی

    • امیر said,

      نوامبر 7, 2010 در 9:51 ق.ظ.

      سپیده جان فکر میکنم که لینک یکی از دوستان را بنام «استرالیا جون» را داشته باشم.
      از ایشان فکر کنم که بتوانید اطلاعات کسب کنید.
      ضمنا وقتی پول باشه ، سوار هواپیمایی امارات میشوید و حالش را میبرید.
      خوش باشی

  17. پیمان said,

    نوامبر 7, 2010 در 7:45 ق.ظ.

    سلام
    مطالب شما تقریبا به واقعیت نزدیک است و من فکر کنم دلیل اصلی آن بی اعتباری پاسپورت خودمان است که مردم ایران فکر میکنند که با گرفتن پاسپورت کشور دیگری اعتبار میگیرند و شاید هم درست فکر میکنند. در این مورد نظری ندارم و بهش فکر نکرده ام.

    بهرحال ورای گرفتن پاسپورت بهر دلیلی ( اعتبار بالا – سفر راحت به سایر کشورها – پز دادن به فک و فامیل و غیره ) ما ایرانیها هرکاری کنیم نگاهمان به وطن است و مطمئنم اگر شرایط برای مهاجران ایرانی ان طوری که دلشان میخواهد و به دلیل آن از وطن مهاجرت کرده اند در ایران مهیا شود ( حالا بهر دلیل شخصی که میخواهد باشد)… حتما عمده ایرانیها باز خواهند گشت…مثلا یکی از دلایل آن گرفتن اعتبار یا پز دادن و یا راحت سفر کردن به سایر کشورهاست و به محض اینکه بهش میرسن بر میگردن( بالاخره باید برن پز بدن) البته اگر دلیل مهاجرتشان این باشد.// و یا تحصیل .. به محض اینکه تحصیل تمام شد و یا شرایط تحصیلی ایران بهتر از کانادا باشد مهاجرتتحصیلی کم میشود./… به نظر من مهاجرت برای افراد اهداف کوتاه مدت و بلند مدت دارد و برای هر شخصی این اهداف زمان مشخصی دارد….
    ممنون
    شاید هم من اشتباه کنم….

    • امیر said,

      نوامبر 7, 2010 در 10:12 ق.ظ.

      فرمایش شما دقیقا درست هست ولی به اعتقاد من ارزش آن را ندارد که بخواهیم برای این پروسه هدف کوتاه مدت تعریف کنیم. پس تکلیف فرزندانمان چه میشود؟
      خوش باشی

  18. پیمان said,

    نوامبر 7, 2010 در 7:53 ق.ظ.

    life is a great big canvas, and you should throw all the paint on it you can

    it is choice- not chance – that determines your destiny

  19. مریم said,

    نوامبر 7, 2010 در 11:45 ق.ظ.

    امیر جان اینکه من با پاسپورت مسخره ایرانی غیر از مالزی و احتمالا افغانستان! نتونم جای دیگه برم و برای گرفتن ویزای شنگن چه مصیبتها که نباید بکشم به نظر مسخره تر نمیاد؟!مگه چه قدر قراره عمر کنیم که اونم بخواددر حسرت دیدن دنیا بگذره!!!من هدفم از اومدن به اونجا درس خوندن در یه دانشگاه درست درمون و دیدن بقیه دنیا به شرط داشتن money هست و فکرم نمیکنم که اذیت شدن الانم ارزش اینارو نداشته باشه.

    • امیر said,

      نوامبر 8, 2010 در 11:38 ق.ظ.

      البته ترکیه هم هست !!!
      خب بله ، اما آیا فقط و فقط از مهاجرت رسیدن به پاسپورت هست؟ مسلما نباید باشد. این هم جزو یکی از اهداف باید باشد اما در مرتبه آخر.
      خوش باشی

  20. سپيده said,

    نوامبر 8, 2010 در 5:51 ق.ظ.

    سلام

    ممنون ولي ببين هواپيما امارت از شيراز پرواز نداره

    يادت رفته من تو شيراز هستم

    موفق باشي

    • امیر said,

      نوامبر 8, 2010 در 11:42 ق.ظ.

      نه سپیده جان اما گلف ایر که پرواز داره.
      ضمنا شما که میخواهد به خارج تشریف ببرید ، خب از تهران سفر کنید.
      خوش باشی

  21. لیندا said,

    نوامبر 8, 2010 در 7:34 ق.ظ.

    من یکی از طرفداران وب بلاگ شماهستم. تا به حال کامنت نگذاشته بودم و در واقع این اولین کامنت من می باشد. از ترک شما بسیار غمگین ولی از بازگشتتان بسیار خوشحال شدم. من همیشه روحیه مثبت شما را ستایش می کنم. به امید انکه همیشه سبز، مثبت و شاد باشید و با آرزوی آنکه همه دوستان مراحل مهاجرتشان را با صبر و حوصله طی نمایند.

    • امیر said,

      نوامبر 8, 2010 در 11:43 ق.ظ.

      محبت داری لیندا عزیز. من هم آرزوی فردایی عالی را برای همه دارم.
      خوش باشی

  22. روشنک said,

    نوامبر 10, 2010 در 9:46 ق.ظ.

    سلام و خسته نباشید
    معذرت میخوام من یه سوالی راجع به این رضایت نامه شغلی یا همون نامه اشتغال به کار داشتم . میخام بدونم که تیتر این ناممه باید خطاب به کی باشه؟؟؟ یا در واقع معرفی به کجا باشه؟ دوم اینکه من تو دانشگاه کار میکنم میخوام بدونم امضای تایید نامه رو رئیس دانشگاه باید بکنه یا معاون اداری دانشگاه؟؟

    • امیر said,

      نوامبر 10, 2010 در 3:57 ب.ظ.

      روشنک جان لطفا پی نوشت همین پست را ملاحظه بفرمایید.
      خوش باشی

  23. سارا said,

    نوامبر 10, 2010 در 10:17 ق.ظ.

    شايد پيدا نكردن شغل مناسب يكي از دلايلي باشه كه باعث بشه اين افراد تصميم به برگشت بگيرند ولي اين تصميم رو به بعد از گرفتن پاسپورت موكول مي كنند چرا كه عدم ثبات اوضاع و احوال كشورمون باعث ميشه داشتن پاسپورت يك كشور ديگه بهشون آرامش بده كه در شرايط بحراني سريع خارج بشوند.
    البته من با كار اين افراد موافق نيستم ولي فكر مي كنم اگر نتوانيم آنجا كار مناسب پيدا كنيم نمي توانيم احساس خوشبختي كنيم يا آينده خوبي براي بچه هامون بسازيم. به نظرم اگر نمي خواهيم جز اين افراد باشيم بايد مهارتهاي خودمون رو براي پيدا كردن شغل مناسب خيلي بالا ببريم. شغل خوب علاوه بر اين كه از نظر مالي آدم رو تامين مي كنه وجودش براي رضايت خاطر كاملا ضروري است. پارامترهاي مختلفي بايد وجود داشته باشند تا احساس رضايت داشته باشيم. بايد سعي كنيم تا جايي كه مي تونيم اونها رو به دست بياريم.

    • امیر said,

      نوامبر 10, 2010 در 3:59 ب.ظ.

      کاملا موافقم ، پس منظور شما این هست که در ابتدا با هدف فقط گرفتن پاسپورت مهاجرت نکنیم.
      پس از اقامتمان و تلاشمان برای ساختن زندگی بهتر و پارامتر های مختلف دیگر ، به این نتیجه برسیم که بمانیم یا باز گردیم.
      خوش باشی

  24. reza1100 said,

    نوامبر 10, 2010 در 11:19 ق.ظ.

    سلام امير جان
    اولا كه ظاهرا ورد پرس آي پي هاي ايرانيهارو بسته. چون وارد ميشه اما خيلي كنده و فقط صفحه سفيد وبلاگهاي وردپرس باز ميشه. ولي با فيلتر شكن به راحتي واردميشه.
    در مورد مطلبت
    نظر من اينه كه درست نيست آدم براي مدت موقت بخواد بره و يك پاسپورت بگيره و برگرده. از طرفي هم مثل تو هم بنده نميتونم همه پلهارو خراب كنم و برم كه مطمئن شم ديگه فكر برگشت از كنار ذهنم هم عبور نميكنه. راستش جراتش رو ندارم. تو خيلي دل گنده اي.
    من ميگم آدم يه پلي هم براي خودش نگه داره . مثلا اگه خونه داره ، نفروشه . شايد رفت و ديد نميتونه اونجا زندگي كنه. لااقل بتونه برگرده. اما آدم بره براي اينكه بمونه و موفق بشه. ما هدف تعين كرديم و نميدونيم تا چه حدي بتونيم موفق بشيم. اينكه هردوتا از تحصيلات آكادميك شروع كنه. فاطيما 6 ماهه كه با اساتيد دانشگاه مك گيل تو كانادا در ارتباطه و ايشالا به محض رسيدن تحصيلات دكتراشو شروع ميكنه.
    من چي ؟ من به عنوان سربار قراره اونجا برم و انجام وظيفه كنم.

    خوش باشي

    • امیر said,

      نوامبر 10, 2010 در 4:02 ب.ظ.

      رضا جان من هم موافق با فروش منزل نیستم. اگر مثل من باشی که هیچ چیزی نداشته باشی ، که خیالت راحت راحت هست.
      هدف باید مهاجرت ، تشکیل زندگی جدید ، تلاش برای بدست آوردن هر آنچه تا به الان نشده بدست بیاوریم و …… باشه ، نه فقط گرفتن پاسپورت !!!
      خوش باشی

  25. محبوبه said,

    نوامبر 10, 2010 در 8:46 ب.ظ.

    سلام امیر خان
    من تازه متوجه شدم که شما دوباره شروع به نوشتن کردین. خیلی خوشحال شدم. ممنون که ما رو رها نکردین. لطفا دیگه اینطوری ما رو اذیت نکنید. ما دل گنجشکی داریم به خدا….

    • امیر said,

      نوامبر 10, 2010 در 9:06 ب.ظ.

      ممنونم از لطفت محبوبه جان.
      دل گنجشکی؟؟!!! کسی که وارد پروسه مهاجرت میشه باید دل شیر داشته باشه.
      خوش باشی

  26. amir gh said,

    نوامبر 12, 2010 در 8:20 ب.ظ.

    are vaghean dele shiro ke kheyli movafegham vaghean dele shir lazeme amir jun movafegh nistam kasi bere pass begire biyad vali khob didam adamhaee ro ke vaghean be khatere nadashtane lifestyle az iran raftan passo gereftan va bad az bargasht chenan reputationi peyda kardan ke life style jadid dar iran ro az keshvari ke tabash shodan bishta tarjih midan miduni inja aghle hame be chesheshune
    man fieldam oil and gase vaghean kasi ba tajrobe amricaee ya canadaei bargarde iran injam kam mogheiyati nakhahad dasht
    khodet behtar miduni yek tajrobe international tu iran kheyli ali javab mide vali bar aksesh be hichvajh
    badam adam bayad bebine chi mikhad poole kalan tu iran rahat tar darmiyad chon begiro beband kamtare pas adam bayad bebine chi mikhad nemishe kheyli general goft
    dust darat amir

    • امیر said,

      نوامبر 12, 2010 در 8:59 ب.ظ.

      بله امیر جان کسی اگر دنبال پول هست ، بهترین جا ایران هست که هیچ ضابطه ای وجود نداره.
      اما به اعتقاد من صرفا هدف اگر پاسپورت باشه و بس ، کاملا احمقانه هست.
      البته این نظر من هست و دلایل محکمی هم برایش دارم.
      خوش باشی

  27. رز said,

    نوامبر 13, 2010 در 4:56 ق.ظ.

    سلام، من هم با شما موافقم، خیلی ها رو میشناسم که فقط میخوان پاسپورت کانادایی بگیریند و حتی بلافاصله بعد از کرفتن کارت اقامت دائمشون سریع بر می گردند و میگند ما برنامه ریزی کردیم برا آینده که اگه هر زمان خواستیم بریم مشکلی نداشته باشیم] حالا شما در نظر بگیرید افرادی که واقعا قصد مهاجرت دارند و برا مدیکالشون روز شماری می کنند باید پشت صفهای طولانی که چنین افرادی درست کردند منتظر بمانند.

    i put a comment one time, but it was deleted.

    • امیر said,

      نوامبر 13, 2010 در 11:04 ق.ظ.

      رز جان روی نکته جالبی دست گذاشتی ، کسانی که واقعا قصد زندگی دارند اینجور باید معطل باشند و ……. .
      خوش باشی

  28. soha said,

    نوامبر 20, 2010 در 1:43 ب.ظ.

    سلام امیر خان، اتفاقا همین دلیل مسخره بالا از نظر شما خیلی هم برای من دلیل قابل قبولیه من موارد و مثالهای زیادی دارم که نشودن بده چرا این دلیل دلیل سفت و محکمیه اما نمی خوانم همشون رو بگم فقط همین آخری که دیروز برای یکی از اقوامم پیش اومد را می گویم تا بفهمی چقدر برای ما که در ایران اسیریم این مساله مهمه. یکی از اقوامم که سرطان دارد و در انگلیس چند ماه پیش مداوا کرد (البته تا مدتها مریض تک و تنها بود چون به هیچ کس ویزا نمی دادند تا اینکه یکی از اقوام از آمریکا رفت پیشش) حالا برای چکاپ 6 ماهه که خیلی هم مهم است دوبار درخواست ویزا کرد و رد شد. ناامید شده و می گوید مهم نیست. اما مهمه از نظر من و بچه هاش و مادرش و همه اطرافیان مهمه چون نمی خواد بره انگلیس بگرده می خواد بره دکتر. می فهمی اینارو؟ اینه که ما پاس یه کشور دیگه داشتن برامون مهمه. دلایل دیگه مثل چنگ و … هم هست که اینجا جاش نیست بگم. فقط همین که پاس یه کشور جهان اول را داشتن برای پز دادن نیست برای احساس آزادی کردنه که ما در ایران نمی کنیم.

    • امیر said,

      نوامبر 20, 2010 در 5:59 ب.ظ.

      بله سها جان ، میفهمم ، خدایی نکرده که ……….. نیستم.
      اما ظاهرا شما درست متوجه منظور من نشدید ، ممکن هست یکی از چندین هدف یک مهاجر ، اخذ تابعیت آن کشور باشه ، اما مسلما تنها هدف نیست. یعنی هدف اصلی این نیست ، یعنی نباید فقط به پاسپورت ………. فکر کرد و بس.
      انشاءالله که الان متوجه شدی.
      خوش باشی

  29. soha said,

    نوامبر 20, 2010 در 1:48 ب.ظ.

    البته من می خوام کانادا بمانم اگر بتوانم و آنجا زندگی جدیدی شروع کنم و درس خواندن هم در اولویت برنامه هام هست (اصلا اول می خواستم دانشجویی اقدام کنم) ولی در هر صورت کسایی که صرفا برای پاس هم می روند دلایل خودشان را دارند. یکم خودخواه نباشید کسایی که تو صفید و فکر می کنید صف فقط مال شماست و بقیه اضطراری ندارند!!!!

    • امیر said,

      نوامبر 20, 2010 در 6:02 ب.ظ.

      سها جان نظر و عقیده شما کاملا محترم.
      من هم تا به الان سعی کردم که خود خواه نباشم!!!
      ولی اگر کسی فقط نیت گرفتن پاسپورت را بکند و به هیچ چیز دیگر فکر نکند و پس از گرفتن پاسپورت ، باز گردد ، به اعتقاد من احمقانه هست و آن خود خواه هست.
      خوش باشی

  30. آه said,

    نوامبر 20, 2010 در 4:48 ب.ظ.

    سلام من جزو افرادی هستم که می خوام 3 سال بمونم و پاسپورت بگیرم و برگردم! البته ببخشیدا! نمی دونم شما چرا عصبانی هستید از این موضوع. اما از نظر خود من منطقیه ، من دو سال هست که ایران زندگی نمی کنم و سختی های غربت رو چشیدم ، نمی گم ایران کعبه آماله یا حتا خوبه اما خوب منم دلایل خودمو دارم برای برگشتن و شما هم بهتره اینقدر با قاطعیت نگید که بر نمی گردید و نگاهی به آمار بیاندازید :
    60ut of 10 of those who leave do so within the first year of arrival
    لطفا مطالعه کنید:
    http://www.statcan.gc.ca/daily-quotidien/060301/dq060301b-eng.htm

    • امیر said,

      نوامبر 20, 2010 در 6:23 ب.ظ.

      خب که بعدش چی بشه؟؟!!
      اصلا عصبانی نیستم ، اصلا به من هیچ ربطی نداره ، هر کسی ، هر کاری دلش میخواهد بکند. اما اگر میبینم که کسی داره میره تو چاه باید بهش بگم ، خب شاید کسی هم پیدا شد و خواست بره تو چاه ، دیگه به من ربطی نداره.
      شما فکر میکنید که از هر ۱۰ نفر نمیشه ۶ نفر آدم بی مغز وجود داشته باشه؟ (البته آمار سال ۲۰۰۶) که همان سال اول بر میگردند؟؟؟
      البته این هیچ ربطی به آنهائی که بزور ۳ سال را میمانند تا پاسپورت بگیرند نداره. من فکر میکنم که آن شخصی که همان سال اول باز میگرده و میفهمه که اشتباه کرده ، قابل تقدیر تر هست.
      شما هم ۲ سال خارج از ایران بودید ، چند سال دیگه را هم همانجا تحمل کنید ، و اقامت آنجا را بگیرید تا خیالتان راحت شود.
      خوش باشی

  31. آه said,

    نوامبر 22, 2010 در 4:44 ب.ظ.

    من نفهمیدم شما الان پانیذی یا امیر؟ یعنی دختر یا پسر. حالا باز نمی دونم چرا عصبانی هستی!
    یعنی اونا که ترک می کنن کانادا رو ، شما الان با قاطعیت اعلام کردی که بی مغزن؟
    شایدم رفتم کانادا و موندم همیشه خوب. از الان که 100 % مطمئن نیستم. راستش می خوام به دانش خودم اضافه بشه و نقطه نظر شما رو درک کنم… اما نفهمیدم چرا این که 3 سال بمونی تو کانادا و از مزایای زندگی در اونجا بهره مند بشی و تجربه کسب کنی و حالا به فزض برگردی ایرادش چیه. دوست دارم بدون عصبانیت برام دلایلتو بگی.
    می پرسی بعدش چی بشه… خوب بعدش آزادانه میری دنیا رو می گردی شاید جاهای بهتری هم باشه که پیدا کنی و بمونی.

    • امیر said,

      نوامبر 22, 2010 در 5:50 ب.ظ.

      من امیر هستم و اسم وبلاگم پانیذ هست. پس پسر هستم ، اگه خدا قبول کنه !!!
      چرا فکر میکنید من عصبانی هستم؟
      من کی گفتم که آنهائی که کانادا را ترک میکنند ، بی مغز هستند؟ لطفا نوشته های من را تفسیر نفرمایید.
      شما باز داری حرف خودت را میزنی.
      من گفتم که کسانی که از همان اول درخواست مهاجرت ، نیت «فقط و فقط» دریافت پاسپورت را میکنند و پس از دریافت آن ، بلافاصله باز میگردند ، مشکل دار هستند. این کل حرف من بود و هست.
      حالا یکی میره میبینه که خوب نیست و بعد بر میگرده ، از این گروه جداست.
      شما دوست عزیز مشخص هست که یا مجرد هستی و یا بچه نداری. اگر فکر بچه ات را میکردی ، دنبال ۳ سال اقامت و استفاده از مزایای کانادا نبودی و بیشتر از ۳ سال را نگاه میکردی.
      شما با پاسپورت کانادا میتونی به کشور های زیادی سفر کنی ، ولی نمیتونی بمونی و زندگی کنی. پس فکر نکن که بعد از کانادا میتونی در کشور دیگری اقامت کنی (با پاسپورت کانادا).
      شما الان بفرمایید که در کجا ساکن هستید ، من هم دلایل خود را میگم ، البته یکیش همان بچه بود.
      خوش باشی

  32. صبا said,

    نوامبر 23, 2010 در 10:49 ق.ظ.

    خب من فکر می کنم همچین چیزی نیست. با اینکه خودم همچین قصدی ندارم اما فکر می کنم اونهایی که به قصد گرفتن پاسپورت مهاجرت می کنن چون از آینده ی کشورشون مطمئن نیستن می خوان اگه یه وقت اوضاع کشور قاراشمیش شد یه جایی رو داشته باشن برن و مثل افغانی های بیچاره مهاجر غیر قانونی یه کشور دیگه نباشن، ضمن اینکه می خوان از این تحقیری که با پاسپورت ایرانی گاهی اتفاق می افته، ویزا ندادنها و …. فرار کنن. من باهاشون مخالف نیستم.

    • امیر said,

      نوامبر 23, 2010 در 4:23 ب.ظ.

      ببین صبا جان ۹۹ درصد مهاجران ، در نهایت برای اخذ تابعیت آن کشور و بهره مندی از مزایای آن ، اقدام خواهند کرد.
      اما آن شخصی که فقط دنبال پاسپورت باشه و بعد برگرده ، فکر درستی نمیکنه.
      شما که در ایران هستید ، از سختی هایی که برایتان پیش خواهد آمد ، هیچ اطلاعی ندارید. به اعتقاد من اصلا ارزش نداره بخاطر سالی یک ویزای اروپا ، ۳ سال پوست انداخت !!!
      خوش باشی


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: