یک کامنت در ارتباط با پست قبل

یکی از دوستان بسیار عزیزم در ارتباط با پست قبل در محل دیگری برایم کامنت گذاشتند و با توجه به اجازه ای که خود ایشان دادند ، نظر ایشان را در قالب یک پست عنوان میکنم. البته مشابه نظر و عقیده ایشان را من هم بارها شنیده ام ، نه تنها در مورد کار پیدا کردن و کمک برای کاریابی ، بلکه کلا در تمام زمینه ها. کمک به خود را وظیفه دیگران میدونیم و وقتی خرمان از پل گذشت ، شخص کمک کننده را فراموش میکنیم هیچ ، سعی در بی ابرو کردن طرف هم داریم. من شخصا متاسفم ، چون خیلی زیاد داستان های اینچنینی را از دوستانم شنیدم و صد البته برای من قابل هضم نیست !!!

با تشکر از این دوست عزیزم اصل کامنت ایشان را عنوان میکنم:

سلام امير جان خوبى؟
اميدوارم كه همه چيز به خوشى باشه و جا افتاده باشيد . من همچنان مطالب وبلاگت رو دنبال ميكنم اين آخرين مطلبى كه نوشتى رو ميخواستم كامنت بذارم اما ترجيح دادم اينجا برات بنويسم اگر خواستى خودت كپى پيست كن به عنوان كامنت.
امير ، يك مدت كه اينجا بمونى مى بينى ايرانى ها حق دارن به هم كمك نكنن البته نه با اون ديدگاه كه ميگن من سخت كار پيدا كردم چرا اينها راحت پيدا كنن ولى اينكه متاسفانه اكثر ما آدمهاى طلبكارى هستيم كه نه تنها شاكر دوستان نميشيم بلكه حتى در برابر خوبيهاشون طلب داريم. دور از جون خودت و خانواده ات اصطلاح بهترش بى چشم و رو هست. من 2 تا تجربه داشتم در اين مورد كه بعد از اون دستم رو داغ كردم كه هرگز و هرگز به ايرانى جماعت تو كار پيدا كردن كمك نكنم. آقايى كه خيلى ابراز ميكرد با هر شرايطى ميتونه كنار بياد و متاسفانه از آشنایان ……….. هم بود و حسابدار ، به كمپاني اى كه ميشناختم و دنبال حسابدار مى گشتن معرفى كردم بارها اون آقاى مسئول گفت كه فقط به صرف شناختن تو اين كار رو بهش دادم چون خودش تجربه نداره بماند ، از هفته دوم زنگ ميزد ……….. اين مرتيكه ديوونه است نميذاره من كارم رو انجام بدم من زبان بلد نيستم اين فلان فلان شده ( فحش هاى ركيك بذار جاش) خيال كرده من سواد ندارم اين نمي فهمه كارش غلطه و چيزى كه من ميگم درسته ، با زبون خوش بهش گفتم كه شما اينجا با اين سيستم غريبى حتى اگر هم حرفت درسته بايد سه ماه صبر كنى بعد دوستانه بگى آقاى عزيز من فكر مى كنم اگر سيستم رو عوض كنى بازدهي اش بيشتره. كار رو به جايى رسوند كه اون آقاى كانادايى ( آمريكايى بود البته و خيلى هم خشك) باز به من زنگ زد كه بعد از سه ماه ، من اين آقا رو اخراج ميكنم چون اصلا قوانين كار رو رعايت نميكنه تو ناراحت نشى ، و من هم بهش گفتم نه من اشتباه كردم كه خواستم به هموطنم كمك كنم تو هر كارى كه به صلاح شركتت هست انجام بده. بعدش كلى من بد و بيراه شنيدم از اون آقا و همسره بعد رفت و آمد قطع شد بعد رفتن ايران جلوى دوست و آشنا كلى گفته بودن كه ………….. مشكلات روحى داره و زنگ زده به اون آقا گفته من رو اخراج كنه. ديگه بروو تا تهش.
دومى هم منيجر یکی از بانكها دوست صميمى من بود ، هندى بود و خانم بسيار خوبى بود، خانمى از ايران اومده بود با همسرش به اين منيجر معرفى كردم كه از شغل تلر توى بانك شروع كنه، باور كن هر بار من رو ديد گفت تو با اين هندى بو گندو دوستى؟ هر وقت مياد طرفم چيزى بگه من حال تهوع ميگيرم. بعد از چندين ماه كه اين خانم براى مهمانی ما رو دعوت كرده بود گفت اخراجش نميكنم اما پرموشن خبرى نيست چون هر بار من ميرم طرفش جلوى بينيش رو ميگيره و اين توهين بزرگيه به من ضمنا به چند تا از كارمندهاى ديگه هم گفته بوده اين خانم با اين بو شده منيجر بانك ، كاش بانك براش عطر بخره.
امير ، همين سه هفته پيش توى كلينيكى كه به عنوان ………….. و به شكل ساب كانتركتر كار ميكنم پوزيشن خالى داشتن براى نرس، سه تا از دوستان نزديكم نرس هستن و در نوبت كار اما اصلا به روى خودم هم نياوردم حتى ………….. گفت فلانى گناه داره خوب معرفى كن گفتم عمرا، به من چه.
خواستم بدونى ادعاى خود ما و اين رفتار ها باعث ميشه ايرانيها از هم بترسن من كه رسما ميترسم.
به همسرت سلام برسون دختر گلت هم ببوس

خوش باشید

33 دیدگاه

  1. بيدار said,

    آوریل 25, 2011 در 1:18 ب.ظ.

    آقا امير من اين حرف رو قبول ندارم، اصلا چنين حرفي توجيه خوبيه واسه ي اونهاي که نمي خوان پيشرفت هم رو ببينن من خودم اروپا زندگي مي کنم و براي يک کار خيلي سطح پايين که دوستي کمکم کرد کلي ازش ممنون هستم
    درسته يک سري اين وسط نخاله هستند ولي آدمي که نخواسته يک زنگ کوچيک به دوستاش بزنه و بگه جاي خالي واسه ي نرس هست نوبره ديگه
    لازم نيست حتما دست طرف رو بگيري ببري استخدام کني فقط چند تا راهنمايي کافيه بعدش رو هم بايد گذاشت به عهده ي خودش

    • امیر said,

      آوریل 25, 2011 در 1:31 ب.ظ.

      ببین دوست عزیز من هم حرف شما را قبول دارم. زمانی که من برای ۳ نفر از دوستانم در همان محلی که در بریتانیا کار میکردم ، کار پیدا کردم تا همان روزهای آخری که من در بریتانیا بودم ، همیشه ممنون دار من بودند در صورتی که من اصلا به تشکر آنها نیازی نداشتم و بخاطر تشکر آنها هم کاری نکرده بودم.
      اما با تماس گرفتن و اطلاع دادن در مورد فرصت های شغلی ، دردی از کسی دوا نمیشه کما اینکه تا به این لحظه من از این تماس ها زیاد داشتم و باید شخص را به محل کار معرفی کرد و کسی که سابقه بدی از این معرفی داشته باشه ، قبول کن که کلا بیخیال میشه و ترجیح میده که کلا بروی خودش نیاره.
      فقط یک مساله را درست متوجه نشدم که مثلا پیشرفت من چه ضرر و یا منفعتی را برای هموطن من داره که نمیخواهد به من کمک کند؟!!
      خوش باشی

      • بيدار said,

        آوریل 26, 2011 در 12:31 ق.ظ.

        آقا امير من منظورم شما نبوديد شما خودتون از اين رفتار ايرايها گله داشتيد، ولي اونهاي که کمک نمي کنند نمي خوان ببين که يک ايراني پيشرفت کردع

      • امیر said,

        آوریل 26, 2011 در 7:21 ق.ظ.

        میدونم دوست عزیز منظور شما من نبودم. اما با توجه به شناختی که من از آن دوست عزیزم دارم ، میدونم که با پیشرفت دیگر ایرانی ها هیچ مشکلی نداره.
        خوش باشی

  2. ثنا said,

    آوریل 25, 2011 در 1:40 ب.ظ.

    امیر جان من هم متاسفانه از ایرانیها این را شنیدم و اتفاقا همان دوستم که گفتم تا حالا به چند نفر کمک کرده کسی هست که تا 2 سال بعد از اینکه RN هم گرفته بود بدون هیچ چشمداشتی میرفت کتابخونه و برای بچه هایی که میخواستن امتحان بدن جلسه میذاشت و کمکشون می کرد و از قضا به من هم خیلی کمک کرد که بدون کمک ایشون و یه دوست دیگمون من به این سرعت نمیتونستم مدرکم را بگیرم که همینجا هم از ایشون واقعا تشکر می کنم و از قضا امشب هم خونه من مهمون هستند .ایشون گفتند حدود 35 نفر ایرانی را من بهشون کمک کردم و براشون وقت گذاشتم و امتحان را قبول شدند و بعد از امتحان فقط 5 نفرشون هنوز با من در تماس هستند و بقیه زنگ که نمیزنند هیچ اگر جایی هم اونها را دیدم روشون را از اون ور کردند و رفتند ولی دوست من میگه برام مهم نیست و همچنان به همه کمک می کنه ولی با این خاطره دوست شما ایشون حق داره که بترسه چون آبروی ایشون رفته و این خیلی نکته مهمیه.

    • امیر said,

      آوریل 25, 2011 در 1:51 ب.ظ.

      متوجه هستم مصیب جان. کم محلی یا بی محلی که بخشی از زندگی ماست ، متاسفانه !!!
      من اکثر مواقع در آسانسور با غیر ایرانی ها حال و احوال میکنم ، اما ایرانی ها سقف را نگاه میکنند !!!
      امیدوارم که این دوست شما هم برخورد بد و ناشایستی که با این دوست من داشتند را ، نداشته باشه تا با همان قدرت و علاقه به کمک کردن خودش ادامه بدهد.
      خوش باشی

  3. آوریل 25, 2011 در 7:46 ب.ظ.

    خواب دیدم قیامت شده است.

    هرقومی را داخل چالهای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله ی ایرانیان.

    خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبید این چه حکایت است که بر ما ایرانی ها اعتماد کرده نگهبان نگماردهاند؟»

    گفت:

    «می‌دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.»

    خواستم بپرسم: «اگر در میان ما کسی عزم بالا رفتن کند…»

    نپرسیده گفت: گر کسی از ما، فیلش یاد هندوستان کند خود ما بهتر از هر نگهبانی لنگش کشیم و به تهِ چاله باز گردانیم

    • امیر said,

      آوریل 25, 2011 در 9:32 ب.ظ.

      متاسفانه خیلی مصداق داره.
      خوش باشی

  4. مژده said,

    آوریل 25, 2011 در 8:08 ب.ظ.

    امير جان متاسفانه من با اين دوست عزيزي كه نوشته رو براتون فرستاده كاملاً موافقم…. اين طرز رفتار بين ما ايرانيها اين روزها خيلي متداول شده و اصلاً ربطي به زندگي در داخل يا خارج ايران نداره…. نمي گم همه… مي گم روز به روز بيشتر مي شه… الان كه همه هم زبونن و در يك جا زندگي مي كنن اين اتفاق مي يوفته… خود من بارها بارها براي كار به دوستان و اقوام كمك كردم ولي هر بار از اين كمك كردن منصرف مي شم… نمي دونم چرا وقتي معرفيشون كه مي كني هر اتفاقي مي يوفته بدون برو برگرد تو محكوم مي شي و هر چي مي خواي توجيه كني بعد از معرفيشون اتفاقاتي كه در محل كارشون مي يوفته به هيچ عنوان به من مربوط نيست درك نمي كنن …. از اين ور بوم هم مي يوفتن كارشون بگيره يه زنگ كه بماند تو رو ببينن راهشونو كج مي كنن كه يه موقع خداي نكرده زحمت حال و احوالي به گردنشون نيفته…. البته باز هم مي گم همه نه… خوب و بد در كنار هم متاسفانه هستن..شاد شاد شاد باشي

    • امیر said,

      آوریل 25, 2011 در 9:36 ب.ظ.

      مژده جان اینجا چون تعداد ایرانی ها به نسبت خود ایران کمتر هست ، اینجور برخورد ها خیلی به چشم میاد. البته همانطور که اشاره کردید به همه نمیشه تعمیم داد اما فقط ۲ مورد اینچنینی برای یک نفر ، فکر میکنم برای توبه !!! کفایت کنه.
      خوش باشی

  5. تیتی said,

    آوریل 25, 2011 در 8:55 ب.ظ.

    منم با بیدار موافقم

    • امیر said,

      آوریل 25, 2011 در 9:36 ب.ظ.

      بنده هم با کلیات فرمایش ایشان کاملا موافقم.
      خوش باشی

  6. یک منتظر said,

    آوریل 25, 2011 در 10:22 ب.ظ.

    باسلام
    آقا امیر من از خوانندگان پروپاقرص وبلاگ شما هستم. راجع به این موضوع فکر می کنم به دوران بچگی و تربیت اغلب ایرانیها برمی گرده .مثلا خوب یادمه موقعی که می خواستیم کنکور دانشگاه بدهیم توی خانه خانواده ها به بچه هاشون می گفتن اگه درس ها رو خوب بلدی نمی خواهد به دوستات بگی چون این رقابته و اگه تو کمکشون کنی ازت می زنن جلو قبول می شن و تو نمی شی و بدبخت می شی. می دونید یعنی واسه اینکه رقابت توی جامعه ما زیاده و فرصتهای شغلی و تحصیلی و… کم است مردم احساس می کنند باید هرکس کلاهش رو سفت بگیره تا باد نبره. یعنی می گن بگذار من به هدفم برسم کاری به بقیه ندارم اونها هم زرنگ باشن خودشون برسن به هدفهاشون.
    فکر می کنم توی جوامع بدبخت و جهان سومی این طور باشه.
    ممنون از وبلاگ خوبتون
    شاد و سلامت باشی

    • امیر said,

      آوریل 25, 2011 در 10:34 ب.ظ.

      لطف داری دوست عزیز.
      این هست ، من فکر میکنم که این حس رقابت ، بدبینی و انزجار از دیگران ، بواسطه فرهنگ غلطی که وجود داره ، در وجود خیلی از ما هست. اما خیلی ها توان این را دارند که این حس را سرکوب کنند و حس های دوست داشتنی تر را جایگزین آن کنند.
      یادم هست که وقتی یکنفر ۱۰۰۰ تومان بیشتر از دیگری پاداش میگرفت ، بقیه چشم نداشتند که ببیننش. این حس زشت در همه قشری هست.
      اما اینجا محیط باز هست ، اگر من وارد یک شرکتی بشم که یک ایرانی در آن مشغول هست ، امکان نداره که من را جای اون بگذارند. پس این با این دید اگر کسی به این قضیه بخواهد نگاه کند ، از لحاظ فکری سالهاست که عقب هست.
      خوش باشی

  7. آوریل 26, 2011 در 1:01 ق.ظ.

    […] ریدر وبلاگهای مهاجرتی خان هفتم هم سپری شدیک کامنت در ارتباط با پست قبلنهادن پا رو دلگزارش از امتحان TCFQ (تجربه امیر […]

  8. نیلو said,

    آوریل 26, 2011 در 1:17 ق.ظ.

    واقعا آدم متاسف می شه. بله بعضی از آدمها قدرنشناس هستند و نمی شه کاری براشون کرد ولی من نظرم اینه که اگر آدم می خواد به کسی چیزی معرفی کنه بهتره اول خوب طرف رو بشناسه و وقتی که مطمئن شد دیگه با خیال راحت می تونه موارد مختلف رو بهش پیشنهاد بده. به نظرم این یک قضیه نسبی هست و کاملا بستگی به ارتباطات دو نفر داره.

    • امیر said,

      آوریل 26, 2011 در 7:23 ق.ظ.

      درسته نیلو جان اما اگر مثلا پسر خاله شما من رو به شما معرفی کنه ، باز هم در مورد من تحقیق میکنی؟ مسلما نه. بعد اینجوری هست که طرف تو زرد از آب در میاد.
      خوش باشی

  9. sara said,

    آوریل 26, 2011 در 9:41 ق.ظ.

    امیر جان با خوندن هر پست جدیدی که میذاری بیش از پیش به وبلاگت معتاد میشم.این چیزی که دوستت نوشته تا حدی درسته ولی در مورد همه صدق نمیکنه و نباید باعث بشه که اگه میتونی کاری برای کسی نکنی.البته ما تو موقعیت این دوستمون نبودیم که ببینیم چقدر شرمنده شده.

    • امیر said,

      آوریل 26, 2011 در 9:58 ق.ظ.

      سارا جان ما از دور دستی بر آتش داریم و شرایط ایشان را نمیتونیم درک کنیم.
      از لطفت هم سپاسگزارم.
      خوش باشی

  10. شقایق said,

    آوریل 26, 2011 در 11:36 ق.ظ.

    امیدوارم یه روز خودمو بتونم بهتون برسونم تا بتونم محبت هات رو جبران کنم
    فقط همین!!

    • امیر said,

      آوریل 26, 2011 در 11:56 ق.ظ.

      لطف داری شقایق جان ، من کاری نکردم.
      خوش باشی

  11. نلی said,

    آوریل 26, 2011 در 12:50 ب.ظ.

    آخ آخ گفتی!!!! در رو برای چینی ها و کانادایی ها نگه داشت و به من که رسید ولش کرد تو صورتم😀

    • امیر said,

      آوریل 26, 2011 در 12:53 ب.ظ.

      بازم خوبه ، اینجا که اصلا در نگه نمیدارند !!!
      خوش باشی

  12. احد said,

    آوریل 27, 2011 در 3:05 ق.ظ.

    سلام امیر خان
    کاش می شد این مطلب رو همه مهاجران ببینند

    • امیر said,

      آوریل 27, 2011 در 8:43 ق.ظ.

      اکثرا میدونند احد جان
      خوش باشی

  13. زینب said,

    آوریل 28, 2011 در 9:49 ق.ظ.

    سلام اقا امیر.به نظر من کسی که میخواد به کسی کمک کنه باید هیچ انتظاری از شخص مقابل نداشته باشه و فقط به جنبه اخلاقی و انسانی کارش نگاه کنه و اینکه متاسفانه ما هنوز همون کودک 2 ساله هستیم که هیچ رشدی از نظر تفکرمون نکردیم بعنوان مثال ان جراحهای کانادایی که میرن توی کشورهای افریقایی و در شرایط نامناسب خدمات ارایه میدن چه توقعی از اون افریقایی دارن و ایا انتظار تشکر از اونا دارن؟پس باید طرز فکرمون عوض بشه که اینطور زندگی کردن هم برای خودمون سخته .

    • امیر said,

      آوریل 28, 2011 در 11:23 ب.ظ.

      ببین زینب جان تا حدی باهات موافقم اما مثالی که زدی خیلی مرتبط نیست. آن پزشکان حقوق میگیرند و در مقابل کار میکنند. و کسی که حقوق میگیره ، نباید انتظار چیز دیگری داشته باشه.
      اما آیا درسته که کسی بدون هیچ چشم داشتی به کسی کمک کنه و تازه کمک گیرنده طلبکار هم باشه؟ تشکر پیشکش !!!
      خوش باشی

  14. آوریل 29, 2011 در 9:23 ق.ظ.

    درود بر شما دوست عزیز
    اگر علاقه دارید من در وبلاگم مطلب کوتاهی درباره پیروزی نهایی راستی بر دروغ(فرشکرت frash kart) از دیدگاه زرتشت نوشتم لطفا» اگر علاقه دارید آن مطلب را بخوانید و دیدگاهتان را بیان کنید
    با تشکر از شما دوست عزیز

    • امیر said,

      آوریل 29, 2011 در 2:53 ب.ظ.

      ممنونم دوست عزیز
      خوش باشی

  15. فریبا said,

    آوریل 29, 2011 در 11:06 ق.ظ.

    درود برشما وبلاگ بسیار خوبی دارید میشه در صورت امکان منو راهنمایی کنید سالها سابقه ارایشگری دارم و الان منتظر مدیکالم بازار کار ارایشگری چه طور میبینید تشکر فراوان

    • امیر said,

      آوریل 29, 2011 در 2:54 ب.ظ.

      در حال حاضر بازار کار نسبتا خوب هست اما رقابت شدیدی وجود دارد.
      خوش باشی

  16. مهیار مجیدی said,

    مه 11, 2011 در 6:58 ق.ظ.

    دوست عزیز من درکت میکنم که چقدر سخته به کسی کمک کنی و بد به جایه قدر دانی کاری که که بیشتر پشیمونت کنه رو انجام بدن
    من فقط دیدگاهه پدرمو میگم و قبول و رد کردنش با خودت عزیز دلم

    پدرم میگه : ما مامور به انجام دادنیم نه مامور و مسئول به نتیجه

    عزیزم شما کاره خیلی خوبی میکنی که کمک میکنی ولی بدون همونجور که انگشتایه دستت مثل هم نیستن آدمها هم با هم فرق دارن .. شما خیلی خیلی لطف میکنی و منت سره ایرانیهایی میکنی که کمکشون میکنی اینو بدون که جای دیگه به شما کمک بهت میشه که شاید خودتم متوجه نشی شما از مردم انتظاری نداشته باش خوب و بد همه جا هستن.
    من جایه شما باشم کمک میکنم چون اعتقاد دارم کمک کردن خودش یه فعل درسته و فعل درست رو انجام بده به هر کس مسئولی پیشنهاد نیروی کار دادی باهاش اتمام حجت کن که از لحاظ اخلاقی و انسانی چقدر طرف رو میشناسی که بعدا وجه خودت خراب نشه
    موفق باشی عزیز دل

    • امیر said,

      مه 11, 2011 در 8:26 ق.ظ.

      ممنونم دوست عزیز از کامنت شما.
      اما کامنت این پست را دوست عزیزی برای من ارسال کرده بود و من هم تا به الان به همه کمک کردم ، تا آنجا که در توانم بوده ، و هیچ چشمداشتی نداشته و ندارم.
      خوش باشی


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: