چند روز گذشت !!!

دوازده روز از ورود ما به خاک کانادا سپری شد.
همه چیز مثل برق و باد گذشت !!!
در روزهای اول کار بسیار بسیار زیاد هست و هنوز هم ما درگیر انجام یکسری کارهای اداری هستیم.
برداشت من از این دوازده روز ، کاملا مثبت هست. البته هنوز برای نظر قطعی خیلی زود هست.
اینجا را به مراتب از بریتانیا بیشتر میپسندم. دولت کانادا حامی مهاجران هست و مثل دولت بریتانیا ، شمشیر ها را از رو برای مهاجران نبسته !!!
آمار سیگاری ها نسبت به بریتانیا خیلی خیلی پائین هست. بار و مشروب فروشی ، به ندرت دیده میشود. شهر بسیار بسیار تمیزتر از شهر های بریتانیا هست. هوا در مقایسه با بریتانیا بهشتی هست.
تا دلتان بخواهد ایرانی میبینید. در کوچکترین تا بزرگترین بیزینس ها ، حداقل یکی دوتا ایرانی حضور دارند.
فروشگاه های ایرانی زیادی وجود دارد و از شیر مرغ تا جون آدمیزاد یافت میشود.
اما:
هزینه ها بسیار بسیار بالاست. این بالا بودن را در مقایسه با بریتانیا عرض میکنم و هیچ کاری به ایران ندارم. با توجه به اینکه ارزش پول بریتانیا از کانادا بیشتر هست ، اما هزینه ها نفس آدم را میگیرد !!!
اقتصاد کانادا در مقایسه با بریتانیا کاملا پویا هست.
اگر اهل کار باشید و مثل خیلی از ایرانی های اینجا مرتب خاطرات مدیریت یا ……. خود در ایران را ، نخواهید بیاد بیاورید ، در هفته دوم میتونید کار پیدا کنید.
اگر فقط دنبال کار کاملا مرتبط با مدرک و سابقه کار خود باشید ، باید بیشتر بگردید و بیشتر تحمل کنید.
دولت کانادا به شما کمک هزینه مسکن و زندگی را پرداخت خواهد کرد بشرطی که حداقل یکسال اقامت داشته باشید و درآمد شما از حداقل تعریف شده پائینتر باشد.
پس همه چیز حل خواهد شد ، بشرطی که در همان هفته های اول شاکی نشوید.
دوستان با مدرک تحصیلی و سابقه کار در رشته های علوم پزشکی باید بیشتر از بقیه صبور باشند.

ببخشید که این پست من نگارش خوبی نداشت و تیتر وار یکسری مطالب را گفتم.

در کنار تمام کارهایم و علیرغم تمام گرفتاری ها ، روی یک موضوع دارم کار و بررسی میکنم تا اگر دوستان علاقه مند بودند و استقبال شد ، بطور جدی پیگیری کنم و خبرش را به شما دوستان بدهم:

در روزهای اول ، اقامت و پیدا کردن محل مناسب جهت اقامت بسیار مهم ، زمان بر و از دید من حیاتی هست.
دارم روی این موضوع کار میکنم که ببینم میتونم محلی را برای اسکان موقت چند هفته ای با قیمت مناسب ، برای دوستانی که آشنا و یا فامیلی در ونکوور ندارند پیدا کنم تا پس از ورود وارد این محل شوند و سر فرصت دنبال محل زندگی مناسب با توجه به شرایط خود باشند یا خیر؟

قطعا اطلاع دارید که حداقل مدت اجاره منزل در ونکوور یکسال هست (البته شاید بشه ۶ ماهه هم پیدا کرد) و منازل غیر از یخچال و گاز ، هیچ چیز دیگری ندارند. من دنبال محلی هستم که کاملا مبله باشه و به خرید هیچ وسیله ای نیاز نباشه.

البته کار راحتی نیست ، هم کلی وقت من را میگیره و هم پیدا کردن همچین محلی راحت نیست ، اما به اعتقاد من غیر ممکن نیست.
البته تمام اینها منوط به این هست که دوستان مشتاق باشند.

پس تا بعد …………….

خوش باشید

113 دیدگاه

  1. ژانویه 12, 2011 در 10:57 ق.ظ.

    امیرجان ، با این تعریفاتی که شما از کانادا کردید فکر کنم منم همین امشب چمدون رو ببندم و بیام اونجا!
    راستی من نمی دونم منظورتون از اینکه دولت برتانیا شمشیرها رو برای مهاجرها از رو بسته چیه ؟ منظورتون اینه که دولت جدید مهاجر کمتری می گیره یا وقتی کسی اقامت گرفت باز هم از مزایای شهروندی به طور کامل برخوردار نمی شه ؟
    من جمع آوری اطلاعات در مورد بریتانیا رو تازه دارم شروع می کنم اما با مقایسه های شما گویا کانادا بهتر از اینجاست ، البته به نظرم غیر از ونکوور بقیه جاها آب و هوای خیلی سردی دارن که فکر کنم نقطه ضعف بزرگی باشه برای این کشور ، این برای من و همسرم خیلی مهمه.

    • امیر said,

      ژانویه 12, 2011 در 11:39 ق.ظ.

      امی جان از دید من به عنوان کسی که چند سال در بریتانیا زندگی کرده ، کشور کانادا به مراتب از آنجا بهتر هست.
      یک نگاهی به سایت مهاجرت بریتانیا بنداز. قوانین روزانه در حال تغییر میباشد و روزانه دارند قوانینی وضع میکنند تا کسی نتواند آنجا بماند.
      ویزا Tier 1 و Tier 2 را به حداقل رسانده اند. ویزا کار شده ۳ سال تا مجبور شوید ۳ سال دیگه تمدید کنید تا بعد بتوانید اقامت دائم بگیرید.
      برای هر نوبت تمدید ویزا ۱۰۰۰ پوند باید پرداخت کنید و خیلی چیزهای دیگه
      این بازی ها در اینجا وجود ندارد.
      خوش باشی

  2. Houman said,

    ژانویه 12, 2011 در 11:10 ق.ظ.

    امیر جان
    واقعا خوشحالم که می بینم کارات با خوبی داره پیش میره. خیلی داری به دیگران کمک میکنی و من مطمئن هستم خداوند برایت چیزهای خوبی در نظر دارد.
    دمت گرم

    • امیر said,

      ژانویه 12, 2011 در 11:39 ق.ظ.

      ممنونم هومن جان از لطفت.
      خوش باشی

  3. ژانویه 12, 2011 در 11:57 ق.ظ.

    سلام آقای امیر
    پیشنهاد جالبی مطرح کردین اگر قالب مشخصی تعریف بشه من هم اعلام آمادگی می کنم برای تازه واردین به تورنتو (البته امیدوارم منظورتون رو درست فهمیده باشم)

    • امیر said,

      ژانویه 12, 2011 در 12:00 ب.ظ.

      ممنونم دوست عزیز ، بله درست متوجه شدید اما منظور شما از قالب مشخص را من متوجه نشدم.
      خوش باشی

  4. reza1100 said,

    ژانویه 12, 2011 در 12:51 ب.ظ.

    سلام اميرجان
    ممنونيم كه هنوز به فكر همه ما هستيد. كلي با اين نوشته هات هم تو و هم مهرداد عزيز ، حال و هوامونو كانادايي ميكنيد.
    همينطوري ادامه بده . داره كم كم برام جالب ميشه. يه سئوال . براي اخذ معادل ، براي مدارك تحصيلي دانشگاهي ، هر كس بايد بسته به استاني كه ميخواد بره بفرسته به موسسات همون استان يا مثلا من كه قصدم رفتن به كبكه ، ميتونم بفرستم براي شما كه در بريتيش كلمبيا هستيد بديد مثلا يه موسسه معادلسازيش بكنين؟
    اطلاعي داري؟
    يه پيشنهاد هم دارم
    با توجه به اينكه دوستان در وبلاگت در مورد پروندت ميپرسن ، پيشنهاد ميكنم اگه دوست داشتي در مورد پروندت بنويس برامون كه چي شد كه تصميم گرفتي ،دوباره براي كانادا اقدام كني و تاريخهاي فايلتو بنويس و احيانا مصاحبه يا مشكلاتي كه در اين راه متحمل شدي يا مواردي در اين ارتباط…
    ميدونم كه فايل در لندن بوده اما شايد دوستان براشون جالب باشه . مثلا براي خود من جالبه كه بدونم باتجربه ترين دوست ما در اين راه چه مشكلاتي داشته و چه شرح حالي داشته است.
    سوم اينكه
    فكر كنم من هم بايد مثل شما يواش يواش يه پستي در ارتباط با اين مشاورين و وكلا قلابي بنويسم با ذكر نام پته همشونو به آب بدم كه هركدوم چه سوتي هايي دادن . جديدا يكي يكي شروع كردن دوباره در اين بي خبر بازار اخبار اداره مهاجرت ، افاضه خبر ميكنن و از دريافت ايميلهاي اختصاصيشون مينويسن. يكي هم كه جديدا در برنامه تلويزيونيش اعلام كرده كه من قصد دارم برم دمشق با سفير كانادا در دمشق قرار ملاقات دارم . اگه مشكلي يا موردي داريد كه دوست داريد مطرح بشه به دفتر ما زنگ بزنين چون من هفته ديگه اونجا خواهم بود و مراتب گله همه دوستان رو به گوش ايشون ميرسونم و خواهيد ديد كه بعد از اين ديدار سرعت رسيدگي بهتر خواهد شد و … كنتور هم نمي انداخت.
    حيف يارانه برق كه من نشستم اين برنامه رو ديدم!!!! چون اول برنامه گفت كه يك سورپرايزي در انتهاي برنامه دارم كه بهتون خواهم گفت. من فكر كردم حالا چي ميخواد بگه !!
    خوش باشي

    • امیر said,

      ژانویه 12, 2011 در 1:49 ب.ظ.

      رضا جان من از قانون دیگر پراوینس ها اطلاعی ندارم اما برای معادل سازی مدرک تحصیلی در بریتیش کلمبیا میتونی از این سایت کمک بگیری:
      http://www.bcit.ca/ices
      من تاریخ هایی که پرونده من در حال بررسی بود و مکاتباتی که ویزا آفیس لندن با من کرد که منجر به ویزا شد را در جواب یکی از دوستان در پست قبل دادم. اگر به مورد بیشتری نیاز هست ، بفرمایید.
      در مورد تجارب من در امر مهاجرت ، خواهم نوشت ، البته بشرطی که آروم بگیرم و سر از کشور دیگری در نیاورم !!!
      رضا جان مثل …… دروغ میگویند و من بیشتر برای افرادی متاسف و نگرانم که مزخرفات آنها را باور میکنند.
      اگر به این چرندیات خود ادامه دهند ، یک نامه رسمی به وزیر مهاجرت مینویسم تا با آنها برخورد شود. اما قبول کن که خودمان مقصریم که اینقدر آنها را باور کردیم.
      خوش باشی

  5. ژانویه 12, 2011 در 1:05 ب.ظ.

    سلام دوباره
    به عنوان مثال چند دسته مکان سکونت موقت تعریف بشه ( اتاق-مهمانسرا – سوییت مبله و …) با درجات مختلف از لحاظ قیمت و کیفیت و این اماکان در مثلا چند منطقه ی اصلی شهر معرفی بشن
    واقعیت اینه که من متوجه شدم افراد تازه وارد که هیچ آشنا و دلسوزی در مقصد ندارن , پول بسیار زیادی در روزهای اول از دست میدن و گاهی هم در دام مهمانسراهای گرانفروش وطنی و غیر وطنی میوفتن .

    • امیر said,

      ژانویه 12, 2011 در 1:51 ب.ظ.

      ببینید من دنبال محلی غیر از هتل ، مهمانسرا یا …. هستم. اینها را که خود شخص هم از طریق اینترنت میتونه رزرو کنه. از طرفی هزینه آنها زیاد هم هست.
      بله من هم به همین دلیل دنبال راهکار هستم ، ولی راحت نیست.
      خوش باشی

  6. صحرا said,

    ژانویه 12, 2011 در 1:05 ب.ظ.

    سلام امیر آقا
    خوشحالم که می بینم اوضاع بر وفق مراده
    ایده خیلی خوبی دادی و فکر کنم بچه ها هم حسابی استقبال کنند…

    • امیر said,

      ژانویه 12, 2011 در 1:55 ب.ظ.

      ممنونم صحرا جان
      حتی علیرغم هزینه حمل و نقل بالا و دور بودن فرودگاه ها از مرکز شهر ، شاید بشه خدمات ترانسفر فرودگاهی را هم انجام داد.
      اما گفتم که سخت هست و شاید دردسر ساز ، باید روی آن کار شود. پیدا کردن افرادی که حاضر باشند با قیمت مناسب اینکار را انجام دهند ، راحت نیست. دنبال غیر ایرانی میگردم ، چون ایرانی ها امکان نداره که اینکار را انجام دهند !!!
      خوش باشی

  7. hanie said,

    ژانویه 12, 2011 در 5:05 ب.ظ.

    سلام امیر جان
    خیلی خوشهالم که به اون کشوری که دوست داشتی رفتی
    من و همسرم هم برای کانادا اقدام کردیم و مدیکالمون رو دادیم و منتظره
    پاسپورت رکست هستیم. من و همسرم هر دو آرکیتکت هستیم و الان استرالیا
    زندقی و کار میکنیم به نظره شما سابقه کاره اینجا کمکی به ما تو پیدا کردن
    کار تو کانادا میکنه و به طوره کلی آیا ونکوور برای کاره معماری و ساخت وساز
    خوب هست یا نه ؟ و امیدی هست که ما بتونیم اونجا کاره مرتبط پیدا کنیم. خیلی ممنون

    • امیر said,

      ژانویه 12, 2011 در 10:29 ب.ظ.

      ممنونم دوست عزیز.
      سابقه کار شما در استرالیا برای یافتن شغل در کانادا بی تاثیر نیست اما خیلی زیاد هم به آن دل نبندید. شاید شرایط جور دیگری رقم بخورد.
      قطعا کار مرتبط پیدا خواهید کرد ، و نگران نباشید.
      خوش باشی

    • سپيده said,

      ژانویه 15, 2011 در 9:17 ب.ظ.

      سلام

      هانيه جان

      من يك سوال از شما دارم چرا مي خواي بري كانادا

      ممنون مي شم اگه جواب بدي

  8. میترا said,

    ژانویه 12, 2011 در 6:31 ب.ظ.

    امیر جان خیلی خوشحالم از اینکه راضی هستی. حالا راضی تر هم خواهی شد. به خانواده خیلی سلام برسون. اگر کاری هم از دست ما برمی آید در خدمت هستیم. هر چند که دوست خیلی خوبی داری. موفق باشید

    • امیر said,

      ژانویه 12, 2011 در 10:29 ب.ظ.

      ممنونم از لطفت میترا جان. بی زحمت نمیگذارم شما را.
      خوش باشی

  9. ژانویه 12, 2011 در 7:17 ب.ظ.

    سلام

    مدتی هست به همراه همسرم تصمیم به مهاجرت گرفتیم. البته این حس مدتها قبل در ما شکل گرفته بود و برای آن دلایل قانع کننده ای داشتیم. اما فکر نمی کردیم بتوانیم به آن جامعه ی عمل بپوشانیم. تا اینکه چندی پیش به طور اتفاقی پایم به وبلاگ های مهاجران ایرانی به کانادا باز شد و فهمیدم سودایی که در سر داشتم آن طورها هم دست نیافتنی نیست.

    در آن سالهایی که به مهاجرت فکر می کردم کشور دلخواه خود را برای زندگی نمی یافتم و اگر هم دلبسته ی کشوری می شدم. آن جا کشوری مهاجر پذیر نبود. اما از روزی که کشور کانادا برایم واضح تر و روشن تر شد، آن را محلی مناسب برای ادامه ی زندگی یافتم. اگر چه از مشکلات مهاجرت و سختی های تشکیل زندگی جدید در کشوری نو و ناشناخته را به خوبی می دانم و خود را برای مقاومت در برابر همه ی مشکلات احتمالی آماده کرده ام.

    با خواندن مطالب بسیاری که در وبلاگ های مختلف دیدم دریافتم که به وکلا و مشاوران زیادی که در این ضمینه فعالیت می کنند به راحتی نمی توان اعتماد کرد. بعد از مدت ها تحقیق و مطالعه این نکته را فهمیدم که به تنهایی هم نمی توان همه ی کارهای مهاجرت را انجام داد. از طرفی با اینکه مدت زیادی را صرف مطالعه و تحقیق درباره ی این امر مهم کرده بودم، باز هم داشته هایم ناقص بود. مدتی نا امید بودم تا جایی که خسته و دلسرد داشتم با این آرزوی دیرینه ام وداع می کردم. تا اینکه به ناگاه در حالی که مشقول سرچ کردن بودم به شما برخوردم. آوایی در دلم می گفت که شاید.. حالا تصمیم به نوشتن این نامه به شما را گرفتم. تا شما بعد از مطالعه ی نامه ی من مرا در تحقق بخشیدن به آرزوی دیرینه ام یاری کنید. تا اینکه من و همسرم مانند خیلی از ایرانی های دیگر بتوانیم زندگی نویی را در کشور کانادا آغاز و تجربه کنیم. امیدوارم نامه ی ما را بخوانید و به ما کمک کنید.

    سوال های خود را به ترتیب میپرسم. امیدوارم به آنها پاسخ دهید.

    1- همسرم مشغول تحصیل کارشناسی ارشد در رشته ی فلسفه است و همزمان در دانشکده صدا و سیما کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی می خواند و تحصیلاتش 2 سال دیگر به اتمام می رسد. تصمیمی که گرفته ایم به این شکل است که ابتدا امسال من اقدام کنم و در صورت تحقق به کانادا برم و 2 سال بعد او را به کانادا بیاورم. آیا این امر شدنی است؟ اگر شدنی است، چه طور؟ و اگر شدنی نیست. شما چه راهکاری را پیشنهاد می کنید؟

    2- من دیپلم الکترونیک از هنرستان هستم. همچنین گواهینامه ی فیلمسازی از انجمن سینمای جوان را دارم. گواهی نامه ی نشانه شناسی در سینما را از فرهنگستان هنر گرفته ام. متولد یکم فروردین 1365 هستم. خدمت سربازی را در ارتش گذرانده ام. خودم و همسرم تصمیم گرفته ایم به عنوان Skill Worker و با برنامه فدرال به شهر ادمونتون کانادا برویم. سالها در جاهای مختلف کار کرده هم اما سابقه ی کار رسمی ندارم. هنوز نمی دانم سابقه ی کار مورد قبول سفارت کانادا چیست. از طرفی تصمیم گرفته ام به عنوان آشپز به کانادا بیایم. اگر مدرک آشپزی بین الملی بگیرم و از شرکتی سابقه ی کار به مدت 4 سال به عنوان آشپز بگیرم مورد قبول سفارت کانادا هست؟ از آن جایی که همه ی شرکت ها و ادارات به آشپز نیاز دارند. نوع فعالیت شرکتی که از آن سابقه ی کار می گیرم اهمیت دارد؟ اصولا به مدرک آشپزی نیاز هست؟ تاریخ اخذ مدرک آشپزی اهمیت دارد؟ سابقه ی کار باید به چه شکل باشد که به تایید سفارت برسد.

    3- دایی مادر و پدرم در کانادا زندگی می کند. آیا این امتیاز است؟ لطفا توضیح دهید

    4- درست است که فعالیت های گوناگون از جمله تدوین و دستیار تهیه کننده در صدا و سیما. به عنوان تکنسین سخت افزار در شرکت های کامپیوتری. مدیریت تبلیغات در شرکت های انفورماتیک. مدیریت فروش در فروشگاه های عرضه محصولات سخت افزار کامپیوتر. بستن کیت های CNG در کارگاه های گاز سوز کردن خودروها. مشاوره و اجرا در ضمینه ی خرید، نصب و تجهیز استودیو های تلویزیونی و غیره را تجربه کرده ام. اما تخصص اصلی ام در پژوهش و نویسندگی در مورد سینمای جهان می باشد. این درست است که در ضمینه ی سینما تحصیلات دانشگاهی ندارم (در رشته کارگردانی قبول شدم اما بعد از گزراندن ترم دوم به دلیل کیفیت پایین علمی دانشگاه ها در ایران انصراف دادم). اما سالها در این ضمینه مطالعه و فعالیت داشته ام و شاگردی اساتید بزرگ این رشته ها را کرده ام. اصولا برای یک منتقد ادبی سینما در جامعه ی کانادا کاری هست؟ برای یک تدوین گر و کارگردان تلویزیون و سینما جایگاه و شغلی هست؟ ایا می توانم با تکیه به این تخصصم در کانادا کاری پیدا کنم؟

    5- چگونه می توانم از کانادا یک پیشنهاد کاری بگیرم؟ ایا این امر شدنی است؟ پیشنهاد کار معمولی با پیشنهاد کاری که به تایید HRSDC می رسد چه تفاوتی دارد؟ چگونه می توان پیشنهاد کاری با تایید اداره ی HRSDC دریافت کرد؟

    6- از نظر شما تصمیم ما مبنی بر انتخاب شهر ادمونتون برای زندگی صحیح است؟ شما چه شهری(غیر فرانسوی زبان) را پیشنهاد می کنید؟

    7- اصولا کانادا محل مناسبی برای عاشقان هنر سینما و موسیقی می باشد؟ و یا یک کشور کاملا سرمایه داریست که در ان فقط باید کارکرد و پول در اورد؟

    8- از آنجایی که برای خروج از وضعیت کنونیه فرهنگی ایران، که شدیدا مرا آزار می دهد. تنها راه را مهاجرت می بینم. در صورتی که واجد شرایط لازم برای مهاجرت از طریق فدرال نباشم. آیا می توانم به عنوان پرستار سرخانه به کانادا بیایم(لطفا توضیح دهید)؟ بدون داشتن مدرک پرستاری امکان پذیر است؟

    9- چگونه می توان به عنوان نیروی کار موقتی به کانادا آمد و پس از 2 سال اقدام به گرفتن اقامت کرد؟

    10- قسمت هایی از فرم هایی که باید برای مهاجرت تکمیل کرد. پر کردنشان سخت است. شما می توانید ما را یاری کنید؟

    11- همسرم دارای گواهینامه ی فیلمسازی از انجمن سینمای جوان است. همچنین مدرک ارایشگری و گواهینامه ی پیرایشگری را از سازمان فنی و حرفه ای گرفته است و ده سال تجربه کار به عنوان ارایشگر را یدک می کشد. ایا می تواند به عنوان ارایشگر در کانادا مشغول شود؟

    ممنون از صبر و تحمل شما

    امیدوارمم نامه ی ما را بخوانید و به ما کمک کنید

    • امیر said,

      ژانویه 12, 2011 در 11:16 ب.ظ.

      دوست عزیز خیلی بلند و بالا نوشتید و من بدلیل کمبود وقت مجبورم که خلاصه پاسخ دهم که انشاءالله شیوا و روشن باشد:
      قبل از همه بگم که اولا سوالات مربوط به مهاجرت فقط و فقط در قسمت مربوطه(بخش برگه ها و پست های «مهاجرت به کانادا») پاسخ داده میشود و لطفا منبعد در آن مکان عنوان فرمایید.
      دوما به اعتقاد من هیچ کار غیر ممکنی وجود ندارد و فقط باید راهش را پیدا کرد.
      حال پاسخ به سوالات:
      ۱- شدنی هست اما احتمالا زمانی کار شما درست میشود که درس ایشان هم تمام شده است.
      ۲- به عنوان آشپز میتونید اقدام کنید و تاریخ مدرک شما باید قبل از شروع کار شما در این فیلد کاری باشد.
      ۳- امتیازی ندارند.
      ۴- در ارتباط با سینما فکر نمیکنم.
      ۵- جاب آفر باید رسمی باشد و کار راحتی نیست.
      ۶- من متاسفانه با ادمونتون زیاد آشنایی ندارم.
      ۷- باید کار کرد و پول در آورد. اما با موسیقی و سینما هم میشه کار کرد.
      ۸- میتوانید اما اولویت با دارندگان مدرک هست.
      ۹- در زمینه ویزا کار من اطلاعاتی ندارم.
      ۱۰- هیچ ایرادی نداره.
      ۱۱- بله به عنوان آرایشگر میتوانند مشغول شوند.
      خوش باشی

  10. Afshin said,

    ژانویه 12, 2011 در 8:05 ب.ظ.

    Welcome to Vancouver
    My suggestion to those who arrive here is not to commit to ANYTHING at all
    Do NOT sign a long term lease
    Do Not sign a cell phone contract
    No long term commitment until you are comfortable to do so.
    It is good to talk to others. Just ask questions for a while, observe and wait

    email me if you would like to chat.

    • امیر said,

      ژانویه 12, 2011 در 10:55 ب.ظ.

      کاملا موافقم.
      خوش باشی

  11. بهمن said,

    ژانویه 12, 2011 در 8:30 ب.ظ.

    امیر جان سلام
    من یکی که پایه هستم و اگر شما بتونی چنین کار بزرگی بکنی، برای ما خیلی خوب می شه. سپاسگزارم مرد.

    • امیر said,

      ژانویه 12, 2011 در 10:56 ب.ظ.

      خواهش میکنم بهمن جان ، امیدوارم که بتونم راهش را پیدا کنم.
      خوش باشی

  12. فريد said,

    ژانویه 12, 2011 در 10:34 ب.ظ.

    با سلام
    بسيار خوشحالم كه حالا يك منبع اطلاعاتي قوي در انجا داريم. در همين يك پست و مطالبي كه در باره پيدا كردن كار نوشتي يك عالمه انرژي مثبت بما دادي. اميدوارم كه در همه مراحل همينطور براحتي پيش بري.
    امير جان در باره پيدا كردن خانه در سايت craigslist.ca شما ميتوانيد بطور مستقيم با صاحب خانه در تماس باشيد و بسيار سايت خوبي هست براي پيدا كردن خانه و ماشين وكار و …و منبع خوبي براي مقايسه قيمتها . البته سايتهاي ديگري هم هست مثل kjiji كه همين كار را مي كند .
    در رابطه با محل مناسب براي دوستان تازه وارد و حمايت از آنها ميتوان اينطور طرح داد كه اگر كساني كه ايراني هستند و در خانه داراي قسمتهائي اضافي هستند كه به ندرت مورد استفاده قرار مي گيرد و يا حتي بعضي از دوستان در ساختمانهائي زندگي مي كنند كه اطاق مهمان دارد مي توانند آنها را به تازه واردين معرفي كنند تا در حداكثر يك هفته ورودي و قبل از تهيه مسكن مبلغ زيادي نپردازند و همچنين با مجاورت با كساني كه از قبل در آنجا زندگي مي كنند راهنمائي هم بشوند بقول معروف تو نيكي ميكن و در دجله انداز ……..كه ايزد در بيابانت دهد باز…..
    در رابطه با اين مشاورين مهاجرت بنظر من اين خود ما هستيم كه با خيال پردازي امان باعث مي شويم تا گول بخوريم ، ببين من خودم از مشاور استفاده كردم و با اينكه اطلاعات خوبي در رابطه با مهاجرت و نحوه پر كردن فرمها و قوانين و نحوه محاسبه داشتم ولي ترجيح دادم به كسي مراجعه كنم كه از من وارد تر است . در اين رابطه اونها دو كمك به من كردند كه مي توانست پروسه من را مختل بكند يكي اينكه نام پدر در گذر نامه اشتباه نوشته شده بود و با ترجمه شناسنامه يكي نبود دوم اينكه من فكر ميكردم بايستي كپي سوء پيشينه را بفرستم ولي آنها اين مورد را قبول نكردند حالا ارسال پول و پر كردن فرمها توسط افرادي كه بسيار در كارشان وارد بودند و هر مطلبي را بدقت چك مي كردند و همچنين چك دوباره كه در دفتر كانادا نيز انجام شد نيز بود. البته در انتخاب مشاور بايستي دقت كرد تا كسي باشد كه داراي سابقه خوب خوشنام و داراي پروانه از طرف سازمان وكلاي مهاجرت كانادا باشد.
    بهر حال من فكر ميكنم اين پروسه با 3 ميليون بيشتر يا كمتر كه هزينه يك ماه زندگي در كاناداست خيلي كم هزينه نيست .
    امير جان خود شما شاهد هستيد از اولين روزهاي اين وبلاگ من از خوانندگان وب لاگ شما و ساير منابع اطلاعاتي مرتبط با اين برنامه بوده ام يعني كار را ول نكرده ام و انتظار ندارم كه ويزايم توسط مشاور صادر بشود .
    اينكه ما كار را به كسي بسپاريم و خلاص ديگر اوج بي خياليست و اونوقت ميشه كه فكر ميكنيم سرمون كلاه گذاشته اند.
    وقتي پروسه 38 شغل شروع شد همه با اين فكر كه اين پروسه 12 ماهه تمام مي شود شروع به برنامه ريزي كردند منجمله خود من ولي وقتي زمان انتظار بيشتر از12 ماه شد همه دنبال مقصر بودند و خوب مشاورين بهترين بهانه بود ولي بيائيد منصف باشيم مگر مشاورين قرار بود چكار بكنند ؟ غير ازاين بود كه قرار شد فرمها را پر كنند چك كنند ارسال كنند و مثل ما منتظر بشوند تا سيستم به جريان بيافتد ؟ حالا بسيار كساني بودند كه سعي كردند خودشان مداركشان را تهيه بكنند و تا بيايند تصميم بگيرند چكار بكنند قانون عوض شد و اصلاً امكان درخواست نداشتند .حالا اين هم نظر من بود .

    راستي دوستي سايتي را معرفي كرد كه درآن مدارس را رتبه بندي ميكرد فكر كنم اگر كسي ميخواهد خانه تهيه بكند به اين سايت هم سري بزند بد نباشد تا در محلي خانه بگيرد كه به مدارس خوب نزديك باشد . http://www.fraserinstitute.org

    براي شما آرزوي موفقيت مي كنم

    • امیر said,

      ژانویه 12, 2011 در 11:25 ب.ظ.

      ممنونم از لطفت فرید جان.
      بله درست میگی ، اما هیچ کس حاضر نیست که یک خانواده غریبه بیاد در منزلش و کنارش باشد ، شما خودت کسی را که نمیشناسی ، حاضری به منزلت راه بدهی؟
      از طرفی منازل اینقدر بزرگ نیست که محل اضافی برای یک خانواده داشته باشد ، حتی برای یک شب.
      در مورد مشاوران ، لازم هست یک توضیح کوچک بدهم. هیچ کس دنبال مقصر نمیگردد. حتی خود اداره مهاجرت هم در ارتباط با این تاخیرات تقصیر ندارد. اما بعضی از مشاوران از ساده لوحی بعضی ها استفاده میکنند و در این آشفته بازار که عرصه به خیلی ها تنگ آمده ، عنوان میکنند که «از سفارت کانادا در دمشق برای ما ایمیل آمده که ……. » که دروغ محض هست. چرا میخواهند اینطور وانمود کنند که از بقیه یک سر و گردن بالاتر هستند. براستی فکر میکنی که فلان مشاور فرقش با شما و من چیست؟ باور کن هیچی ، غیر از یک زبان دلالی که خوب چرب هم هست ، همین.
      خوش باشی

  13. جلیله said,

    ژانویه 12, 2011 در 10:44 ب.ظ.

    سلام به امیر عزیز

    همیشه خوندن مطالبت لذت بخشه. نوع دید و نگاهت کاملن به درد مهاجرا میخوره و نه ایده آلیستی فکر میکنی و به عبارتی با دیدی غر! و نه ساده و سطحی!

    مثل همیشه راه حل های خوبی داری و من هم فکر میکنم عالی باشه. فکر کنم متوجه منظورت شدم. میشه خونه ای رو اجاره کرد و حالا یا با وجود صاحبخانه یا بدون اون اگه منع قانونی نداشته باشه، برای روزای اول ورود به دوستان اجاره داد.

    فقط من فکر میکنم شاید از نظر قانون مشکلاتی داشته باشه و نشه به این راحتی پیاده اش کرد.

    با خانواده گلت همیشه سلامت و شاد و موفق باشی

    • امیر said,

      ژانویه 12, 2011 در 11:31 ب.ظ.

      ممنونم از لطفت جلیله جان. میدونی که من همیشه ، هر آنچه هست را مینویسم ، مثبت یا منفی.
      من با اجاره خونه موافق نیستم. اولا که کاملا قانونی هست و هیچ ایرادی ندارد. اما هزینه آن خیلی بالاست و دردسر آن هم به مراتب زیاد هست. کی حاضر هست که هزینه زمان های خالی بودن آن منزل را تقبل کند؟
      یک راهی را پیدا کردم ، اما تا به نتیجه نرسم ، اعلام نمیکنم. عملی هست اما شاید کمی سخت باشه پیدا کردنش و شاید هم دردسر داشته باشه. من چون هیچ نقشی در این قضیه ندارم و به هیچ عنوان ذینفع هم نیستم ، حاضر نیستم که برایم هیچ گونه هزینه ای (مادی یا معنوی) داشته باشه. پس باید بهترین راه را پیدا کنم.
      خوش باشی

  14. سپيده said,

    ژانویه 12, 2011 در 10:55 ب.ظ.

    سلام

    خيلي خوشحال هستم كه راضي هستي

    هر چي ميبيني برامون بنويس من نظرم اينه كه شما ادم واقع بيني هستي نظراتت كمك زيادي به ما خواهد كرد.

    اميدوارم هميشه شاد و موفق باشيد.

    • امیر said,

      ژانویه 12, 2011 در 11:32 ب.ظ.

      ممنونم سپیده جان. چشم حتما.
      خوش باشی

  15. سپيده said,

    ژانویه 12, 2011 در 10:59 ب.ظ.

    سلام hanie وhanie ,hanie ,hanie,…………………جان

    من يك سوال از شما دارم چرا از استراليا مي خواي بري كانادا . جواب اين سوال برام خيلي مهم .

    لطفا برام بنويس

    مرسي

  16. معصوم said,

    ژانویه 12, 2011 در 11:02 ب.ظ.

    سلام امیر خان.براتون آرزوی موفقیت دارم.این ایده ای خوبی که برای تازه واردین دارید برای ما شاید روزی وارد ونکوور بشیم بسیار دلگرم کننده هست.از خدا بهترینها رو برای شما و خانوادتون آرزومندم.

    • امیر said,

      ژانویه 12, 2011 در 11:33 ب.ظ.

      ممنونم معصوم جان. انشاءالله که نتیجه هم بدهد.
      خوش باشی

  17. ژانویه 13, 2011 در 1:01 ق.ظ.

    […] مه چیز حل خواهد شد ، بشرطی که در همان هفته های اول شاکی ن… تا دلتان بخواهد ایرانی میبینید. در کوچکترین تا بزرگترین بیزینس ها ، حداقل یکی دوتا ایرانی حضور دارند. فروشگاه های ایرانی زیادی وجود دارد و از شیر مرغ تا جون آدمیزاد یافت میشود. […]

    • امیر said,

      ژانویه 13, 2011 در 8:34 ق.ظ.

      ببخشید ، این مدل جدیده؟؟!!!

  18. فريد said,

    ژانویه 13, 2011 در 1:50 ق.ظ.

    امير جان سلام
    راستش غافلگيرم كردي ، فكر نمي كردم به اين زودي جواب بدهي و بقول معروف online هستي و اين دلگرممون ميكنه ، ممنون از جوابت و
    موفق باشي

    • امیر said,

      ژانویه 13, 2011 در 8:35 ق.ظ.

      خواهش میکنم فرید جان
      خوش باشی

  19. ژانویه 13, 2011 در 3:30 ق.ظ.

    امیر خان سلام
    از اینکه با شرایط خوبی مسیقر شده اید خوشحالم. هرگونه اطلاعاتی که میدهید برای دوستان در انتظار مهاجرت بسیار مفید است. در مورد اسکان تازه واردین هم ما بسیار مشتاق هستیم تا بدانیم . برایت آرزوی موفقیت دارم
    ارادتمند

    • امیر said,

      ژانویه 13, 2011 در 8:35 ق.ظ.

      ممنونم حمیدرضا جان ، چشم دنبال میکنم.
      خوش باشی

  20. نیلو said,

    ژانویه 13, 2011 در 6:24 ق.ظ.

    سلام امیر جان . خیلی خوبه که شما رفتید کانادا . من که خیلی براتون خوشحالم.
    یک سوال از بریتانیا دارم ازتون.
    می خواستم بپرسم اگر کسی براش یک جاب آفر تو انگلیس پیدا بشه آیا باید باز هم حساب بانکی و سوء پیشینه داشته باشه یا نه؟
    و دیگه اینکه به همسرش هم همزمان با خودش ویزا می دن؟
    خیلی خیلی ممنونم

    • امیر said,

      ژانویه 13, 2011 در 8:43 ق.ظ.

      بله به حساب بانکی و سوء پیشینه هم نیاز هست.
      خوش باشی

      • نیلو said,

        ژانویه 13, 2011 در 10:17 ق.ظ.

        مرسی امیر جان.لطف کردی

      • امیر said,

        ژانویه 13, 2011 در 10:22 ق.ظ.

        خواهش میکنم
        خوش باشی

      • نیلو said,

        ژانویه 13, 2011 در 10:19 ق.ظ.

        به همسر هم همان موقع ویزا می دهند؟

      • امیر said,

        ژانویه 13, 2011 در 10:22 ق.ظ.

        بله به همسر هم همان زمان ویزا میدهند ، البته الان شرایط خیلی سخت شده و به این راحتی به کسی جاب آفر نمیدهند.
        خوش باشی

  21. لیدی said,

    ژانویه 13, 2011 در 8:28 ق.ظ.

    تبریک صمیمانه منو بپذیرید.

    بخاطر راهنمایی های مفیدتون
    نسبت به شما ارادت خاصی دارم.
    و ایمان دارم بهترین ها در انتظارتونه..

    با مهر..

    • امیر said,

      ژانویه 13, 2011 در 8:43 ق.ظ.

      لطف داری لیدی جان
      خوش باشی

  22. ali said,

    ژانویه 13, 2011 در 9:05 ق.ظ.

    با سلام و سلامتی فراوان برای تو و خانواده ات
    خیلی خوشحالم که رضایت شما را در ونکوور می بینم و اینکه به ارزوهایت جامه عمل پوشاندی و حال دنبال رفع مشکلات برای تازه واردین می گردی سپاس بیکران برای تو که چراغ هدایت ما در این پروسه سخت و طاقت فرسا هستی و امید است که هماره پاینده و سرزنده باشی باز هم مثل همیشه بدنبال هموار ساختن راه مهاجرین هستی فکر و نظرت ستودنی است ما که در ایرانیم و کمکی نمی توانیم بکنیم اما قول می دهیم وقتی به آنجا رسیدیم ما هم مثل شم بتوانیم برای هموطنانمان مفید واقع شویم
    دعای ما بدرقه راه شما و به امید دیدار در ونکوور که بتوانیم زحمات شما را پاسخگو باشیم

    • امیر said,

      ژانویه 13, 2011 در 10:01 ق.ظ.

      ممنونم علی عزیز از لطف شما.
      خوش باشی

  23. محبوبه said,

    ژانویه 13, 2011 در 9:29 ق.ظ.

    سلام امیر خان
    خیلی خوشحالم که سالم و سرحال و شاد هستین….خدا رو شکر که یکی پیدا شد که تا پاش برسه کانادا شروع به غر زدن نکنه….خدارو شکر که شما واقع بینی و از حق نمیگذری….به خدا اونقدر غر غر شنیدیم از اونایی که تازه رفتن…دیگه داشتیم از خوندن وبلاگاشون پشیمون میشدیم…..
    خدا رو شکر که وبلاگ امیر خان همیشه خواندنی میمونه…..
    مراقب خودتون باشین. براتون بهترینها رو آرزو می کنم…
    در ضمن ….من پام برسه ونکوور، هر کمکی از دستم بر بیاد انجام میدم…

    • امیر said,

      ژانویه 13, 2011 در 10:06 ق.ظ.

      محبوبه جان من چون یک مرحله مهاجرت داشتم ، خیلی از مسائل برایم ملموس هست و هیچ مشکلی ندارم. تازه به اعتقاد من در قیاس با بریتانیا ، هیچ مشکلی اینجا نیست. روزی به شخصی گفتم که اگر شما یکهفته در بریتانیا ساکن بودید ، الان خاک کانادا را سورمه چشم میکردید. البته آن زمان هنوز وارد کانادا نشده بودم ، اما واقعیتی بود که با آمدنم به اینجا تحقق یافت. فقط بعضی ها به محیط شیر تو شیر عادت کرده اند و شاید با دیدن نظم اینجا شاکی شوند.
      خوش باشی

  24. مصطفی said,

    ژانویه 13, 2011 در 6:39 ب.ظ.

    سلام امیر جان،
    اول از همه متشکر از پستت در اینجا و مطالبی که گفتی. امیدوارم همیشه موفق باشی.
    در مورد پیشنهاد برای جستجوی مکانی برای اقامت موقت در ونکوور بصورت مبله، خیلی عالی میشه. من که به شخصه مشتاقم. شاید در آینده قسمت شد بتونیم از این زحمت شما استفاده کنیم. اگر کمکی از دستم بر میاد، در خدمتم.

    • امیر said,

      ژانویه 13, 2011 در 6:54 ب.ظ.

      ممنونم مصطفی جان. انشاءالله که بشه کاری کرد.
      خوش باشی

  25. Patrice said,

    ژانویه 14, 2011 در 12:05 ق.ظ.

    سلام امیر خان
    من بهمراه خانمم و پسرم اقدام کردیم (فایل نامبر دوم آخر سپتمبر 2009). اگه خدا بخواد باید 2011 کارمون درست شه. مقصدمون ونکووره و از اینکه شما بعنوان یه فرد مطلع، مسلط و دلسوز رفتین اونجا خیلی خوشحالیم چون مطمئنم مطالبتون بیش از پیش برای ما مفید خواهد بود. ایدتون برای اسکان موقت عالیه و ما هر جور بتونیم ازش حمایت میکنیم.

    • امیر said,

      ژانویه 14, 2011 در 8:23 ق.ظ.

      ممنونم دوست عزیز ، انشاءالله که بزودی کارتون درست میشه.
      خوش باشی

  26. sama said,

    ژانویه 14, 2011 در 3:43 ق.ظ.

    سلام امیر جان
    خوشحالم از روحیه خوبت وهمچنین ممنون از حس همیاریت…
    آیا این گرانی مربوط به ونکوور هست یا به تمام ایالت ها تعمییم داره؟
    به نظر شما تخمین میزنید یه خانواده 3 -4 نفری ماهیانه چقدر خرج دارن؟می خوام با خرجمون در ایران که الان هم هدفمند شده یه مقایسه حدودی کنم…….
    سلامت و با عافیت باشی.

    • امیر said,

      ژانویه 14, 2011 در 8:26 ق.ظ.

      سما جان ونکوور گرانترین شهر کانادا هست. شهر و پراوینس از ونکوور ارزانتر هم هست.
      غیر از خرج های اولیه برای تجهیز منزل و مقدمات اولیه زندگی ، حداقل ۲۰۰۰ تا ۲۵۰۰ دلار ماهانه هزینه خواهید داشت.
      خوش باشی

  27. ژانویه 14, 2011 در 6:18 ق.ظ.

    سلام
    می خواستم در مورد هزینه ها بپرسم، اینکه گفتید هزینه ها زیاد هست می شه بیشتر توضیح بدهید که منظور از هزینه ها چی هست؟ هزینه های خدماتی، مسکن، خورد و خوراک، پوشاک یا هزینه های درمان؟
    نسیت به شناختی که از بریتانیا دارم یکی از کشورهای گران اروپا محسوب می شه حالا اگر کانادا از اون هم گرونتر باشه برای افرادی مثل من که قصد زندگی دانشجوی رو دارند مشکل می شه
    اگر امکانش باشه مقایسه ای بین هزینه ها بکنید مثلا مرجع را پوند یا دلار بگیرید و نسبت به مرجع هزینه های مورد نظرتون رو در کانادا و بریتانیا بگید

    با تشکر از شما

    • امیر said,

      ژانویه 14, 2011 در 8:48 ق.ظ.

      دوست عزیز هزینه ها شامل حال همه چیز میشود. البته من با بریتانیا مقایسه کردم.
      به عنوان مثال حداقل حقوق در بریتانیا ساعتی ۵.۹۳ پوند هست و در اینجا ۱۰ دلار. اما خیلی از اجناس بیشتر از ۲ برابر بریتانیا قیمت دارد. شما در بریتانیا با پرداخت ۶۰-۷۰ پنس میتونید نان تهیه کنید اما در اینجا ۲ برابر این قیمت هم نمیتوانید. البته بخش وسیعی از هزینه ها شامل حال مسکن میشود.
      پوشاک هم در بریتانیا بمراتب ارزانتر از اینجاست. هزینه درمان در بریتانیا رایگان هست ، اما اینجا باید ماهانه مبلغی را پرداخت کنید.
      خوش باشی

      • ژانویه 14, 2011 در 10:07 ق.ظ.

        ممنون از پاسخ شما
        من الان دانشجوی سوئد هستم ولی برای مهاجرت هنوز نمی تونم تصمیم بگیرم توی اروپا و برای کشورهای اروپایی تلاش کنم یا برای کانادا اقدام کنم حالا شما که تجربه ی هر دو را داشتید لطفا بگید چرا کانادا رو انتخاب کردید و برای کسانی مثل من که در اول راه هستند کدوم رو توصیه می کنید؟

      • امیر said,

        ژانویه 14, 2011 در 1:50 ب.ظ.

        دوست عزیز گرفتن اقامت دائم در اروپا بسیار بسیار سخت و زمان بر هست. و با تغییراتی که در قوانین مهاجرت به بریتانیا جدیدا حاصل شده ، عملا غیر ممکن. من توصیه میکنم که برای کشوری اقدام کنید که مهاجر پذیر باشد.
        دلیل اصلی من برای انتخاب کانادا همین بود.
        خوش باشی

  28. سارا said,

    ژانویه 14, 2011 در 7:50 ق.ظ.

    امیر جون سلام من که شوکه شدم از خوشالی یعنی کارات درست شد مگه قبلا نگفتی که ریجکت شدی؟خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی خوشالم برات . من اگه یادت باشه decision made شدم اما بعدش نامه اومد که فایلو به دمشق منتقل کردن و تو سایت هم این پراسس شدیم اما هنوز همینه ایمیل زدم جواب دادن که هنوز تو صفیم . وای چه خوب که بالاخره رفتی آفرین برام بنویس که چی شد و چه کار کردی بازم تبریک

    • امیر said,

      ژانویه 14, 2011 در 8:50 ق.ظ.

      سارا جان معلوم هست که کجایی؟
      ریجکت شدن من مربوط به سال ۲۰۰۲ بود. اما کوتاه نیامدم و باز هم اقدام کردم. انشاءالله که بزودی خبر خوبی ازت داشته باشم.
      خوش باشی

  29. یک منتظر said,

    ژانویه 14, 2011 در 8:23 ق.ظ.

    باسلام
    ورود شما به خوشی و شادی و موفقیت باشه . امیدوارم که خدا سعی و تلاش ونیت مثبت شما رو در زندگی می بینه و هرچی که توی زندگی می خواهید حتما بهش می رسید.اما امیر جان یک سوال داشتم : مدیکال تست شما چند ماهه اومد؟ کسانی که جون 2010 واسشون فایل دمشق اومده بیش از 12 ماه بعدش ، مدیکال تست واسشون می آد؟؟
    خیلی ممنونم .

    • امیر said,

      ژانویه 14, 2011 در 8:51 ق.ظ.

      ممنونم دوست عزیز. ویزا آفیس من لندن بود و ۲ ماه باد از ارسال مدارک ، مدیکال ما صادر شد اما به دلیل طولانی شدن مرحله بک گراند چک ، پس از یکسال باطل و مجددا مجبور به انجام آن شدیم.
      خوش باشی

  30. کاوه said,

    ژانویه 14, 2011 در 12:22 ب.ظ.

    امیر جان، این کار شما شدنی هست ولی مقداری هزینه اولیه و بعدش مفدار بیشتری دردسر و گرفتاری داره. به راه انداختن چنین کاری خیلی دشوار نیست ولی ادامه آن مشکلات خودش رو داره که گاهی به نظر میاد به زحمتش نمی ارزه. من خودم مدتی به دنبال چنین طرحی بودم و امکاناتش هم فراهم بود (واحدی مبله و مستقل برای اجاره) ولی پس از ارزیابی و امکان سنجی های دقیقتر ازش صرفنظر کردم.

    موفق باشید

    • امیر said,

      ژانویه 14, 2011 در 1:57 ب.ظ.

      ممنونم کاوه جان.
      من هم میدونم اما دنبال راهی هستم که هزینه نداشته باشه و کم دردسر باشه. بالاخره هر کاری دردسر خاص خودش را داره و باید بخشی از آن را پذیرا بود.
      خوش باشی

  31. سارا said,

    ژانویه 14, 2011 در 2:17 ب.ظ.

    امیر جون واقعا آفرین من تلاشتو تحیسن می کنم واقعا آفرین نمی دونم چی بگم اصلا من ازون موقع که گفتی دیگه مطلب راجع به کانادا نمی ذاری دیگه بی خیال کانادا شدم داشت منو دیوونه می کرد باید فاصله می گرفتم هنوز به زندگی ادامه می دمو منتظرم اما دیگه مثل گذشته عصبی نیستم.امیر جان راجع به هزینع های ونکوور گفتی لطفا موردی برام قیمت ها رو بگو مثلا نون اجاره کلا ما هی چند خرجه واسه یه زندگی متوسط
    بازم تبریک می گم واقعا خوشالمو به دوستی با تو افتخار می کنم

    • امیر said,

      ژانویه 15, 2011 در 12:32 ق.ظ.

      ممنونم از لطفت سارا جان.
      خوش باشی

  32. سارا said,

    ژانویه 14, 2011 در 2:21 ب.ظ.

    امیر جان شرمنده من جوابمو تقریبا تو کامنت های دیگران پیدا کردم ممنون

  33. پرواز said,

    ژانویه 14, 2011 در 9:53 ب.ظ.

    امير عزيز
    سكوت كردن و حرف نزدن گاهي مي تونه معادل دروغ هم باشه. ميدوني خيليا به كانادا مهاجرت كرده اند و آدماي بسيار واقع بيني هم بوده اند ولي به محض ورود به كانادا تبديل شدن به آدماي اون ور آب. انگار كه اون ور آب يه باتلاق بزرگه كه هر كي مي افته توش بي احساس ميشه و حرفي نمي زنه تا بقيه هم بيفتن توش، شايد اين جوري بشه اون باتلاقو قابل سكونت كرد. البته من منظورم اين نيست كه اون جا جاي خوبي نيست. هر چي باشه ما داريم از وسط جهنم حرف با شما حرف مي زنيم. ولي بالاخره يكي بايد واقعي تر ببينه نه خيلي «باي باي كانادا» نه خيلي «كانادا جون»و «شاپرك پرواز كن». من اين درخواست رو از پوريا هم كرده بودم ولي اون كامنت منو حذف كرد و جوابي هم نداد. اميدوارم تو كه شهره اي در گفتن واقعيت و جايي هم جاي موندن نباشه، نمي موني، اين موقعيت رو حفظش كن.. پرسش زياد دارم ولي نمي خوام قاطي بشه يكي يكي… اجالتن

    • امیر said,

      ژانویه 15, 2011 در 12:44 ق.ظ.

      ممنونم دوست عزیز از کامنتت.
      اصولا من آدم واقع بینی هستم ، یعنی سعی میکنم که باشم. همه چیز را به رنگ خودش میبینم ، نه سفید و نه سیاه. تلاش میکنم که هر آنچه هست را بگم ، اما زیاد اهل روزمره نویسی نیستم.
      اما زندگی خارج از کشور با داخل ایران خیلی تفاوت دارد. یکی از دلایلی که شاید بقول شما اینور آبی ها زیاد اهل نوشتن نیستند ، جدا از گرفتاری های روزمره ، این کار را باید از منزل خود انجام دهند ، یعنی ، انجام کار شخصی در محل کار غیر اخلاقی و ممنوع هست و مثل غالب دوستان ساکن در ایران امکان انجام آن در محل کار وجود ندارد. پس نمیشه گفت که خیلی ها بی احساس میشن. در هر صورت امیدوارم که من بتونم مشابه گذشته باشم.
      خوش باشی

    • ونوس said,

      ژانویه 16, 2011 در 11:19 ب.ظ.

      سلام دوست عزيز
      البته با اجازه امير جان
      من مدت زيادي كه اين وبلاگهايي كه نام برديد رومي خوانم ولي بجز آقاي «باي باي» نديدم كسياينجوري كه ميگيد منفي بنويسه. وبلاگ «شاپرك پرواز كن» هم كه كاملا شخصي و فقط يه بار اونم به دخواست بچه ها در مورد نكات+ و – مسائلي رو بيان كرده بود.
      امير جان هم كه البته همونطور كه خودتون هم اشاره كردين در منطقي بودنشون شكي نيست
      موفق باشين

  34. تیتی said,

    ژانویه 14, 2011 در 10:51 ب.ظ.

    سلام امیر آقا. ممنون از اینکه اطلاعات اونجا رو به ما میدین. من و همسرم برای تورنتو اقدام کردیم ولی من خیلیییییییییییی به ونکور علاقه دارم. البته میدونم که هزینه زندگی در اونجا بالاتره. ممنون میشم تمام اطلاعاتتون رو از اونجا در اختیار ما قرار بدین

    • امیر said,

      ژانویه 15, 2011 در 12:45 ق.ظ.

      چشم تیتی جان. باید از چیزهایی که میگم مطمئن بشم و بعد بنویسم تا خدایی نکرده گمراه نشوید.
      خوش باشی

  35. ونوس said,

    ژانویه 14, 2011 در 11:03 ب.ظ.

    خوشحالم امير جان كه كم كم اونجا دارين جا ميوفتين
    كاري كه تصميم به انجامش داري خيلي خيلي براي همه ما مفيد خواهد بود پيشاپيش ممنون
    راستي امير جان اگه يه پست درمورد هزينه هاي اوليه به تفضيل برامون بنويسي ممنون ميشم هرچند كه ساير دوستان نوشته اند (البته ميدونم كه اين روزا سرت شلوغه)

    • امیر said,

      ژانویه 15, 2011 در 12:46 ق.ظ.

      ممنونم ونوس جان. چشم حتما.
      خوش باشی

  36. سپيده said,

    ژانویه 14, 2011 در 11:06 ب.ظ.

    سلام

    دلم ميخواد با هانيه ارتباط برقرار كنم مي شه شما ايميل من و بهش بدي يا ايميل اونو به من بدي فكر ميركنم پيغام من و نخونده

    مرسي

    • امیر said,

      ژانویه 15, 2011 در 12:51 ق.ظ.

      سپیده جان من پیغام شما به هانیه را ندیدم تا ببینم منظورت دقیقا کی هست. آدرس بده ، بهش ایمیل میزنم و ایمیل شما را بهش میدم.
      خوش باشی

  37. مریم said,

    ژانویه 15, 2011 در 1:38 ق.ظ.

    امیر جان ،اول اینکه من یکی که مشتری طرحت خواهم بود.
    دوم اینکه سوالی دارم که فکر کنم الان شما بهترین فرد برای جوابگویی باشید. و اون هم اینه که مدرک تحصیلی (دانشگاهی) اخذ شده در انگلستان در کانادا نیاز به معادل سازی دارد؟ آیا ممکن است که با این مدرک شانس بیشتری برای یافتن کار مرتبط داشته باشیم؟ میدونم که الان دارم خیلی زود سوال میکنم و شما تا خودت کاملن وارد کار نشی شاید نتونی جواب بدی. ولی ممنون میشم اگر اطلاعی داری مثل همیشه در اختیارمون قرار بدی. بازم ممنون و شاد باشی.

    • امیر said,

      ژانویه 15, 2011 در 10:35 ق.ظ.

      مریم جان کل مدارکی که از بریتانیا اخذ میشود چه تحصیلی ، چه گواهینامه و ……. مورد تائید اینجا هست و به معادل سازی نیازی نیست اما داشتن سابقه کار خود داستان دیگری دارد.
      خوش باشی

      • مرضیه said,

        ژانویه 15, 2011 در 11:23 ق.ظ.

        ببخشید متوجه نشدم . یعنی سابقه کار بریتانیا به حساب نمیاید؟ یعنی فرقی با سابقه کارهای ایرانی ندارد؟ بازم ممنون از لطفت در پاسخگویی.

      • امیر said,

        ژانویه 15, 2011 در 12:55 ب.ظ.

        شما اگر سابقه کار کانادایی داشته باشید ، کاملا مورد قبول هست اما سابقه کار دیگر کشور ها خیلی با ارزش نیست.
        خوش باشی

  38. سپيده said,

    ژانویه 15, 2011 در 9:15 ب.ظ.

    سلام

    امير جان هانيه شماره 7 پست چند روز گذشت شما پيغام گذاشته گفته ما تو استراليا زندگي مي كنيم و براي كانادا اقدام كرديم رشته معماري وساخت

    مي دوني من بعد از كانادا تصميم گرفتم براي استراليا هم اقدام كنم وشروع كردم دوباره به خوندن زبان ولي توي اين مدت خيلي از ادمها را ديدم كه از استراليا راضي نيستن دلم مي خواد با يكيشون ارتباط داشته باشم وباهاش مستقيم حرف بزنم

    ممنون ميشم اگه بتوني ايميل منو بهشون بدي يا بر عكس

    موفق باشي

    • امیر said,

      ژانویه 16, 2011 در 8:43 ب.ظ.

      سپیده جان بهش ایمیل زدم ، انشاءالله که باهات تماس میگیره.
      خوش باشی

  39. ژانویه 15, 2011 در 10:46 ب.ظ.

    یه پرواز عزیز…
    ببخشین شما چطور منو با کانادا جون مقایسه کردین… وبلاگ من شخصیه و روزمرگی های خودمو می نویسم… همه جای دنیا خوب و بد داره … و من نمیگم کانادا بهشت برینه … هر کس باید دیدگاه خودشو نسبت به کانادا بسنجه … کانادا معایب و محاسنی داره ! من هر چیزی که خوشایند من بوده نوشتم و حتی چیزهایی که ناراحتم کرده را باز توی وبلاگ منعکس کردم …

  40. sara said,

    ژانویه 16, 2011 در 10:28 ق.ظ.

    سلام و خسته نباشی از جابجایی.خیلی ایده خوبیه.برای افرادی که اونجا آشنایی ندارند،ابتدای ورود و پیدا کردن راه و چاه خیلی سخته.موفق باشی

    • امیر said,

      ژانویه 16, 2011 در 8:47 ب.ظ.

      ممنونم سارا جان
      خوش باشی

  41. shahram said,

    ژانویه 16, 2011 در 1:52 ب.ظ.

    سلام امیدوارم خوب باشید. من و همسرم هر دو پزشک هستیم و الان در انگلستانیم، ساله پیش هر دو در رشتهٔ روانشناسی‌ مستر گرفتیم، الان می‌خواهیم برای مهاجرت تخصص کانادا اقدام کنیم، و من متقاضی هستم و همسرم وابسته به من، حالا چند سوال داشتم که ممنون میشم پاسخ بدید

    ۱. من آیلتس آکادمیک دارم که تا ۵ ماه دیگه اکسپایر می‌شه، و امتیازم هم خوب، نمیدونم آیا آکادمیک قبول دارند یا خیر و اگر احتمالا قبول نکردند آیا احتمال ردّ کردن هست یا نه دوباره از من مدرک زبان میخوان. یعنی ممکن کلا پروسه ردّ بشه؟ در ضمن گفت شده که نباید بیش از یک سال از زبان گذشته باشه در حالی‌ که من تقریبا یک سال او‌ نیم پیش مدارک آیلتس گرفتم

    ۲. آیا حتما باید الان همهٔ مدارک کامل باشه؟ مثلا من الان امکان پرینت حساب به مبلغ مورد نیازو ندارم اگه مثلا ۶ ماه دیگه براشون بفرستم قبول می‌کنن؟ در ضمن دقیقا چه مدت باید پول تو حساب باشه؟آیا ۶ ماه کامل لازمه پول تو حساب موند باشه؟

    ۳. من برای چند دانشگاه در کانادا برای دکترا اپلی‌ کردم، اگر احتمالا تا چند ماه دیگه بخوام برای ویزای دانشجویی‌ هم اقدام کنم آیا این دو پروسه‌ با هم تداخلی داره؟ آیا از نظر سفارت ایرادی نداره؟

    پیشاپیش از کمک شما سپاسگزارم

    در پناه حق

    • امیر said,

      ژانویه 16, 2011 در 9:29 ب.ظ.

      شهرام جان لطفا موارد اینچنینی را منبعد در محل مخصوص ، در قسمت برگه ها ، پست های «مهاجرت به کانادا » عنوان فرمایید.
      ۱- بله آکادمیک را قبول دارند و از ۲۳ دسامبر سال ۲۰۱۰ ، با تغییر قانون ، مدرک ایلتس تا ۲ سال اعتبار دارد.
      ۲- بله کل مدارک را باید بر اساس چک لیست ویزا آفیس از همان اول به سیدنی کانادا ارسال کنید. باید گردش ۶ ماهه را بگیرید و اگر کمتر باشد ، ممکن هست که در چند مرحله دیگر نیز درخواست کنند.
      ۳- هیچ ایرادی ندارد.
      خوش باشی

  42. ali said,

    ژانویه 17, 2011 در 5:12 ق.ظ.

    با سلام
    امیر جان چند روز پیش یکی از بستگانم از کلگری امده بود و از سرمای شدید آنجا خیلی صحبت می کرد . ما از او راجب آب و هوای ونکوور جویا شدیم و او گفت از خانواده ای که در ونکوور زندگی می کرده شنیده که با توجه به اینکه دمای هوای آنجا پایینتر از منفی 5 نیست اما هوای آنجا با توجه به رطوبت بالایش سرمای طاقت فرسایی دارد . والا… ما که باورمان نشد ممنون خواهم شد راجب آب و هوای آنجا توضیحات دقیقتری به ما بدهی چون نظر شما برای ما قابل قبولتر است

    • امیر said,

      ژانویه 17, 2011 در 8:58 ق.ظ.

      بله علی جان دمای هوا در چند روز گذشته در کالگری ۳۰- درجه بوده و برای من شخصا قابل تحمل نیست !!!
      رطوبت اینجا آنجور که میگویند نیست و کاملا قابل تحمل و حتی دلپذیر هست. در اوج سرما به ۵- درجه میرسد که آن هم کاملا قابل تحمل و دلنشین هست.
      خوش باشی

  43. امیر said,

    ژانویه 17, 2011 در 5:38 ق.ظ.

    می‌خواستم ببینم مراحل دریافت PR کارت و SIN کارت چطوره . تو همون فرودگاه می‌شه اقدام کرد و چه مدارکی میخوان.

    با تشکر

    امیر

    • امیر said,

      ژانویه 17, 2011 در 9:03 ق.ظ.

      امیر جان برای گرفتن پی آر کارت هیچ کاری نیاز نیست که انجام دهید. در خود فرودگاه کارهایش انجام میشود و به آدرسی که میدهید ، ارسال میکنند.
      برای دریافت SIN نامبر ، باید به مراکزی که معرفی شده مراجعه کنید.
      خوش باشی

  44. آرمین said,

    ژانویه 17, 2011 در 9:13 ق.ظ.

    امیر جان، رسیدن به خیر. امیدوارم که موفق باشی و بقیه کارها هم به دلخواه پیش برود.

    • امیر said,

      ژانویه 17, 2011 در 9:21 ق.ظ.

      ممنونم آرمین جان
      خوش باشی

  45. گلي said,

    ژانویه 17, 2011 در 11:19 ب.ظ.

    دوست گرامي من كاملا گيج شدم و همه دوستاي مهاجر يشنهاد دادن از شما بژرسم.جديدا براي تمكن مالي چطور بايد اقدام كرد؟سند خونه و ماشين نميشه؟حتما بايد نقد بشه؟آخه ريسك بزرگيه تا رفتن حداقل 2.5 حداقل سال طول ميكشه تازه مشروط به قبوليه مصاحبه.ما بايد چه كنيم؟تازه ميگن نميشه حسابو يه دفعه پر كرد و مدرك بايد ارائه كرد كه پول از كجا اومده.ممنون ميشم ما رو راهنمايي كنيد.

    • امیر said,

      ژانویه 17, 2011 در 11:32 ب.ظ.

      گلی جان من متوجه منظور شما از «جدیدا» نمیشوم. همیشه اینجور بوده که:
      سند منزل و یا ماشین مورد قبول نیست. باید وجه نقد و قابل برداشت باشه و پرینت گردش ۶ ماهه را تهیه و ارسال کرد. کاریش نمیشه کرد ، سعی کنید کمتر با پولتان بازی کنید تا بتوانید جوابگو باشید. اگر حساب هم به یکباره پر شود ، باید مدرک نشان دهید که این پول از کجا آمده و از طرفی امکان دارد که چندین نوبت دیگه هم از شما گردش حساب را بخواهند تا مطمئن شوند پول مال خودتان هست.
      ضمنا لطفا اینجور مسائل را در قسمت مربوطه ، قسمت برگه ها ، پست های مهاجرت به کانادا ، عنوان فرمایید.
      خوش باشی

  46. sara said,

    ژانویه 18, 2011 در 2:42 ب.ظ.

    امیر جان ببخشید اینجا مینویسم ولی چون آقا شهرام پرسیده میگم.تو قانون جدید بعد از 26 جون 2010 فقط آیلتس جنرال مورد قبول هست.

    • امیر said,

      ژانویه 18, 2011 در 4:44 ب.ظ.

      ممنونم سارا جان اما کجا گفته که ایلتس آکادمیک قبول نیست؟
      خوش باشی

  47. ali said,

    ژانویه 19, 2011 در 9:25 ب.ظ.

    با سلام و درود بر یکه تاز مهاجرت به ونکوور زیبا و دوست داشتنی بدان که مثل خورشید بر آرزوهای ما می تابی…
    امیر جان بنویس می دانم انتظار زیادی است که بنویسی برای ما که زیاده خواهیم از داشته های شما و از تجربیات گرانسنگ شما که هر کدامشان برای ما که در ایرانیم چون سرمشقی است برای فردایمان. ما منتظریم …

    • امیر said,

      ژانویه 19, 2011 در 9:45 ب.ظ.

      اختیار داری علی جان.
      چشم ، اما خیلی سرم شلوغ هست و سعی میکنم که یک چند خطی در ۱-۲ روز آینده بنویسم تا اعلام موجودیت کنم !!!
      خوش باشی

  48. رینا said,

    ژانویه 20, 2011 در 8:34 ق.ظ.

    خیلی براتون خوشحالم .انشاالله موفق باشید.بهترین ها را برای شما آرزو میکنم .

    • امیر said,

      ژانویه 20, 2011 در 8:49 ق.ظ.

      ممنونم دوست عزیز از لطف شما.
      خوش باشی

  49. سارا said,

    ژانویه 21, 2011 در 11:46 ق.ظ.

    امیر جان سلام می گم من تو این مدت که از هند برگشتیم ایران تونستم مدارک IT بیشتری گرفتم صلاح می دونی بفرستم دمشق چون من از فیلد IT استفاده کردم ؟؟
    ممنون . خسته نباشی

    • امیر said,

      ژانویه 22, 2011 در 12:06 ق.ظ.

      ضرر نداره سارا جان.
      خوش باشی

  50. گلاریو said,

    ژانویه 21, 2011 در 11:10 ب.ظ.

    دوست ارجمند سلام

    امیدوارم حال شما خوب باشد. همیشه پیگیر مطالب جالب و مفید شما در وبلاگتان هستم
    من نیز وبلاگ گلاریو را راه اندازی نمودم، که هدفم از این وبلاگ، به اشتراک گذاشتن یافته هایم در مورد مهاجرت و زندگی در کانادا خصوصا استان کبک و شهر مونترآل است
    امیدوارم بتوانیم با تعامل و اشتراک یافته هایمان با شما و بقیه دوستان، راه مهاجرت و زندگی در کانادا را بهتر و مطمئن تر بپیماییم
    بدین منظور، لینک وبلاگ شما را به وبلاگم افزودم، مرحمت فرمایید لینک وبلاگ من را به وبلاگتان اضافه نمایید

    آدرس وبلاگ من
    golario.blogspot.com

    مثل همیشه منتظر مطالب مفید و سازنده شما هستم
    بسیار خرسند خواهم شد مرا نیز از نقطه نظرات خود در وبلاگ مطلع فرمایید

    سپاسگزارم
    گلاریو

    • امیر said,

      ژانویه 22, 2011 در 12:08 ق.ظ.

      ممنونم گلاریو جان
      چشم حتما
      خوش باشی

  51. ژانویه 22, 2011 در 6:04 ق.ظ.

    سلام

    از خوندن نوشته هاتون لذت بردم

    وبلاگ نیک اندیشان با داستان معصومه منتظر حضور صمیمی و نظرات ارزندهء شماست .

    http://nikandishi.blogfa.com

    • امیر said,

      ژانویه 22, 2011 در 5:48 ب.ظ.

      لطف داری ، حتما.
      خوش باشی

  52. مصی said,

    ژانویه 22, 2011 در 10:35 ق.ظ.

    بسیار خوبه که راضی هستین همین کافیست

    • امیر said,

      ژانویه 22, 2011 در 5:50 ب.ظ.

      ممنونم دوست عزیز.
      خوش باشی

  53. مرجان said,

    ژانویه 28, 2011 در 2:17 ب.ظ.

    سلام: امیدوارم حالتون خوب باشه، من چند تا سوال دارم که خیلی ممنون می شم اگه یه جواب کوتاه واسششون بدین:
    ۱) من فوق لیسانسم ۳ سال طول کشید که ۱ سالش فقط تز بود. می تونم واسه این یه سال ادعا کنم که تمام وقت کار می کردم؟ ولی دو سال دیگه حتما باید پاره وقت باشه که مشکوک نباشه؟
    ۲) فقط گواهی کار کفایت می کنه و نامه قرارداد اجباری نیست؟
    ۳) اگه تو گواهی کار که از شرکت می گیرم، شرح وظایفم رو عینا مطابق با شرح وظایف NOC متناظر بنویسم، ایرادی داره یا باید کمی فرق داشته باشه؟
    ۴) در صورتیکه یک ماه قبل از ارسال مدارک مبلغ زیادی پول در حساب خود ریختم، گواهی فروش طلا که از طلافروشی بگیرم کافیست؟
    با تشکر فراوان از پاسخ شما

    • امیر said,

      ژانویه 28, 2011 در 4:50 ب.ظ.

      مرجان جان بزرگواری بفرمایید و مسائل غیر مرتبط با پست و مهاجرتی را در قسمت مربوطه – قسمت صفحه ها – عنوان فرمایید.
      خوش باشی


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: